لحظه ی وسوسه

چرا با وجود تصمیم و انگیزه شدید نمیتونید وزنتون رو کم کنید؟!

برای کاهش وزن نکته ی مهم و اساسی تصمیم گیری, انگیزه و اراده است! داشتن برنامه مدون و اهداف کوتاه و بلند مدت روند لاغری رو به ما نشون میده و ما رو تو مسیر رژیم و ورزش و کالری سوزی جلو میبره اما اون چیزی که حقیقتا موجب کاهش وزن میشه تصمیمات در لحظه ی وسوسه است...

من برنامه میریزم، تقویم بر میدارم، وزن و سایز یادداشت میکنه و طبق رژیم و ورزش خاصی در افکارم به کاهش وزن فکر میکنم و خوشحال از شروع تصمیمم پیش میرم ولی ناگهان یه قرمه سبزی؛ یه بستنی، یه خوراکی خوشمزه منو به قدری وسوسه میکنه که اصلا رژیم یادم میره و نمیتونم از اون خوراکی بگذرم!!! این مشکل اصلی تمام اشخاصیه که تصمیم به کاهش وزن دارن و اون لحظه ی وسوسه است که  همه چیز رو خراب میکنه!

در طول روز ما چندین بار این حالت رو تجربه میکنیم, مهم اینه که بتونی تو اون لحظه جلوی خودت رو بگیری! خیلی وقتا با اشخاصی روبرو میشی که میگن من هیچ رژیمی نگرفتم و طبق هیچ اصولی قدم بر نداشتم ولی فقط با کم خوری 10 کیلو کاهش وزن داشتم!!! این دقیقا همونجاست! این آدما نقطه ی وسوسه رو پیدا کردن و تونستن کنترلش کنن.

حالا مثال واقعی میزنم...

من دیروز با چندتا از دوستام رفتم کوه... وقتی حدود 10 صبح به بالای کوه رسیدیم بساط املت اومد وسط... روغن، رب، تخم مرغ، نمک و نون به مقدار نا معلوم! همه گرسنه بودن و به شدت میخوردن, حالا من یه لقمه زدم! ( لحظه ی وسوسه: 1. بقیه زیاد میخورن پس اشکال نداره تو هم بخوری 2. کلی کوهنوردی کردی و کالری سوزوندی 3. املتش واقعا خوشمزه است و تو خیلی وقته املتی به این چربی اونم رو آتیش نخوردی) همین 3 تا دلیل باعث میشه من مطمئن بشم میتونم از اون املت بخورم, دلایل دیگه ای مثل اینکه یه باره همیشه که نیست و ... هم البته این وسط خیلی وسوسه کننده است البته! اما من میدونم نباید اسیر این وسوسه بشم و کناری میشینم و چاییمو با یه حبه قند میخورم... بچه ها ببینید اینکه شب میخواید بخوابید تصمیم بگیرید که از فردا رژیمی باشید خیلی مهمه؛ اما اینکه تو لحظه ی وسوسه بتونید رژیمی باشید کلید اصلی کاهش وزن... مشکل تمام کسایی که نمی تونم رژیم و رعایت بکنن اینه که تو لحظه ی وسوسه عنان از کف میدن و بعدش هی افسوس و ناراحتی...

حالا وقت ناهار شده و جوجه کباب داریم, همه دارن جوجه کبابشون رو با نون سنگک و گوجه کبابی و پیاز میخورن! منم جوجه رو با گوجه کبابی خالی میخورم... ( وسوسه نون سنگک و رد میکنم).

من اون بالا میوه و شیرینی نخوردم و از بین آجیل ها فقط چندتا دونه مغز خوردم چون میخواستم اینارو نگه دارم واسه بعد از ظهر که میریم خونه مامان بزرگم...

حالا ما کوه و اومدیم پایین و برگشتیم خونه! به طبع از زمان ناهار که حدود ساعت 1 خوردیم تا 4 و نیم بعد از ظهر که رسیدم خونه گرسنم شده! یه گوجه+ یه خیار+ یه لیوان آب به همراه تخم شربتی ریحون...

میریم خونه مامان بزرگم و ساعت 6 غروب؛ چایی با یه کیک یزدی به همراه یه تیکه کاکائو قهوه و نصف سیب متوسط به همراه نصف پرتقال متوسط خوردم, حالا مامانی میره برای همه یه کاسه بستنی میاره؛ من وسوسه میشم, و افکاری مثل اینکه اولین بستی امساله بخور, یه ذره است چیزی که نیست, امروز خیلی به خودت سخت گرفتی میاد سراغم ولی من اصلا بهشون توجه نمیکنم و لحظه ی وسوسه رو با موفقیت پشت سر میزارم...

و بعدش که برگشتیم خونه تا لحظه ی خواب 2 تا چایی با سه تا خرما خوردم...

تو لحظه ی وسوسه به یاد همه برنامه ها, امیدها و تصمیماتی که داشتید بیوفتید، خیلی وقتا یه چیز پر کالری میخورم و دقیقا وسط خوردنش یادم میوفته که این خوراکی هیچ سودی واسه بدنم نداره و سراسر کالریه گلاب بروتون سریع میرم از دهنم درش میارم و میندازمش تو سطل آشغال! اگه زمان خوردن یه دفعه به خودتون اومدید به هوای اینکه دیگه کار از کار گذشت به خوردن ادامه ندید؛ ازش دست بکشید و ولش کنید...

چاقی خیلی بده, خیلییییییییی.... خودتون رو از شرش خلاص کنید ...

در اسرع وقت گوشی تهیه میکنم و یک گروه وایبری راه میندازم...

سال 1394 مبارک

سلام دوستان عزیزم

سال نو مبارکککک, امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید...

برای منکه خیلی جالب نبود راستشو بخواید, شدم مثه این آقای همسایه تو کلاه قرمزی هی واسم اتفاقات ناجور میوفته منم هی میخندم و به روم نمیارم! قبل سال خیلی درگیر کار و اداره شده بودم, به شدت خودم و هلاک کردم سر کار, صبح زود تا دیروقت! سه شنبه بعد از ظهر تعطیل کردم دیگه برم از عید لذت ببرم که اینبار دست تقدیر گوشی مارو انداخت تو آب!!! یعنی رفتیم خونه ی یکی از اقوام مهمونی, گوشی ما رو اپن بود نمی دونم کی آب ریخته روش, منم اصلا به گوشیم سر نزدم این آب نیم ساعت قشنگ مونده بود توش و گوشی به باد فنا رفت!!! خلاصه چهارشنبه و پنج شنبه که از صبح علاالدین بودن درست نشد که نشد! کلا این دو روز میخواستم برم خرید که رفت پای اعصاب خوردی موبایل, انقدرم قیمتا واسه شب عید کذایی شده بود که دیگه گوشی نخریدم! تازه میخواستم یه گروه لاغری تو وایبر راه اندازی کنم مثلا! که حالا باید تا خرید گوشی صبر پیشه کنم! خلاصه این از این...

عیدم که مثه برق اومد مثه باد رفت! مسافرتم نرفتم همش خونه مشغول خاله بازی با فامیل, هی این میرفت اون میومد ما میرفتیم ما میرفتم ... اصلا یه وضع مسخره ای! چشم رو هم گذاشتم دیدم 15 فروردین! الانم اداره ام با کلی کار بیخود و بی جهت! از همه بدتر اینکه هم نیم کیلو چاق شدم؛ هم سنم یه سال رفت بالا! . تو مهمونیای عید اصلا شام و ناهار لب نزدم, زیادم شیرینی شکلات نخوردم, فقط هر جا رفتم خودم و بستم به آجیل! اونم فقط مغز, تازه با اولویت مغز خام... چندتا پیشنهاد وسوسه انگیزه بستنی خوری رو با اقتدار رد کردم و خدا رو شکر هرجا رفتیم غذا یا مرغ بود یا فسنجون یا آلو! که من این دو تا خورشت و اصلا دوست ندارم مرغم که انقدر میخورم دیگه شغال شدم اصلا دیگه میلی بهش ندارم! ولی تو خونه واسه خودم خوب ماهی کبابی درست کردم و زدم به بدن... سر کار که میام نمی تونم اونطوری که دلم میخواد سبزیجات بخورم ولی تو این تعطیلات تا تونستم کلم و کاهو و هویج و گوجه و بروکلی و اسفناج و سبزی و ... خوردم, خیلی حس خوبی بود, انگار روده و معدم حسابی صفا کردن, یه چند روزی هم سوپ مشتی پختم و حالشو بردم... و نکته اساسی خواب! آی خوابیدم؛ آی خوابیدم، آی خوابیدم... کلا کمبود خواب کل سال 93 جبران شد! فکر کنم اون نیم کیلو اضافه وزنم واس خاطر این خوابها باشه! ولی خداییش می ارزید

و حالا تحرک؛ خیلی دلم هوس پیاده روی کرده بود, هوای خوب و روزهای طولانی و هندزفری! دو سه روزی رفتم ولی به دلیل مهمون بازی های مدارم نشد دیگه عوضش روزی یک ساعت میرقصیدم بیا و ببین! چه رقصی... همچین کالری میسوخت اساسی... کلا اگه عادت کنید همه کاراتون با قر باشه خیلی خوبه, من ظرف میشورم قر میدم, پیاز سرخ می کنم قر میدم, تا یه آهنگ پخش میشه مثل فنر می پرم قر میدم, کلاه قرمزی میبینم لم نمی دم هولاهوپ میزنم... کلا سعی کنید همیشه تو تحرک و جنب و جوش باشید باعث میشه الکی الکی روزی 200, 300 کالری بیشتر بسوزونید.

اگه قبل عید رژیم نگرفتید؛ اگه تو عید حسابی پرخوری کردید, اگه اصلا تحرک و ورزش نداشتید اشکال نداره, افسوس خوردن فقط باعث میشه زمان حال و از دست بدید و گذشته هرگز و هرگز بر نمیگرده! عید گذشت, تابستون که تو راهه! واسه تابستون خودتون رو آماده کنید, 20 کیلو اضافه وزن داری!؟ 15 فروردین میتونی تا 15 تیر, در حین 4 ماه تمومش کنی بره! خیلی راحت, کم تر بخور, سالم بخور و حسابی تحرک داشته باش.

سراغ غذاهای چرب و خوراکی های شیرین نرو, گوشت سفید, لبنیات و سبزیجات رو در برنامه غذاییت قرار بده, ته دیگ نخور, چیپس نخور, شیرینی خامه ای نده بالا, از بستنی و بیسکوییت دوری کن, از برنج و نون سفید فرار کن, به جای سرخ کردنی آب پز بخور؛ به جای نیمرو تخم مرغ و بپز, ظرف غذات پر باشه از کاهو و گوجه و خیار و بروکلی و لوبیا سبز, یاد بگیر غذاهارو کبابی کنی به جای سخاری, چای سبز بنوش, از نوشابه و دلستر و آب میوه به شدت بپرهیز, آب زیاد بنوش, تخم شربتی ریحون قاطی آب کن و بخور, ماست کم چرب جای سون, میوه های آنتی اکسیدان دار بخور مثل توت فرنگی, تمشک؛ رو همه غذاهات و سالادات آب لیمو تازه بریز, سعی کن به دور از بقیه غذا بخوری, خوابتو تنظیم کن, حتما برو پیاده روی یا باشگاه, به چیزهای خوب فکر کن, آهنگ شاد گوش بده, کاهش وزنت رو تو تقویم یادداشت کن, هدفای کوچیک واسه خودت بزار, هر 3 کیلو که کم شدی واسه خودت یه هدیه بخر, هر وقت گرسنگی خیلی بهت فشار آورد یه کاسه کوچیک ماست کم چرب+1 ق غ شوید خشک+ 1 ق غ سماق قاطی کن با یه کف دست نون جو بخور... سعی کن تا میتونی از کنسرو و کمپوت دوری کنی, به جای روغن مایع روغن زیتون مصرف کن, لباسهای سایز کوچیک بخر, با بدنت حرف بزن و ازش بخواه تو راه لاغری همراهیت کنه, هر وقت فشارت افتاد جای شیرینی یه دونه خیار شور بخور, به جای قند خرما بخور, حواست و از خوراکی ها پرت کن, سایزاتو حتما یادداشت کن و در آخر همیشه لبخند بزن.