X
تبلیغات
من این طوری لاغر می شم

من این طوری لاغر می شم

رژیم

بی انگیزه ی چاق!!!

وقت ناهار؛ میشینی سر میز یا پا سفره، یه کمی برنج میکشی و روش خورشت میریزی؛ با سالاد یا ماست؛ و مشغول خوردن میشی؛ تموم که میشه هنوز سیر نشدی؛ ولی با خودت میگی هنوز جا دارم واسه کشیدن و خوردن، این حالت دوباره و سه باره تکرار میشه، سنگین شدی و مقدار زیادی غذا خوردی؛ چرب و بی اندازه!

پا که میشی بساط و جمع کنی، چشمت از تو آینه می افته به خودت، رو در یخچال اتفاقی چهرتو میبینی؛ صورت پف کردت ، شکم ور قلمبیدت؛ باسن گندت، یه لحظه از خودت عقت میگیره، ناراحتیه شدیدی برت غلبه میکنه، دلت می خواد از دست خودت، از دست پر خوریت فریاد بزنی؛ زجه بزنی و دیگه هیچی نخوری تا لاغر بشی و از این شکل و شمایل احمقانه ای که واسه خودت ساختی در بیای. به نظر کاملا مصمم میای، طوری که انگار دیگه هیچی نمی تونه تورو از هدفت دور کنه، شدیدا دپرسی و دیگه شوخی نداری؛ خیلی جدی و با انگیزه.

چند ساعت بعد؛ وقت شام؛ میشینی سر میز یا پا سفره، یه کمی برنج میکشی و روش خورشت میریزی؛ با سالاد یا ماست؛ و مشغول خوردن میشی؛ تموم که میشه هنوز سیر نشدی؛ ولی با خودت میگی هنوز جا دارم واسه کشیدن و خوردن، این حالت دوباره و سه باره تکرار میشه، سنگین شدی و مقدار زیادی غذا خوردی؛ چرب و بی اندازه!

پا که میشی بساط و جمع کنی، چشمت از تو آینه می افته به خودت، رو در یخچال اتفاقی چهرتو میبینی؛ صورت پف کردت ، شکم ور قلمبیدت؛ باسن گندت، یه لحظه از خودت عقت میگیره، ناراحتیه شدیدی برت غلبه میکنه، دلت می خواد از دست خودت، از دست پر خوریت فریاد بزنی؛ زجه بزنی و دیگه هیچی نخوری تا لاغر بشی و از این شکل و شمایل احمقانه ای که واسه خودت ساختی در بیای. به نظر کاملا مصمم میای، طوری که انگار دیگه هیچی نمی تونه تورو از هدفت دور کنه، شدیدا دپرسی و دیگه شوخی نداری؛ خیلی جدی و با انگیزه.

این ماجرا هفته هاست؛ ماه هاست یا حتی سالهاست که داره واسه تو تکرار میشه، وقتی سیری با انگیزه ای ولی وقتی گرسنه میشی دیگه هیچی حالیت نیست! از خود بی خود! ولی عزیزم به خود آی...

تو در زمان بدی انگیزه میگیری؛ و در زمان بدی انگیزتو از دست میدی! واسه همین داشتن این انگیزه هیچ کمکی به تو نکرده جز اینکه اعصابتو بهم ریخته.

تو میری تو خیابون، یه دختری از جلوت رد میشه، بسی خوشگل و خوش اندام و خوش تیپه ، تو بهش نگاه میکنی و با خودت میگی منم باید این شکلی بشم؛ باید لاغر بشم، باید خوشتیپ بشم... کاملا جدی و استوار، کارت بیرون تموم میشه و میای خونه، رو گاز قابلمه برنج و قرمه سبزی رو میبینی، تو افکارت و انگیزتو و حسرتی که ۱ ساعت پیش تو خیابون داشتی فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

تو پای تی وی نشستی، داری شو میبینی، یه دفعه یه شو نشون میده از خواننده خزو خیل که داره خودشو جر میده واسه یه دختره!‌ دختره اندامش خوبه، به مایو پوشیده قر میده، یه لحظه احساس میکنی دختره داره این کارا رو میکنه که حرص تورو در بیاره! اصلا داره با اندامش به تو دهن کجی می کنه! تو با سوادی؛ با شعوری؛ پاکی؛ خانواده داری؛ اونوقت انگاری اون دختره با اون اندام و حرکاتش تو دوربین زول میزنه و با یه لبخنده چندش آوری بهت میگه تو هیچی نیستی! هیچکی تورو دوست نخواهد داشت؛ هیچ کس واسه تو با اون هیکله مسخره ات آواز نمی خونه، تحویلت نمی گیری؛ نمی بینتت! تو عصبی میشی، بهم میریزی، و انگیزت در بالاترین نقطه نمودارت قرار میگیره؛ اما ۲ ساعت بعد؛ سر شام، دیگه از اون دختره و انگیزه تو خبری نیست؛ فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

میری خرید لباس، هیچی سایزت نیست، اونایی هم که هست بد شکل و آشغاله؛ از فروشنده مخصوصا اگه پسر باشه و صد البته جوون بسی خجالت میکشی موقع گفتن سایزت! تو اتاق پررو جا تنگه، به شدت عرق کردی، و لباسا به زور تنت میره، انقدر تنگه که موقع در آوردنش می ترسی که هر لحظه جر بخوره و مجبور بشی پولشو بدی! تمام مدت به خودت فحش میدی، و قسم می خوری که این بار دیگه جدی و با انگیزه خواهی بود؛ اما درست زمانی که غذا رو میبینی  فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

این حالت واسه تو بارها تکرار میشه، تو هر مهمونی؛ موقع خرید هر نوع لباس؛ مقایسه خودت با دیگران، دیدن افراد دیگه؛ هر بار که میری جلو آینه و ....

اما تو آدم بشو نیستی! حالا باید چی کار کرد!؟؟؟

انگیزه شناسی! یعنی در زمان درست و به موقع موتور انگیزه خودتو روشن کن! دلایل انگیزه خودت رو پیدا کن، هر چی که هست، یه لباسی که خیلی خوشگله، خیلی هم رنگش بهت میاد ولی کوچیکته، فلان خواننده یا بازیگر یا ... که هر وقت شوهرت، نامزدت، یا دوست پسرت میبینتش چشماش زوم میشه روش و تو رو از ته دل می رنجونه و عذاب میده، هر چیزی، هر مساله ای، هر حرفی، یا هر شخصی که تورو در در بالاترین سطح انگیزت قرار میده؛ سریع پیداش کن، و ۱ دونه از عکساشو، حرفاشو  و .... بذار جلو نظرت، رو در یخچال؛ در کمد، یا هرجایی که باید ازش بگذری واسه رسیدن به غذا؛ اون چیزی رو انتخاب کن که بیشتر از همه زجرت میده، و بذارش جلو چشمت، جایی که وقتی که از خواب پا میشی ببینیش و یادت بیوفته گرفتاریت.

فلان خواننده رو هر وقت میبینی اعصابت از اندامش بهم میریزه، از اونکه تو چقدر چاقی و اون چقدر خوش هیکل! عکسشو پیرینت کن بزن رو یخچال! یه دفعه شوهرت بهت گفته هیکل گندت و بکش اونور و تو از صمیم قلبت آزرده شدی؟ یه کاغذ بردار و روش بنویس؛ هیکل گندت و بکش اونور و بزن رو در اتاقت! هیچ صحنه ای به اندازه دیدن اندام خودت آزارت نمی ده؛ خونتو پر کن آینه!

ببین؛ انگیزه شناسی کن، اول ببین چی بیشتر از همه بهت انگیزه میده واسه نخوردن، و وزن کم کردن؛ بعد اون و در جایی قرار بده که زمان درستی بیاد جلو نظرت؛ یعنی وقتی که گرسنه ای!

چند تا نکته هم تو یه سایتی دیدم ؛ همین حرفای من و فهرست وار گفته که ایناس:

آیا می خواهید انگیزه خود را در لاغر شدن افزایش دهید؟

- یکی از راههای حفظ اراده و انگیزه ، فکر کردن مداوم به هدف نهایی و فواید آن است یعنی رسیدن به سلامتی،شادابی ، جوانی و زیبایی در چند ماه آینده .

- سایزی که به آن خواهید رسید را جلوی چشم داشته باشید.

- انگیزه روز اول را به یاد داشته باشید .

- قبل از خواب و بلافاصله بعد از چشم باز کردن جملات تاکیدی را فراموش نکنید .
مانند : خدایا کمکم کن تا رسیدن به وزن مطلوب ، اراده قوی خود را حفظ کنم .

- هر لحظه به ضررهای چاقی فکر کنید .

- هر لحظه به فواید کاهش وزن فکر کنید .

- - در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت؛ پس از كاهش تدریجی وزن، در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت می‌تواند برای تغذیه صحیح شروعی تدریجی باشد مثل، كاهش وزن تدریجی یا انجام تغییرات كوچك در وعده‌های روزانه.

- یادداشت كردن تغییرات؛یادداشت كردن تغییرات مثبت و مرور آن‌ها به شخص انرژی مجدد می‌دهد و باعث تشویق او به ادامه راه می‌شود. این مسئله برای افرادی كه قصد كاهش وزن دارند كمك خوبی است.

- پیدا كردن رقیب و یا الگوی مقایسه در این راه؛تجربه نشان داده داشتن رقیب در ایجاد انگیزه برای شخص بسیار نتیجه بخش بوده است. به عنوان مثال زوج هایی که برای کاهش وزن با یکدیگر اقدام به رژیم گرفتن می کنند ، موفق تر از حالت انفرادی عمل می کنند .
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 17:13  توسط مهسا  | 

پستی برای ...

سلام دوستای جیگرم

من یه پست در رابطه با افزایش انگیزه به شما بدهکارم!!! الان می خوام در مورد یه دختری به اسم ... بنویسم!

خودش و این طوری معرفی کرده یعنی! اگه نوشتم و از اون طرف کشیده شد به بالارفتن انگیزه که هم حرفم و به ... زدم و هم بدهکاریم و با شما صاف کردم؛ اما اگه به انگیزه ختم نشد یه پست جدا گونه واسش می زارم.

نوشته شده توسط ...:

سلام عزیزم.
خیلی وقته می خونمت.الانم دارم با اشک و بغض برات می نویسم.
منم چاقم.خیلی چاق.106 با 164 سانت قد! یه چیز وحشتناک.
همین الان دیدم که پشت رونای پام واریس شده.... از الان! من همه اش 18 سالمه.هیچ اعتماد به نفس و خود باوری ای برام نمونده.همه ی زندگیم تو این خلاصه شده که کم کنم وزنمو...شرایط تحقیر کننده ای دارم.اما از همه چیز و همه جور رژیمی ناامید شدم.همه اش هم به خدا شکایت می کنم که چرا؟ چرا من باید دقیقا این طور باشم؟! اونم زمانی که 2 تا خواهرای من مانکن مانکنن..؟ جفتشون یه چیزی تو مایه های 162 با 40 کیلو وزن.
خسته شدم از زندگی نکبتیم... بدجور تو ذوقم خورده...

ببین عزیزدلم، ببین خانم خوشگلم، قربونت بشم من، این شرایطی که تو داری واسه من میگی من خودم تجربه اش کردم، انتهای تنهایی و خستگیه یه آدم، مخصوصا یه زن! منم مامانم و خواهرم ۲ تا مانکنن هر دوشون با قد ۱۶۷، ۵۵ کیلو هستند، من همیشه پیششون شبیه آدم کوتوله های چاق و بی ریخت بودم؛ می رفتم استخر؛ بدن خوش فرم دخترارو می دیدم؛ پوست صاف و تمیزشون و رونهای کشیده و خوشگلشون رو ....

نا امید میشدم؛ بیزار میشدم از خودم، از آدما، از اطرافیانم، اعصابم بهم میریخت که میدیدم مامانم با ۳ تا زایمان و چهلو خورده ای سن سینه های سفت و خوشگلی داره، خواهرم با اینکه نه ورزشکاره نه به بدنش میرسه؛ یه شکم تخت داره، سینه های سر بالا داره، و ....

از خودم بریده بودم؛ از پوست صد تیکه ی ترک خوردم، از رون های سلولیت شدم، از سینه های آویزونم که همیشه حالم و بهم میزد چون شبیه سینه های پیرزن ها بود، از اون غبغب مسخره ی رومخیم، لپای حالت تهوع، شکم شل و ولو آویزون و همه اون چیزایی که باعث شده بود من جوون نشده، جوونی نکرده، پیر بشم و تموم بشم و هر روز بدون اینکه بمیرم؛ آرزوی مرگ کنم.

منم اون موقع دقیق فکر تورو داشتم، هر روز به خدا می گفتم خدایا چرا من!!! و فکر می کردم همه راهارو رفتم ولی نشده! ولی بعدش یه چیزو فهمیدم؛ من چاقم، خب به خدا چه!؟ من غذا زیاد می خورم، تحرکم کمه، پس چاق شدم! و اگه همین طوری ادامه بدم چاق ترم میشم حتما! من هیچ راهی رو تا اون موقع امتحان نکرده بودم! فقط فکر میکردم که کردم!!! من نهایتا ۲ هفته پشت سر هم رژیم گرفته بودم و بعدش ول کرده برده بودم خب!

نهایتا ۱ ماه مداوم ورزش کرده بودم و بعدش ول کرده بودم خب! من دنبال راهی بودم که بشه تو ۱ ماه ۴۰ کیلو اضافه وزنم از بین بره!!! و این تمام حماقت چندین ساله من بود! تو تا الان چه مدت مداوم ورزش درست و درمون کردی؟ چه مدت رژیم مستمر و حسابی گرفتی؟ تو اگه ۱ سال رژیم و ورزش مستمر و درست داشته باشی به طرز معجزه آسایی وزن کم میکنی، پس تنبلی و کاهلی خودتو گردن خدا ننداز، تو از خدا معجزه می خوای؟؟ می خوای صبح از خواب بیدار بشی ببینی لاغر شدی! خدا همچین کاری نمی کنه؟ ببین منو، تا دستتو نزنی به زانوت، یا علی نگی، برنامه نریزی، رژیم مدون و نوشتاری نداشته باشی، باشگاه ثبت نام نکنی، پیاده روی نداشته باشی، از غذاهای ممنوعه دست نکشی، به همون خدا قسم هیچ اتفاقی نمی افته جز اینکه هر روز چاق ترم میشی و زمانتم از دست میدی، دختر تو الان ۱۸ سالته، تازه اول نوجوونی هستی، به خدا قسم اگه الان شروع کنی ۲۰ سالگی مانکن میشی، چیزی که هرگز باورش نمیکنی؛ چیزی که همش آرزوشو داری...

بلند شو؛ اداره کن، کمر همت ببند، همین امروز برو یه دکتر تغذیه؛ الان که دیگه خدا رو شکر سر هر کوچه یه دکتر تغذیه هست، اسمتو بنویس باشگاه؛ روزی ۱ ساعت ایروبیک تو باشگاه، ۱ ساعت پیاده روی تو پارک با رژیم دکتر؛ سر ۱ ماه ۱۰ کیلو میای پایین، اصلا خودت حالشو میبری؛ کیف میکنی از بودنت، از وجودت!

می دونم راه سختیه ولی شدنیه، ولی دلچسبه، منتظر معجزه از طرف خدا نباش! تو خودت معجزه خدایی ...

حالا که حرفای من و خوندی؛ برو و یه بار دیگه نوشته ی خودتم بخون؛ ببین منو ، تو درد داری، من اون و می دونم؛ ولی دردت درمون داره، اینم من می دونم، درمونشم بهت گفتم، پس شروع کن؛ غافل نشو از خودت از آیندت از زندگیت!

تمرکز کن و واسه خودت هدف بذار

۱- آهنگ غمگین ممنوع، شوخی نیستا! جدیه! جدیه! فقط موزیک شاد و فقط تحرک؛ هدفون+آهنگ شاد تو پارک پیاده روی؛ به جای هدفون+آهنگ غمگین رو تخت گریه

۲- پوستت داغون شده؛ سینه ات شل شده؛ رونات سلولیت شده! به درک؛ تو الان وظیفه داری که لاغر بشی، اصلا و اصلا و اصلا به این چیزا فکر نمی کنی؛ فقط به لاغر شدن فکر میکنی و بس؛ ۷۰ درصد این مشکلات با لاغر شدن از بین میرن طوری که اصلا خودت باورت نمیشه! ولی تو به این چیزا کاری نداری؛ هدف تو فعلا فقط کاهش وزن باشه

۳- افکار منفی رو بریز تو کوچه، کاش من جای این بودم؛ جای اون بودم؛ من بدبختم؛ من بدشانسم و ...، اصلا از این حرفا نداریم خانوم، فقط فکرای درست حسابی و آینده دار، برنامه ریزی واسه لاغری؛ کالری شماری و بقیه چیزا

ببین یه دونه بزن تو گوش خودت تا از خواب خرگوشیت بیدار بشی، بعدشم بلند شو برو کارایی که گفتم انجام بده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392ساعت 11:25  توسط مهسا  | 

کار سر کاری!

به به ، سلام دوستان گرام

حال و احوال چطوره!!!می دونید بدی کار دولتی چیه؟ اینه که باید سر ساعت ۸ صبح سر کار باشی! حالا می دونید خوبیش چیه؟ اینکه هیچ کاری نیست که انجام بدی!

البته تو هفته گذشته این طوری نبودا، خدایی من ساعت ۸ میومدم سر کار تا ۶ ، ۶:۳۰ می موندم؛ فقط هم کار می کردم؛ ولی دیروز پروژه رو تحویل دادیم، زمان تحویل پروژه بعدی هم ۳۱ اردیبهشت و الان تقریبا تو استراحتیم تا نفس گیری کنیم و دوباره بیوفتیم به کار! یعنی فردا و پس فردا تعطیلم و فقط می خوام استراحت کنم ولی نمیشه که! آخه پایان نامم و دست نزدم و بدجور بیخیالش شدم؛ اونم می مونه وبال گردنم میشه!

تا ببینم چی میشه، پنج شنبه و جمعه قبلی که از صبح تا شب با دوستام بیرون بودم و بدجور خوش گذروندم؛ اینم آخرای خوش خوشان منه؛ دیگه باید یه فکری به حال خودم بکنم؛ پول در بیارم کارو باری راه بندازم؛ خونه ای؛ ماشینی، والا!

از این به بعد و به در خواست دوستان؛ جواب هر دوستی رو تو همون قسمت نظرات میدم که مشکلی نباشه.

دوستون دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:49  توسط مهسا  | 

رفع ترک پوست

رفع ترک پوست از هانیه جون

هانیه عزیز زحمت کشیده  راه حل حسابی واسه ترک جوریده؛ من الان زمان ندارن نظرات و پاسخ بدم ولی ۵ شنبه حتما پست تپل می زارم با جواب سوالا؛ دوستون دارم

سلام دوستم..
منو یادته؟؟همونم که اومدم گفتم چیا واسه ترکامون خوبه..بازم یه چیز جدید یافتم...
http://www.farateb.com/hygienic.php
اینجا رو ببینید..یکی هست تو همین ساین گفته دو قالب صابون زدم کلا ترکا از بین رفت..کلا هاااااااااااا...
از دیگران هم شنیدم که تاثیر فوق العاده ای داره..همه میگن به ایرانی بودن و قیمت هزار تومنیش نگاه نکن محشره...هر کی زده راضی بوده..روزی یکی دوبار باید با لیف ماساژ بدیم رو پوستمون..تو بعضی داروخانه ها هم هست..راستش من چند جا رفتم پیدا نکردم..یعنی فقط گلیسیرینه ش بود...امروز از اون اقاهه تو داروخونه پرسبدم چرا بقیشو نمیارین گفت زیاد شناخته شده نیست کسی نمیخره..ولی از مردم خیلی تعریف شنیدم خیییییییییلی...
من عسل..الوورا..نارگیل و زیتونشو گرفتم...تا اخر رژیمم میزنم..شماهم بخرید حالا یا ازین سایت یا جای دیگه..قیمتاش هم خیلی عالیه..ولی چون گیاهی و ...خیلی تاثیرش خوبه..
من چون عادت ندارم در مقابل چیزی زانو بزنم همیشه دنبال راه حلم ..و بازم میام و از کشفیا جدیدم !!!براتون میگم
مهسا جونم اگه میشه این کامنتمم بزار تو یه پست تا همه ببینن..شاید کسی کامنتارو نخونه گناه داره اون وقت
انشالا هممون پوستمون عالی بشه
من زورم میاد 130 هزار تومن بدم به ژل حلزون..
روغن زیتون و روغن کنجد و روغن بچه فیروز و کرم ها و لوسیون هایی ویتامین ای و ...رو و این صابونرو استفاده میکنم...خوشحالم که راهشو ژیدا کردم..شما هم روزانه و مداوم و با امید برید جلو مطمئن باشید مایوس نمیشید..از هیچی مثل اینا انقدر تعریف نشنیده بودم...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:2  توسط مهسا  | 

بی وفایی عالمی داره...

سلام دوستان گلم

امیدوارم خوب و خوش و سلامت و خوش اندام باشید

ببخشید که من زیاد وقت نمی کنم سر بزنم، سر کارو گرفتاری دیگه؛ به هر حال امیدوارم همه پرچم رژیم و ورزش و بالا نگه دارن.

بچه ها چند توصیه از یکی از دوستان به اسم شیرین داریم که می خونیم:

1.هر وقت که گرسنه شدی غذا بخور2.هر چیزی که دوست داری بخور3.از هر لقمه غذا لذت ببر و ارام بخور4.وقتی سیر شدی دیگه نخور.این روشه ادمهائی که ذاتا لاغرن اونا هیچ وقت گرسنگی به خودشون نمی دن و در عوض هیچ وقتم برای عوض کردن احساسشون غذا نمی خورن.مثل ناراحتی -غم -ناکامی -بی حوصلگی .در واقع اونا می دونند که چه وقت گرسنشونه و چه وقت سیر می شن .


زینب: گلم به هر حال پوست که کمی شل میشه ولی با ورزش خیلی میشه جلوگیری کرد ؛ از ورزش غافل نشو

سارا: عزیزم ران مشکل عدم تقارن پیدا میکنه و دیگه اینکه رگ حساسی داره، بعدشم چاله چوله میشه، حالا دیگه بستگی به بدن تو، مهارت دکترت، و شانست داره تا حدود زیادی...

لیلا : نمی شناسم این دکتری که میگه خانومی، آدرس وب بده برات رمزو بزارم

اگرین : عزیزم دکتری به نام افشار و حبیبیان می شناختم که البته الان زیاد خاطرم نیست مطبشون کجا بود ولی کارشون و من ندیدم!!!! پیش رزازی هم رفتم چون بقیه با لیزر لیپو می کردن، این با اولتراسید!

سبحان: ممنونممممممممممم

ستاره آسمون: عزیزم بیشترین مقداری که میشه تو ۱ ماه کم کرد با ورزش و رژیم و بدن صدمه نبینه، نهایت ۶ کیلو، یعنی واسه من که این بوده، ولی به نظر من تو زوم کن رو ورزش!!! و تو رژیم پروتئین هم واسه خودت حتما مرز مشخص کن، حالا اگه جای ماهی مرغ یا مقدار کمتری گوشت بخوری مشکلی نیست ولی دست خودتو تو رژیم انقدر باز نذار! بله من ۴۰ روز همونا رو خوردم فقط

سپیده: عزیزم این عکس فتو شاپ نیست، من خودم فوق لیسانس گرافیکم فتوشاپ واسم بچه بازیه؛ بعدم  ۱۰ تا عکس دیگه هم گذاشتم، از روند کاهش وزنم که دیده شده، شما جوش نزن، مشکل مغزی هم کسی داره که میاد چرند و پرند می نویسه، شارژ گدایی می کنه، قصه دوست پسراشو می نویسه، کسی که بقیه رو به رژیم و ورزش دعوت می کنه؛ مشکل مغزی نداره؛ من رونام هنوز خیلی آب داره و هنوزم در حال لاغر شدنم، خودم می دونم که ایده آلم نیست که هنو میام میگم رژیم دارم و ورزش می کنم، عقده هم شمایی داری که نمی دونی چی رو کجا به کی بگی، باقی حرفاتم می زارم رو حساب حماقتت.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:50  توسط مهسا  | 

اینجا اداره، صدای مهسا

سلام بچه ها

من از نهایت شب و از داخل اداره تو اتاقم برای شما می نویسم؛ یعنی من الان باید تو تختم خرقلط میزدم ولی الان اینجا مثله خروس نشستم، یعنی پست ۸ صبحی هیچ وقت نداشتم من!!!

کارم اینجا بدک نیست، نسبتا راضیم، مدیرمم  آدم خوبیه؛ اگر چه تو اداره ای که ۲:۳۰ تعطیل میشه من و تا ۵ نیم ۶ نگه می داره، بقیه کارارو هم میده ببرم خونه انجام بدم؛ اما آدم خوبیه

اینجا فقط گاهی با دیدن آقایون فشار خونم بسی بالا میره؛ وگرنه مشکل خاص دیگه ای نیست!

یه آخوند داریم اینجا همکار گروه فرهنگیه؛ دیروز زنش اومده بود، چشمتون روز بد نبینه؛ زنش آنجلینا جولی بود؛ چه آرایشی؛ مانتو کوتاه؛ موها بیرون!!!!  بعدش که رفتن از یکی از همکارام پرسیدم این خانومه حاج آقا بود؟!!! این همکارم که میگم یه پسر جوونه؛ گفت آره! گفتم عجب! گفت حاج آقا میگه من از محجبه و چادری متنفرم؛ این جور زنا در حقیقت دارن به ما توهین میکنن با چادرشون؛ که یعنی شما مردها انقدر بدبختیت که مارو نگاه میکنید!!!

فکر کن؛ منم با چادر نشستم حالا!!! یعنی اینا مخ که ندارن هیچ، درگیرم هستن اساسی؛ من که دیگه حرفی واسه گفتن نداشتم و فقط به ترور اندیشیدم!

یعنی با عرض مغذرت تخمی تر از اینااااااااااااااااااااااااااااااااااا وجود داره!؟؟؟؟ داریممممممممم؟ هست؟؟؟

خودشون جوونای مردم و به خاطر بد حجابی جمع میکنن؛ بعد خودشون از با حجابا متنفرن؛ بعد دلیل این تنفر من و کشته!!! بابا اگه دین ندارید حداقل آزاده باشید بی همه چیزا! دهن من و وا کردیا احمق؛ بی شعور...

بگذریم؛ هرچی بیشتر در موردشون حرف بزنیم عصبی تر میشیم؛ اینا دیوونه ان ! من خودم اعتقاد دارم به دیدگاه بقیه احترام بذار؛ تا به دیدگاه تو احترام گذاشته بشه؛ هر کی آزاده هر حجابی که می خواد داشته باشه؛ هر طور که می خواد زندگی کنه، این یعنی همزیستی، یعنی تمدن، فضولی و اظهار نظر در مورد این و این فقط و فقط آدم و از خودش و احوالش دور میکنه! همین

اینم بگما حدود ۲هفته پیش جمعه  با خواهرم رفته بودیم پارک ارم یکم بازی و اینا، من اونجا یه تیپایی دادم یه قیافه هایی دیدم یه وضعی دیدم، که گفتم تف به من اگه دیگه مانتو کوتاه پوشم؛ یا آرایش غلیظ کنم، یعنی بچه ها انقدر وضعشون زننده بود، انقدر وضعشون مسخره بود!!! جالب اینجاست خودشون فکر میکردن چه دافی شدن با مانتوی رو کونی و ساپورت!!! به نظرم که فقط یه پیغام می دادن به بقیه؛ من فلانم...

همه دماغا عمل، گونه ها کاشته؛ لبا پروتز؛ آرایشای زننده، به خدا تو آمریکا زنای خرابشون هم انقدر نمی مالن!!! همه شکل هم، مزخرف؛ از سر تا ته یه خیابون میری ۳۰ تا دختر میبینی ۲۰ تاشون کپه همن؛ آخه ما کی می خوام نه افراط کنیم نه تفریط؛ مثل آدم زندگی کنیم؛ خودمون باشیم و اونی که هستیم و بهتر کنیم!!!

چه منبری رفتم من سر صبحی؛ خوشی زده زیر دلم؛ تا چند دقیقه دیگه مدیر بخشمون میاد انقدر کار میگه که گه گیچه بگیرم!!!

از روزی که میام اینجا دیگه روزی ۲ ساعت پیاده رویم تعطیل شده مالیده! ولی عوضش هیچی هم نمی خورم؛ صبح ۱ لقمه نون پنیر، در طول روز چندین لیوان چای تو اداره؛ ساعت ۶ اینا هم که می رسم خونه یه ناهار مختصر بدون نون و برنجی می خورم؛ همین؛ دیگه هیچی؛ از بعد از اون ناهار که ساعت ۶ صرف میشه تا شبم که بخوابم فقط ۵ ۶ لیوان آب می خورم؛ فقط همین. البته گرسنمم نمیشه خدا رو شکر!!!

خلاصه این طوری دیگه...

بچه ها یه دوستی به نام فروز تجربه لیپوی بازوشو برامون گفته که می خونیم:

سلام من حدودچهار ماه پیش بازوهامو پیش یه خانم دکتر به اسم وزیری نسب لیپولیز کردم اول بهم گفت یه سوراخ کوچیک در بالای ارنج ایجاد میکنم فقط یه کم درد داره ولی موقع عمل یه سوراخ هم تو قسمت زیر بغلم بوجوداوردن که بعد از عمل درد شدید داشتم دردم تانزدیک دوماه طول کشید بخصوص با بستن گن واقعا سخت بود بعد از دوماه گن رو که به صورت شبانه روز میبستم باز کردم تو این دوماه شبها از درد نمیتونستم راحت بخوابم گردنم هم دچار درد واسیب شده بود حتی یک بار هم خانم دکتر نخواست ببینه بعداز عمل چه وضعی دارم بعد از بازکردن گن دچار گردن درد شدیدی شدم که تاصبح از درد وناراحتی نمیتونستم نه بخوابم ونه راه برم وبشینم تاعید من درد شدید داشتم الان هم دستام فوقالعاده زشت شده به طوری که روم نمیشه لباس استین حلقه ای بپوشم فقط سایزش کم شده ولی پر از چاله ست ودر زیر بغلم زشتی بدی هست خلاصه 1/800گرفت وباگن وبقیه مخارج شد 2میلیون

عزیز دلم، من خودم خانومم؛ خانوما هم همشون محترم؛ ولی چرا رفتی پیش زن!!! آخه آدم میره پیش یه خانوم عمل زیبایی میکنه! حالا که خودمونیم، غریبه هم بینمون نیست، دکترا که هیچی نمی فهمن؛ حالا زن که باشه دیگه اصلا هیچی نمی فهمه!!! منم بازوهامو لیپو کردم، واسه منم  نامتقارن شده، و زیباییشو از دست داده که اصلا به اون ۱ ذره کوچیک شدنش نمی ارزید، ولی خدایی ۱ ذره هم درد نداشتم؛ نه درد دست نه درد گردن؛ و واسه منم ۲ تا سوراخ کرد یکی بالای ارنج و یکی رو خود بازوم، که البته خیلی ریز بود و الان دیگه محو شده؛ ولی زیر بغل!!!!!! یعنی زیر بغلتو سوراخ کرده زنیکه خر!!! حالا اشکال نداره عزیزم، دیگه بهش فکر نکن؛ بیخیالش؛ کاریه که شده، ارزش غصه خوردن نداره.

به هر حال لیپو فقط واسه شکم، در حق خودتون خیانت کردید اگه جای دیگه تون رو لیپو کنید!


مهسا: عزیزم من ازدواج نکردم، شیرینی خورده بودیم که خدارو صد مرتبه شکر بهم خورد.

مهر: عسللللللللللللل، آخه من از اینجا چی بگم!!! ببین عزیزم به نظر من اصلا ربطی نداره که آدم چند کیلو باشه! یا چه هیکلی باشه، فقط و فقط زمانی به وزن ایده آلت میرسی که وقتی میری جلو آینه کیف کنی؛ همین؛ اگه کیف می کنی خوبی؛ اگه نه؛ ادامه بده، همه آدمای دنیا که نباید لاغر باشن، یا فیت نس باشن، ولی همه آدمای دنیا باید از اون چیزی که هستن لذت ببرن، حالا اصلا یکی توپوله با هیکلشم داره حال میکنه؛ اصلا دلیلی نداره لاغر بشه! ببین از اون چیزی که هستی راضی یا نه؟ ولی این قدو وزنی که گفتی کاملا ایده آلی

مریم: جواب دادم که جیگر؛ رو همین وب، پایین پست قبلیم!

با تشکر از باقی دوستان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت 9:51  توسط مهسا  | 

شاغل می شویم!!!

سلام دوستان عزیزم

بچه ها با اجازتون بنده شاغل شدم!!! یعنی دهنم صاف با این شاغل شدنم، یه جای دولتی مشغول شدم؛ بعد از امتحان کتبی و ۲ جلسه مصاحبه، دهن سرویسا گفتن ۲ ماه بیا کار کن تا بعدش تازه باهات قرار داد ببیندیم!!! ما هم که انقدر تلاش کرده بودیم که به این موقعیت برسیم اصلا نپرسیدیم یعنی این ۲ ماه مجانی باید کار کنیم؟ اصلا حقوقمون چقدر هست! و اینا هم سواستفاده گر ساعات کاری تا ۲:۳۰ اون وقت بی همه چیزا من و تا ۳:۳۰  ۴ نگه میدارن همش! حالا از اینا گذشته باید قیافمو ببینید که چطوری شده  واسه خودم شدم یه فاطی کماندووووووو، چادر، مقنعه، بدون آرایش، اصلا یه وضعی!!! خودمم خودم و نمی شناسم! آخه این چه مملکتیه که درست کردین، واسه هر کاری باید کلی تظاهر کنیم، همش ریا و دروغ! هی وای ما!

خلاصه دیگه شکل زندگیم از حالت جغد به حالت خروس تغییر حالت داد! البته سعی می کنم مثل سابق سر بزنم به وب و نوشتن و تعطیل نکنم.

این لیپو کردن ما هم جریانی شده واسه خودشا! بابا کوتاه بیایید دیگه! من این روش لیپو رو فقط و فقط برای ناحیه شکم پیشنهاد میکنم، و اگه خودمم برگردم عقب فقط شکممو لیپو میکنم، همین.

 میریم سر سوال جواب ها


شقایق جان: عزیزم اولا عروسیتو تبریک میگم ، ایشالله خوشبخت بشی، ببین گلم من با خانوم های زیادی در ارتباطم و بهشون رژیم و ورزش پیشنهاد میدم، اما اکثرا همشون هم اضافه وزنشون خیلی زیاده و هم مجردن، به خاطر اینکه شرایطشون مثه قبل خودمه من بهشون رژیم و ورزش خرکی پیشنهاد میکنم، اما به همشون میسپارم که تا دیدن دارن صدمه میبینن فشارو کم کنن، اما شما شرایطت متفاوته خب! اولا نزدیکه عروسیته همین جوری فشارو استرس روت زیاده، بعدشم دیگه متاهل شدی و خدایی نکرده اگه با رژیم صدمه ای به بدنت برسه آقاتون فحش کش میکنه مارو! خلاصش اینکه من بهت می گم اما پیلیز تا دیدی سختته ولش کن، با توجه به اینکه وقت زیادی نداری و زمان ورزش کردن هم نداری من بهت رژیم کانادایی رو پیشنهاد میکنم، فکر کنم یه دوره ۱۵ روزه بگیریش تمومه همه اضافه وزنت، سرچ کن به راحتی پیداش میکنی، موفق باشی.

شمیم جان: فقط شکم

عسل جان: همین طور که خیلی گفتم با لیپو اصلا وزن کم نمیشه، نهایتا ۲ تا ۳ کیلو، دکترم هم خوش برش نبوده، شهریار رزازی بوده، که تو دکترایی که می شناسم از همه بد اخلاق تر ولی ماهرتره، برای شکم و پهلو لیپو رو به شما پیشنهاد میکنم، دردسرش زیاده ولی بسته به مقداری که الان شکمت رو مخته می ارزه دیگه!

سبحان: شک نکن، همین طوریه

آیسا:

سرنتیپیتی: جیگرت تو حلقم

بنفشه جان: ممنونم عزیز، ایشالله همه ورزشکار بشیم.

مریم: یعنی تو ناحیه شکمم یه مقدار پوستم شل شده! البته مورد من خیلی خاص بود، شاید برای تو نشه عزیزم، من اصلا سر شکم نداشتم ولی زیر شکمم اصلا آب نمی شد واسه همین رفتم لیپو، و لیپو لیز کردم، نه ساکشن، مشکل دیگه ای که زیر شکمم داشت عدم تقارنش بود که ارثیه، واسه همین اصلا رفتم لیپو، چون باید عمل زیبایی می کردم، اما گفتن لیپو سر پاییه و دردسر نداره و اینا،‌ لیپو کردم که دردسرش کم از عمل زیبایی نبود، ولی اگه اضافه وزن داری در ناحیه شکم و پهلو من بهت لیپو لیز رو توصیه می کنم، البته فقط واسه همین مورد ها، وگرنه بازو و رون و ... دیگه مزخرفه!

امیر: من لیپولیز کردم، کرایو نمی شناسم والله!

لی لی: یاد گرفتن هولاهوپ فقط تمرین می خواد، هی بنداز دور کمرت بچرخون راه میوفتی

مهتاب: عزیزم من که دقیقا نمی تونم به تو مدت بدم، مکانیزم و سوخت و ساز هر کس با دیگری متفاوته خب! من لیست کالری هارو تو پیوندهام دارم، کالری که مصرف می کنی بشمار؛ روزی ۴۰ دقیقه نرمش هم حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ کالری مصرف میکنه، شما اگه روزی ۱۲۰۰ کالری مصرف کنی و ورزش هم نکنی نه وزن اضافه میکنی نه کم، حالا ببین چقدر کالری مصرف می کنی، و با نرمشت چقدر از اون میزان کم می کنی، برای کم کردن ۱ کیلو باید ۷۰۰۰ کالری مصرف بشه، با یه ضرب و تقسیم می تونی حساب کنی دیگه، چون من نمی دونم چیا می خوری که!

با تشکر از همه دوستان عزیزم

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 15:2  توسط مهسا  | 

+18

خیلی ستمه، این آسفالت زندگی بدجوری افتاده رو دهن ما! دو سه روز احساس تنهایی و غم می کنم، نمی دونم چرا، اصلا هم از این مودای مسخره خوشم نمیاد، خدا باعث و بانیشو لعنت کنه، که من و انقدر ضد عشق و دوست داشتن کرد، یعنی اصلا نمی تونم کسی رو دوست داشته باشممممم!!! از همه بدم میاد! نمی دونم چرا؟ شدم از این مرد زده های تخیلی، طرف تا دهنشو وا میکنه همچین میرم تو شیکمش انگار ارثه بابام و می خوام، اصلا نمی تونم کسی رو قبول کنم، نمی تونم به هیچ کسی اعتماد کنم، نمی تونم از نو دوباره شروع کنم،‌ البت شایدم عیب از من نباشه، آدم حسابی گیر نمیاد که آدم به ریسمانش چنگ بزنه! والله!!! همه خزو خیل و خارا خاشاک.

یعنی میشه من عاشق یکی بشم،‌ بعد قلبم واسش بتپه،‌ بعد باهم تو افق محو شیم!؟؟؟ 

اه،‌ چرا انقدر این پسرای ایرانی ریزقولن؟ لاغر، کوتاه، چیپ؟ اه، یه تیریپ درست حسابی هم نمی بینیم! چه وضعشه آخه! ما لاغر کنیم، جون بکنیم، رژیم، ورزش؛ اونوقت اونا زیر ابرو وردارن، شیش جیب بپوشن تازه ادعا خوش تیپی هم بکنن! به خدا امروز با خواهرم رفته بودیم بیرون، یعنی تو محل درست حسابی هم یه آدم حسابی ندیدیم! همه تیریپ زیقی، بابا این چه وضعشه، اعتراض دارم، پسرای گرامی که ادعاتون دنیارو ورداشته یکم ورزش، یکم خوش لباس تر، یکم مردونه تر، حالمون بهم خورد آخه، 4 تا پسر تو خیابون میبینیم، شب خواب ملخ میبینیم،‌ به مارمولک یه سور زدید!

اونایی که الان می خوان بیان بگن، این طوری نگو، همه چی ظاهر نیست و اخلاق و انسانیت، همین الان در جوابشون بگم بزنید گاراژ پیلیز، مرد جماعت اخلاقیات و ادب و سواد واسش معنی نداره، اصلا هم قبول ندارم که همه مردها این طوری نیستن، و جمع نبند، هستن و جمعن میبندم، بی سواد و عامی هم نیستم، اتفاقا درسم خوندم، دانشگاهم رفتم، تا دلتم بخواد مسافرت و نشست و برخواست و میتینگ و جمع فرهیختگان! همه سرو ته یه کرباسن، اگه زیبایی و اندام ما خانوما مهمه، زیبایی و اندام اون ها هم باید برای ما مهم باشه،‌والله، هر بار با هر خری هم که باشی، تا یه دافی رد میشه سرش و 360 درجه می چرخونه، بعدشم واسه اینکه ضایع نشه یه تیکه می پرونه که اونو اینجاش اونجوریه!!! مگه ما خانوما چش نداریم!؟؟؟ پس وقتی یه عضله داره رد میشه نگاش کنید که طرفتون حساب کار دستش بیاد که چند چندین! تا کی می خواید کوتاه بیاید و این مردارو به اسم عشق و این جور مزخرفات با هر سرو شکلی قبول کنید! بیاید مثله خودشون باهاشون برخورد کنیم که یه مقدار گوشی دستشون بیاد، که اگر چه بوی کباب میدید ولی دارن خر داغ می کنن، این جوریاس!

در عجبم از اون تایم 4 ماهه که نامزد بودم!!! یعنی یه زاخارایی میوفتادن دنبالم! ماشین، قیافه، ادب! حالا همگی با هم از رو کره رمین محو شدن!!! اینم شانس ماست!

از حالو روز رژیمیم اگه بخواید روزی 2 ساعت پیاده روی + نون و برنج ممنوع + 6 به بعد هیچی!

نکته: 

پوست

1: واسه اینکه پوستتون چروک و شل نشه  در حین کاهش وزن، از ورزش غافل نشید، اگه تلفیقی از ایرو و دستگاه باشه عالیه، حتما ویتامین دی مصرف کنید ترجیحا با مشاوره پزشک

واسه اینکه پوستتون ترک نخوره حتما از کرم های مخصوص ( موجود در داروخانه های سراسر کشور ) و یا روغن زیتون استفاده کنید، از این موارد غافل نشید که بعد کاهش وزن کاریش نمی شه کردا، گفته باشم.

لیپولیز

دوستانی که می خواید لیپو کنید، باباااااااااااااااا 30 بار برید مطب دکتر، خوب ازش سوال بپرسید، ببینید طرف چه طوریاس، نمونه لیپوهاشو ببینید،‌ همین طوری چشم بسته نرید زیر تیغ! از دکتر بخواید همه چیرو براتون توضیح بده، آب آوردن،‌ عفونت کردن، همه چیرووووووووووو، دهنشو سرویس کنید خلاصه



طاهره در مورد لیپولیز: عزیزم از کدوم حرفم به این نتیجه رسیدی که از لیپوم راضیم!!! من 10 کیلو اضافه داشتم ولی بعد لیپو 1 گرم هم رو وزنه کم نمی کنی و فقط سایز کم می کنی، گن بستگی به شرکتی که ازش می خری و دکترت داره خانومی، و اگه از اون روزی که لیپو کردی، شروع به خوردن بکنی، 1 ماه بعد به حالت اولیت بر میگرده، دروغ محضه که دیگه از اونجاها چاق نمیشید!!!

منا: عزیزم کار خیلی خوبی میکنی می آی می نویسی، منم هر روز می خونم و خیلی هم رژیمت خرکیه، و منم دیوونه ی کارای خرکیم، ادامه بده، ببخش وقت نمی کنم جواب بدم، ولی هر روز می خونم خدایی، بوس، راستی مولتی ویتامین+ ایزی آیرون بخور حتما، ترشی هم اگه بعدش خوردنش سوزش معده نداری، مشکلی نداره

ندا: بعله، این خود خودمم، بگیر ببینیم!!! پیرزن و از تاکسی خالی می ترسونی؟؟؟ :)

نیکیتا و چاقی بالاتنه: عزیزم موثرترین روش لاغر کردن بالاتنه،‌ ایروبیکه! ایروبیک یه ورزش 70-30 ، یعنی 70٪ رو بالاتنه تاثیر داره، من برات ایروبیک، دراز نشست و حرکات پهلو رو پیشنهاد می کنم.

مینا و مشکل سلولیت: یه روش ماساژ درمانی هست، که البته نمی دونم تو ایران کی انجام میده!!! ولی برو ایشالله لیپو جواب بده؛ از دکترت مطمئن باش.

ساره: برو باشگاه با دستگاه رو رونات کار کن! مربی خوب پیدا کن هر جا هستی، رمز عکسام هم مشکلی نداره!!!

نگار جان سوال 1 رو بالا جواب دادم، در مورد ورزش باید بگم ترکیب اینها بسیار بهتره اگه بتونی انجام بدی، اگه نمی تونی هر کدوم برات لذت بخش تره و باهاش حال می کنی؛ اگه رژیم سخت داری مولتی ویتامین+مینرال و ایزی آیرون، اگه رژیمت ملایمه مولتی گاهی بخور ولی ایزی ایرون و همیشه بخور، بله ، برگردم بازم لیپو می کنم ولی فقط شکم

فاطمه: لیپولیز بازو خیانت به خودت!!! برو باشگاه، موضعی با وزنه رو بازوهات کار کن.





+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 1:22  توسط مهسا  | 

دوازده سفارش مهم دكتر كرماني

سفارش اول
مكان خاص و وضعيت خاصي براي خوردن غذا تعيين كنيد . مثلا با خود تصميم بگيريد كه حتماً براي خوردن هر غذايي، بايد سر ميز غذا خوري و در حالت نشسته باشيد .
خانم چاق : اين يك امر طبيعي است . همه مردم سر ميز غذاخوري يا سفره أي كه روي زمين پهن است غذايشان را مي خورند .
دكتر كرماني : نه فقط وعده هاي سه گانه ، بلكه براي خوردن هر چيز هر چند هم كه ناچيز باشد، مثلا يك دانه تخمه بايد آن را در حالت نشسته در آن جاي مخصوص خورد .
خانم چاق : كجاي منزل بهتر است؟
دكتر كرماني : هر جايي كه دلتان مي خواهد .
خانم چاق : اين محدوديت چه فايده اي دارد ؟
دكتر كرماني : اگر جاي مخصوصي در خانه براي خوردن تعيين كنيد ، مجبور مي شويد اگر دو عدد پسته هم بخواهيد بخوريد ، آن دو پسته را به اطاق پذيرايي ببريد و سر ميز بنشينيد و آن را بخوريد ، آيا شما به خاطر دو پسته اين كار را مي كنيد؟
خانم چاق : نه ، دو پسته ارزش اين همه برو بيا را ندارد. از خيرش مي گذرم.
دكتر كرماني : اگر مي خواهيد يك قاشق خورشت فسنجان را هم بچشيد ، بايد اين قاشق را به اطاق پذيرايي برده ، آن را بچشيد و برگردانيد .
خانم چاق : صرف ندارد آقاي دكتر! مثل ماه رمضان مي چشم و دور مي اندازم .
دكتر كرماني : اگر هنگام مشاهده تلويزيون بخواهيد يك چاي بخوريد، حاضريد هال را رها كنيد و چاي را به اطاق پذيرايي ببريد ، و بنشينيد تنها بخوريد و بعد به جمع خانواده در هال برگرديد ؟
خانم چاق : از خير آن چاي دور از خانواده و تلويزيون هم گذشتم .
دكتر كرماني : آيا فرمان ديدي بخور ، به شما فرمان خوردن پسته را نداد ؟
خانم چاق : چرا فرمان داد ولي ارزش بله گفتن نداشت .
دكتر كرماني : اگر اجازه داشتيد همان غذا را روبه روي تلويزيون در هال بخوريد ، مي خورديد يا نه ؟
خانم چاق : حتماً مي خوردم .
دكتر كرماني : پس آيا به اهميت اين تصميم پي برديد؟
خانم چاق : بله دكتر بسيار عالي است .
دكتر كرماني : اميدوام اين تصميم را همين حالا بگيريد و كار را براي فردا نگذاريد .تمني مي كنم براي تعيين مكان ، دقت كرده باشيد و اين دو جا را، انتخاب نكنيد .
خانم چاق : دو جايي كه نمي خواهيد كجا است ؟
دكتر كرماني : مبلِ مقابل تلويزيون را تعيين نكنيد ، زيرا هميشه آنجا مي نشينيد و مي خوريد . همچنين مكان تعيين شده در آشپزخانه نباشد .
خانم چاق : چرا براي اين دو نقطه استثناء قائل مي شويد ؟
دكتركرماني : زيرا بيشتر وقت خانم ها در منزل در اين دو جا مي گذرد، بنابراين صلاح نيست اين گونه مكانها براي نشستن و خوردن انتخاب شود .

سفارش دوم
دكتر كرماني : پس از صرف غذا فوري سفره را ترك كنيد .
خانم چاق : چه اشكال دارد سر سفره بمانيم و صحبت كنيم .
دكتر كرماني : صحبت كردن مشكلي ندارد ، دور از سفره هم مي توانيد صحبت كنيد .
خانم چاق : پس نگراني شما از چه چيزيست .
دكتر كرماني : نگرانم كه اگر سر سفره بمانيد ، فرمان هاي ديدي بخور شروع به فعاليت كند ، و شما را وادار به ادامه خوردن كند.
خانم چاق : درست نيست ما خودمان را عقب بكشيم و جمع كردن و تميز كردن سفره را به ديگران واگذار كنيم .
دكتر كرماني : لطفاً اول عقب نشيني كنيد و موقع جمع كردن سفره مجدداً براي كمك كردن تشريف بياوريد .

سفارش سوم:
دكتر كرماني : هنگام چشيدن غذا آن را ، قورت ندهيد .
خانم چاق : چرا ؟
دكتر كرماني : خانم ها هنگام چشيدن كالري زيادي مصرف مي كنند كه حتي باورش برايشان سخت است . مثلاً چشيدن يك قاشق خورشت فسنجان ، كه روي آن را روغن كاملا پوشانده است ، تقريبا 50 كالري دارد .
خانم چاق : آقاي دكتر 50 كالري كه ارزشي ندارد .
دكتر كرماني : موضوع يك قاشق نيست ، زيرا خانم هاي چاق به بهانه چشيدن تا ظهر خوردن را ادامه مي دهند !
خانم چاق : ميگوئيد ديگر غذاها را نچشيم ؟
دكتر كرماني : در ماه مبارك رمضان چطور مي چشيد ؟
خانم چاق : قاشق را در قابلمه مي زنيم و به طور عمودي آن را بيرون مي كشيم و تكان مي دهيم . بعد آن را سر زبان مي گذاريم و بعد آب دهانم را به بيرون مي اندازم.
دكتر كرماني : خواهشمندم همين امروز روي يك كارت كوچك بنويسيد «لطفاً هميشه مثل ماه رمضان غذا را بچشيد.» و اين كارت را روي اجاق گاز بچسبانيد .


سفارش چهارم :
هنگام گرسنگي به خريد نرويد
دكتر كرماني : هنگام گرسنگي به خريد نرويد.
خانم چاق : چرا دكتر ؟
دكتر كرماني : زيرا اگر خريد در حالت گرسنگي باشد ، به خريد چيزهاي اضافي كه نياز به آن نداريد مي پردازيد .


سفارش پنجم :
از خوردن باقي مانده غذاهاي فرزندانتان خودداري كنيد
خانم چاق : آقاي دكتر اگر ما نخوريم غذاها اسراف مي شود.
دكتر كرماني : امروزه هيچ جايي براي اين گونه بهانه ها وجود ندارد.
خانم چاق : چطور؟
دكتر كرماني : امروزه با وجود يخچال ها و فريزرها، هيچ چيز اسراف نمي شود. اضافه غذاها را مي توانيد تا وعده هاي بعد در يخچال نگهداري كنيد .
خانم چاق : اگر يخچال جا نداشته باشد چكار كنيم ؟
دكتر كرماني : در اين حالت دو انتخاب مي ماند. ريختن آن غذاهاي مانده در سطل آشغال ، يا ريختن آن در شكم پدر ومادر .
خانم چاق : كدام را انتخاب بكنيم ؟
دكتر كرماني : حتماً سطل آشغال را بايد انتخاب كنيد . شكم والدين كه سطل آشغال نيست !
خانم چاق : آيا ريختن نعمت خدا در سطل آشغال اسراف نيست .
دكتر كرماني : بزرگترين نعمت هاي خداوندي ، سلامتي است كه شما آن را با رفتارهاي اشتباهتان به مخاطره انداخته ايد.
خانم چاق : متوجه نمي شوم . لطفاً بيشتر توضيح دهيد.
خانم چاق : حلال كردن باقي مانده غذاهاي اطفال، به-معني دريافت كالري بيش از نياز است . همچنين مي دانيد كه كالري بيش از نياز به چربي تبديل مي شود ونوع بد اين چربي ها لخته هايي در خون ايجاد مي كند كه منجر به انسداد عروق مي گردد . وبراي جلوگيري از پيش آمدن چنين مشكلي بايد از مصرف باقي مانده غذاهاي فرزندانمان خودداري كنيم.
در حقيقت خوردن غذاهاي اضافه خودش يك نوع اسراف است .
خانم چاق : چه طور خوردن باقي مانده غذا اسراف به حساب مي آيد ؟!
دكتر كرماني : در قرآن كريم خداوند مي فرمايد :
{كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ}
«بخوريد و بياشاميد ولي اسرف نكنيد»
پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) اسراف را اين چنين تعريف مي كند ومي فرمايد: «ان من الاسراف ان تاكل ما تشتهيه»
«يكي از موارد اسراف آن است كه هرچه دلت مي خواهد بخوري»

سفارش ششم :
تنها از قاشق مربّا خوري يا چنگال ميوه خوري براي صرف غذا استفاده كنيد .
خانم چاق : به چه علت؟
دكتر كرماني : زيرا چاق ها دلشان مي خواهد كه بخورند ، و تا وقتي كه سر سفره هستند از خوردن دست نمي كشند ، پس بهتر است از قاشق كوچك استفاده كنند تا مقدار غذاي دريافتي كمتر شود و غذا خوب هضم بشود . براي افراد چاق شايد خيلي مهم نباشد كه در قاشق چقدر غذا باشد ، مهم اين است كه چيزي در دهان بگذارد، شايد براي كم كردن مقدار غذاي مصرفي قاشق كوچك بهترين و آسان ترين روش باشد .
براي خوردن وعده هاي سه گانه از ظروف سلف سرويس ( ) استفاده كنيد.
خانم چاق : چرا بايد اين كار را بكنيم؟



دكتر كرماني : چاق ها معمولا قبل از اينكه سر سفره بنشينند تصميم جدي دارند كه كم بخورند ، ولي متاسفانه ، با ديدن غذاها رنگارنگ وخوشمزه ، عوامل اگر ديدي بخور شروع به فعاليت مي كند و تصميم شان براي كم خوري سست مي شود، واين امر باعث مي شود كه بيشتر سر سفره بنشينند وغذا ميل نمايند.
خانم چاق : ظرف سلف سرويس چطور مي تواند از اين مشكل جلوگيري كند؟
دكتر كرماني : وقتي سر سفره نشستيد ، غذاهايي را كه مي خواهيد بخوريد ، در جاهاي مخصوص آن ظرف بگذاريد . مثل برنج و خورشت ، سلاد و ماست وهر غذاي ديگري كه سر سفره هست ، وبا خود عهد ببنديد كه ديگر به هيچ غذايي دستبرد نزنيد . با اين روش بهتر مي توانيد جلوي خودتان را بگيريد.
خانم چاق : ظاهراً روش بسيار خوبي است ، من حتماً امروز براي تهيه اين ظروف اقدام مي كنم. آيا روشهاي ديگري وجود دارد ؟

سفارش هشتم
دكتر كرماني : تصميم بگيريد بعد از خوردن هر غذايي دندان هاي خود را مسواك بزنيد.
خانم چاق : ما بعد از وعدهاي غذا مسواك مي زنيم .
دكتر كرماني : شما بعد از وعده هاي سه گانه مسواك مي زنيد ، ولي بعد از اينكه مسواك زدي اگر يك شكلات عصر خوردي آيا مجددا مسواك مي زنيد ؟
خانم چاق : خير
دكتر كرماني : ما اين تصميم مسواگ زدن را مي خواهيم آيا بعد از آن چيزي ميخوري .
خانم چاق : خير ؛ اگر قرار باشد دوباره مسواك بزنم نمي خورم زيرا يك شكلات ارزش آن را ندارد .
دكتر كرماني : اگر قرار نبود مسواك بزنيد چي ؟
خانم چاق : بدون شك آن شوكولات را مي خوردم.
دكتر كرماني : پس با اين تصميم توانستيد جلوي خوردنتان را بگيريد.
خانم چاق : بله دكتر روش بسيار خوبي است من حتما به آن عمل خواهم كرد .آيا روش هاي ديگري هم هست؟

سفارش نهم :
در انتخاب محل نگه داري تنقلات دقت كنيد :
خانم چاق : چه تاثيري دارد؟
دكتر كرماني : اگر آجيلها ، شيرينيها ، و ديگر هله هوله ها در معرض ديد باشد يا در مسير رفت و آمد روزانه ي شما باشد ، فرمان هاي ديدي بخور ، نمي گذارد از آنها نصيبي نبريد بنابراين سعي كنيد آنها را در جاهاي دور از ديد خود و دور از دسترست و مسير هميشگي نگهداري كنيد.
سفارش دهم:
دكتر كرماني : هرچه مي خواهيد بخوريد در بشقاب خود بگذاريد ،وهرگز دست به قابلمه يا بشقاب ديگران نزنيد .
خانم چاق : چرا بايد اين كار را بكنيم ؟
دكتر كرماني : زيرا چاقها سر سفره اول براي خود كم مي كشند زيرا تصميم ندارند كه چاقتر بشوند ، ولي چند دقيقه نمي گذرد، كه بعد از درك لذت غذاها تصميم آنان عوض مي شود و دو باره مقدار كمي ديگر بر مي دارند ..... همين كار را چندين بار تكرار مي كنند ....
خانم چاق : اين كار بهتر از آن نيست كه يك مرتبه خيلي بكشد؟
دكتر كرماني : خير .... زيرا مجموع غذاهاي كشيده شده بسيار بيشتر از يك بار زياد كشيدن است .
سفارش يازدهم :
دكتر كرماني : اراده و تصميم خودرا بانذر و قسم محكم كنيد .
خانم چاق : قسم ونذر براي چي؟
دكتر كرماني : وقتي انسان براي گرفتن رژيم غذايي تصميم مي گيرد ، عوامل خنثي كننده ي زيادي بر عليه اجراي آن تصميم فعال خواهد شد ، كه عبارتند از ، عوامل ارثي ، محيطي و اجتماعي ، همه اين عوامل در راه متزلزل كردن آن تصميم وارد عمل مي شوند ، در نتيجه اراده و تصميم او را متزلزل مي كنند .
براي جلوگيري از آن تزلزل بهتر است قسم بخوري كه من اين رژيم را تا رسيدن به وزن ايده آل ادامه مي دهم.
خانم چاق : آيا اين كار حرام نيست؟
دكتر كرماني : اگر از توانائي خود براي ادامه راه مطمئن هستيد ، هيچ اشكالي ندارد .
خانم چاق :اگر خيلي مطمئن نباشيم چي ؟
دكتر كرماني : اگر قسم خود را شكستي ، بايد كفاره شكستن قسمت را بدهيد ( اطعام ده فقير است )


سفارش دوازدهم :
دكتر كرماني :براي كسب هر موفقيت در كاهش وزن خود را تشويق كنيد .
خانم چاق : آقاي دكتر چطور خود را تشويق كنيم .
دكتر كرماني : همان گونه اي كه وقتي فرزندانتان موفق مي شوند شما آنان را تشويق مي كنيد .همچنين براي تشويق خود ، بايد چيزي را كه دوست داريد مد نظر قرار دهيد و هنگام كاهش چند كيلوگرم آن را براي تشويق خود خريداري كنيد و به خود اهدا كنيد .  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 14:40  توسط مهسا  | 

جواب شما!

سلام بچه ها

این پست و گذاشتم فقط مخصوص جواب ها، چون سوالات یکم زیاد شده و بی جواب مونده.

دوستای عزیزم  خواهش می کنم کسایی که فقط سوال دارن و جوابش جز با پرسش و پاسخ حل نمی شه بیان تو یاهو و ازم بپرسم، چون در غیر این صورت من مجبورم روزی 7 8 ساعت چت کنم و خداییش به هیچ کارم نمی رسم که!!!  آفرین.

عزیزانی هم که میگن جواب مارو ایمیل کن، من شرمندشون هستم، به دو دلیل، اول اینکه وقت این کارو ندارم، بعدشم همین جا جواب میدم شاید سواله یه بنده خدای دیگه هم باشه، اونم بخونه،‌ بلکم بهش کمک بشه.

جواب ساره و مرسده و مریم در مورد لیپولیز : عزیزم ممنون از تبریکت ولی ازدواج من بهم خورد!

1- بعد عمل کمی درد داری، و کمی هم کوفتگی ولی مختصره و قابل تحمل

2- ران رو فقط برای کسایی لیپو میکنن که چاقیشون از قسمت بیرونیه،‌ رون من از داخل چاق بود و دکترم گفت نمیشه، دکترهای متفاوت نظرهای مختلف میدن در موردش، اما چون ناحیه حساسیه و امکان عدم تقارن توش زیاده بعد از لیپو، اکثرا انجام نمیدن.

3- حجم چربی که در میارن بستگی به اضافه وزن خودت داره، من راضی بودم.

4- دکتر میگه بعد از لیپو دیگه این نواحی چاق نمیشه، و اگر اضافه وزن پیدا کنی قسمت های دیگه بدنت چاق میشه،‌ حالا من 1 چیز بگم، این احمقانه ترین و مسخره ترین حرف دنیاست، و اتفاقا فقط کافیه یه ذره اضافه وزن پیدا کنی، همش بر میگرده سر جاش، یعنی همون قسمت هایی که خالی شده خیلی سریع پر میشه، حواست و جمع کن.

5- بعد از لیپو از نظر کیلو گرم هیچ تغییری در وزنتون صورت نمی گیره!

6- عفونت سلولیت، عفونت شایع لیپولیز که ایشالله هیچ بنی بشری گرفتارش نشه، در این عفونت محل مورد نظر به شدت باد میکنه،‌ قرمز و دردناک میشه، که شکم من 4 ماه بعد از لیپو این طوری شد، یعنی از روز اولش هم بزرگتر! بعد یه عمل سرپایی، خروج عفونت، و 3 هفته آنتی بیوتیک بسیار قوی خوب شدم، ولی خیلی بد بوددددد!

7- آب آوردن شکم: اینو اصلا بهت نمیگن، ولی حتما اتفاق میوفته،‌ عفونت سلولیت شاید واسه خیلی ها اتفاق نیوفته ولی آب آوردن شکم تقریبا واسه همه اتفاق میوفته، تا 10 روز بعد از عمل به شما درن وصله که خون آب ازتون خارج بشه و تو بدنتون تمونه،‌ درن ها رو که در میارن، جای سوراخها بسته میشه و چون هنوز بیت پوست شما و بدنتون فاصله وجود دارد، تو اون قسمت ها آب جمع میشه،‌ که البته فقط مخصوص شکم و پهلو ، واسه من که طی 1 ماه 4 بار آب جمع شد و هر بار باید به دکترت مراجعه کنی تا با سرنگ آبشو تخلیه کنه، کمی در آور و صد البته چندش آوره،‌ و زمانی که آب جمع میشه ، شکمت قلمبه میشه و کاملا متوجه میشی که زیر پوستت پر آبه!!! خیلی اذیته به مولا!

عزیزانی که می خوان لیپو کنن، اگه واقعا مصمم هستید و راهه دیگه ای پیش رو ندارید انجام بدید ولی اگه واقعا با ورزش و رژیم حل شدنیه، همچین ریسکی نکنید

جواب شقایق در مورد عدم کاهش وزن : عزیزم کمی رژیمت رو آسون تر کن و برای مدت کوتاهی مثلا 2 هفته به 1000 تا 1100 برسونش، بعد از این در خوراکت تنوع ایجاد کن و مدل ورزش و ساعاتش و تغییر بده، آب زیاد بخور و مدل رژیمتو برای مدتی  تغییر بده، کانادایی! گیاه خواری! فقط سوپ! پروتئین!

جواب کاظم در مورد مشروبات الکلی : آقا مشروبات الکلی میزان کالری بالایی دارن، و چون کالریشون از نوع مجازیه، سوزوندنشون هم بسیار سخته، هر لیوان ودکا 1400 کالری داره! سعی کنید در طول رژیم از مشروبات فاصله بگیرید، در خصوص عرق کشمش اونم کالریش بالاست مثل همین ودکا!

آقای وهاب در مورد کاهش وزن : آقا جان اصلا مهم نیست چه مقدار غذا در طول روز می خوریم، مهم اینه که چی می خوریم!!! ممکنه حجم غذامون کم باشه ولی کالریش بالا باشه، و در این صورت من به شما فقط یک توصیه دارم، کتاب دکتر کرمانی را مطالعه کنید و از ورزش غافل نشید. 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 14:30  توسط مهسا  |