دلم گرفته، بیا بازش کن.
هر بار که این دوره دانشجویی تموم میشه، انقدر دلم می گیره که می رم تو کما!
کاردانی که تموم شد پدرم در اومد تا به نبود دانشگاه و همکلاسیام عادت کنم، کارشناسی که رفتم اهواز یه سره غر می زدم که اه کی میشه تموم بشه، خسته شدم، بریدم، ولی الان اسم اهواز که میاد دلم می خواد بشینم یه گوشه یه دل سیر گریه کنم! الانم که ترم آخر ارشد و تبریز، وای که دیوانه میشم.
چقدر بده، همش تو زندگیت مشغول دل بستن و دل کندن باشی، یه سره!!! آدم داغون میشه
هی محیط های جدید، آدمای جدید، زندگی جدید، عادت های جدید! و دل کندن و دل کندن و دل کندن!
دلم گرفته بود هم اومدم درد دل کنم هم بهتون هشدار بدم واسه عید!!!
کوچولوهای عزیز؛ توپولو های تمیز، عید نرید عید دیدنی، شکلات و شیرینی و میوه و آجیل بندازید گوشه لپتون! حواستون باشه، عید یه فرصت دو هفته ایه که ورزش و رژیم و استاد کتید، بسی وزن کم کنید، حالا از من گفتن، بعد عید نیاید گریه زاریا! اون وقت می دونید که چه واکنشی نشون میدم احیانا!
سال جدید و با انگیزه قوی تر آغاز کنید، از نون و برنج و شیرینی دوری کنید، آجیل هم 2 تا 3 تا مغز
اگرم رفتید مهمونی، روتون نمی شه نخورید، صاحب خونه هم آدم بی عمه ایه، هی تعارف می کنه؛ بهونه جور کنید پس بزنید خوردنی رو، مثلا دندون درد دارم! معده درد دارم!!! خودتون که ته خالی بندید، می دونید چی بگید دیگه!
پیشاپیش سال جدید رو به همه شما عزیزای دلم تبریک می گم، و امید وارم همیشه سالم باشید.