پستی برای ...
من یه پست در رابطه با افزایش انگیزه به شما بدهکارم!!! الان می خوام در مورد یه دختری به اسم ... بنویسم!
خودش و این طوری معرفی کرده یعنی! اگه نوشتم و از اون طرف کشیده شد به بالارفتن انگیزه که هم حرفم و به ... زدم و هم بدهکاریم و با شما صاف کردم؛ اما اگه به انگیزه ختم نشد یه پست جدا گونه واسش می زارم.
نوشته شده توسط ...:
سلام عزیزم.
خیلی وقته می خونمت.الانم دارم با اشک و بغض برات می نویسم.
منم چاقم.خیلی چاق.106 با 164 سانت قد! یه چیز وحشتناک.
همین الان دیدم که پشت رونای پام واریس شده.... از الان! من همه اش 18 سالمه.هیچ اعتماد به نفس و خود باوری ای برام نمونده.همه ی زندگیم تو این خلاصه شده که کم کنم وزنمو...شرایط تحقیر کننده ای دارم.اما از همه چیز و همه جور رژیمی ناامید شدم.همه اش هم به خدا شکایت می کنم که چرا؟ چرا من باید دقیقا این طور باشم؟! اونم زمانی که 2 تا خواهرای من مانکن مانکنن..؟ جفتشون یه چیزی تو مایه های 162 با 40 کیلو وزن.
خسته شدم از زندگی نکبتیم... بدجور تو ذوقم خورده...
ببین عزیزدلم، ببین خانم خوشگلم، قربونت بشم من، این شرایطی که تو داری واسه من میگی من خودم تجربه اش کردم، انتهای تنهایی و خستگیه یه آدم، مخصوصا یه زن! منم مامانم و خواهرم ۲ تا مانکنن هر دوشون با قد ۱۶۷، ۵۵ کیلو هستند، من همیشه پیششون شبیه آدم کوتوله های چاق و بی ریخت بودم؛ می رفتم استخر؛ بدن خوش فرم دخترارو می دیدم؛ پوست صاف و تمیزشون و رونهای کشیده و خوشگلشون رو ....
نا امید میشدم؛ بیزار میشدم از خودم، از آدما، از اطرافیانم، اعصابم بهم میریخت که میدیدم مامانم با ۳ تا زایمان و چهلو خورده ای سن سینه های سفت و خوشگلی داره، خواهرم با اینکه نه ورزشکاره نه به بدنش میرسه؛ یه شکم تخت داره، سینه های سر بالا داره، و ....
از خودم بریده بودم؛ از پوست صد تیکه ی ترک خوردم، از رون های سلولیت شدم، از سینه های آویزونم که همیشه حالم و بهم میزد چون شبیه سینه های پیرزن ها بود، از اون غبغب مسخره ی رومخیم، لپای حالت تهوع، شکم شل و ولو آویزون و همه اون چیزایی که باعث شده بود من جوون نشده، جوونی نکرده، پیر بشم و تموم بشم و هر روز بدون اینکه بمیرم؛ آرزوی مرگ کنم.
منم اون موقع دقیق فکر تورو داشتم، هر روز به خدا می گفتم خدایا چرا من!!! و فکر می کردم همه راهارو رفتم ولی نشده! ولی بعدش یه چیزو فهمیدم؛ من چاقم، خب به خدا چه!؟ من غذا زیاد می خورم، تحرکم کمه، پس چاق شدم! و اگه همین طوری ادامه بدم چاق ترم میشم حتما! من هیچ راهی رو تا اون موقع امتحان نکرده بودم! فقط فکر میکردم که کردم!!! من نهایتا ۲ هفته پشت سر هم رژیم گرفته بودم و بعدش ول کرده برده بودم خب!
نهایتا ۱ ماه مداوم ورزش کرده بودم و بعدش ول کرده بودم خب! من دنبال راهی بودم که بشه تو ۱ ماه ۴۰ کیلو اضافه وزنم از بین بره!!! و این تمام حماقت چندین ساله من بود! تو تا الان چه مدت مداوم ورزش درست و درمون کردی؟ چه مدت رژیم مستمر و حسابی گرفتی؟ تو اگه ۱ سال رژیم و ورزش مستمر و درست داشته باشی به طرز معجزه آسایی وزن کم میکنی، پس تنبلی و کاهلی خودتو گردن خدا ننداز، تو از خدا معجزه می خوای؟؟ می خوای صبح از خواب بیدار بشی ببینی لاغر شدی! خدا همچین کاری نمی کنه؟ ببین منو، تا دستتو نزنی به زانوت، یا علی نگی، برنامه نریزی، رژیم مدون و نوشتاری نداشته باشی، باشگاه ثبت نام نکنی، پیاده روی نداشته باشی، از غذاهای ممنوعه دست نکشی، به همون خدا قسم هیچ اتفاقی نمی افته جز اینکه هر روز چاق ترم میشی و زمانتم از دست میدی، دختر تو الان ۱۸ سالته، تازه اول نوجوونی هستی، به خدا قسم اگه الان شروع کنی ۲۰ سالگی مانکن میشی، چیزی که هرگز باورش نمیکنی؛ چیزی که همش آرزوشو داری...
بلند شو؛ اداره کن، کمر همت ببند، همین امروز برو یه دکتر تغذیه؛ الان که دیگه خدا رو شکر سر هر کوچه یه دکتر تغذیه هست، اسمتو بنویس باشگاه؛ روزی ۱ ساعت ایروبیک تو باشگاه، ۱ ساعت پیاده روی تو پارک با رژیم دکتر؛ سر ۱ ماه ۱۰ کیلو میای پایین، اصلا خودت حالشو میبری؛ کیف میکنی از بودنت، از وجودت!
می دونم راه سختیه ولی شدنیه، ولی دلچسبه، منتظر معجزه از طرف خدا نباش! تو خودت معجزه خدایی ...
حالا که حرفای من و خوندی؛ برو و یه بار دیگه نوشته ی خودتم بخون؛ ببین منو ، تو درد داری، من اون و می دونم؛ ولی دردت درمون داره، اینم من می دونم، درمونشم بهت گفتم، پس شروع کن؛ غافل نشو از خودت از آیندت از زندگیت!
تمرکز کن و واسه خودت هدف بذار
۱- آهنگ غمگین ممنوع، شوخی نیستا! جدیه! جدیه! فقط موزیک شاد و فقط تحرک؛ هدفون+آهنگ شاد تو پارک پیاده روی؛ به جای هدفون+آهنگ غمگین رو تخت گریه
۲- پوستت داغون شده؛ سینه ات شل شده؛ رونات سلولیت شده! به درک؛ تو الان وظیفه داری که لاغر بشی، اصلا و اصلا و اصلا به این چیزا فکر نمی کنی؛ فقط به لاغر شدن فکر میکنی و بس؛ ۷۰ درصد این مشکلات با لاغر شدن از بین میرن طوری که اصلا خودت باورت نمیشه! ولی تو به این چیزا کاری نداری؛ هدف تو فعلا فقط کاهش وزن باشه
۳- افکار منفی رو بریز تو کوچه، کاش من جای این بودم؛ جای اون بودم؛ من بدبختم؛ من بدشانسم و ...، اصلا از این حرفا نداریم خانوم، فقط فکرای درست حسابی و آینده دار، برنامه ریزی واسه لاغری؛ کالری شماری و بقیه چیزا
ببین یه دونه بزن تو گوش خودت تا از خواب خرگوشیت بیدار بشی، بعدشم بلند شو برو کارایی که گفتم انجام بده.