لاغر شو و جایزه نقدی بگیر

سلام به همه شما عزیزان دلم

اگه تا الان به پیج اینستا سر نزدید توصیه میکنم همین حالا بیاید و فالو کنید؛ هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم. 

_laghar_sho_@

یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "

یک چالش هیجان انگیز داریم تو پیج با جایزه نقدی، #چالش قبل_بعد_لاغری

حالا جریان چیه؛ الان بهتون میگم، تو این چالش از خودتون فیلم و عکس میگیرید؛ تا شب عید سال 1401 رژیم میگیرید و ورزش میکنید و حسابی سخت تلاش میکنید، شب عید دوباره فیلم و عکس میگیرید با اندام جدید و یک قبل و بعد عالی از خودتون درست میکنید؛ یه تغییر اساسی و هیجان انگیز

قسمت شیرین ماجرا شب عیده؛ که مسابقه برگزار میشه و  نتیجه قبل و بعد هرکس بیش ترین رای و بیاره برنده جایزه نقدی میشه...

هر چه تعداد شرکت کننده ای چالش بیشتر باشه جایزه نقدی هم بیشتر میشه.

پس اگه دلتون میخواد تو این چالش شرکت کنید؛ عضو گروه واتساپی بشید و کنار باقی بچه ها انرژی و انگیزه بگیرید و برنده جایزه نقدی چالش بشید همین حالا در پیج اینستا اعلام آمادگی کنید برای داشتن اندام جدید در سال جدید.

به امید خدا و با واکسیناسیون کرونا هم نابود میشه و اونوقت دوباره میریم سراغ عید دیدنی و عروسی و تولد و مهمونی و مسافرت، پس الان بهترین فرصت که وزنتون رو کم کنید و برای دوران پسا کرونا آماده بشید.

شب عید زمان خوبی برای غصه خوردن و حسرت خوردن نیستا؛ عزمت رو جزم کن؛ برای یکبارم که شده به جای نمیتونم بگو میتونم و شروع کن و یکبار برای همیشه به خودت قول بده تا آخرش بری

برای شرکت کردن تو این چالش عالی و پرانرژی در اینستاگرام پیام بدید.

_laghar_sho_@

 

من نمیتونم لاغر بشم!

سلام میکنم به همه دوستای عزیزم، نوباوگان مسیر لاغری با من در پیج اینستاگرامم همراه بشید. _laghar_sho_@

امروز میخوایم با هم یکم رابطه اضافه وزن و افسردگی رو شکاف بدیم، تو این سالها با آدمهای زیادی صحبت کردم؛ برنامه دادم؛ راهنمایی کردم و متوجه شدم همه یه جورایی بر اثر چاقی آسیب دیدن؛ یه آدم چاق هرچقدر هم پر انرژی و سرحال باشه یه وقتهایی یه مشکلاتی خرشو میگیرن که بد جور حالش گرفته میشه و این سرخوردگی ها اگه مدام تکرار بشه فرد کم کم خسته و منزوی میشه، شرم از بدن یا در اصطلاح فرنگیش (بادی شیمینگ)، همیشه همراه اونه و ناخوداگاه آزارش میده؛ تا حالا دقت کردید اگه لباستون مناسب نباشه، چروک باشه، کثیف باشه، کهنه باشه، یه جورایی توش احساس ناراحتی میکنید و خجالت میکشید؛ مثلا میخواید برید سرکوچه یه چیزی بخرید و همین طوری یه چیزی بر میدارید، میپوشید. حالا تا پاتون رو از خونه بیرون میزارید یکی از همسایه ها یا یه آشنایی رو میبینید؛ با خودتون میگید ای بابا، از شانس اینم مارو با این ریخت و قیافه دید. حالا در نظر بگیرید بدن ما لباس تن ماست؛ اگه به بدنمون نرسیم و بهش توجه نکنیم و چاق بشیم مجبوریم این حس و مدام داشته باشیم، از مهمونی و دور همی و جمع گریزون میشیم؛ هم خجالت میکشیم هم مساله لباس مناسب و زیبا پیدا کردن خودش یه مصیبت جداست. شاید تا مدت ها متوجه نشیم واقعا چه بلایی سرمون اومده، ولی کم کم اعتماد به نفسمون میاد پایین؛ هر باری که مدتی با روشهای غلط یا تلاش ناکافی به لحاظ کیفیت یا زمان به جنگ اضافه وزن میریم و شکست میخوریم این باور بیشتر و بیشتر در ما تقویت میشه که من ناتوانم؛ که من بی اراده ام، که من بدبخت و شکست خورده ام، همین باور باعث میشه موفق شدن در مسیرهای دیگه هم برامون سخت بشه و اونقدری که باید از موفقیتهامون لذت کافی نبریم.

واقعیت همینه؛ کسی که نمیتونه نفس خودش رو شکست بده و مهارش کنه حتما ضعیفه. ولی آیا تو واقعا نمیتونی شکستش بدی؟ منصفانه جواب بده آیا تو برای حل مشکل اضافه وزنت واقعا تمام تلاشت رو به خرج دادی؟ صبوری کافی داشتی؟ راه درست و رفتی؟

ما آدمها راه خودمون رو گم کردیم؛ حقیقت وجودی خودمون رو رها کردیم و چسبیدیم به یک سری حواشی. ما از اصل خودمون دور شدیم ولی اگه یکم در حوزه انسان شناسی فقط و فقط تفکر کنیم؛ مطالعه هم نمیخواد فقط تفکر، میبینیم ما مجموعه ای از قابلیت های پیچیده و مثال زدنی هستیم.

وقتی کسی که 20 کیلو اضافه وزن داره با ناامیدی ازم میپرسه به نظرت من اصلا لاغر میشم؟ من فکر میکنم نمیتونم؛ فکر میکنم از پسش بر نمیام؛ من بهش میگم یه آدمی اون سر دنیا سفر میکنه به مریخ! اونوقت تو با همون توانایی ها؛ با همون ذره وجودی با همون ابزار که عقل و بدن و چشم و گوش و ... باشه برای کاهش 20 کیلو از وزنت اینطوری زانوی غم بغل کردی و خودت و باختی؟!

بعضی ها فکر میکنن به این دنیا اومدن که بخورن و بخوابن و بگردن و لذت ببرن، گیرم یکسال تموم بگردید و بچرخید و بخورید و بخوابید، بعدش چی؟ 

وظیفه ما تو این دنیا نه خوردن و خوابیدن نه سختی و بدبختی، وظیفه ما یادگیری هنر حل مسائله

ما به این دنیا میایم که هم لذت ببریم از امکاناتش و هم یادبگیریم و تجربه کنیم؛ تا چالشی نباشه؛ تا میدان عملی نباشه، چطور میتونیم بیاموزیم و خودمون رو محک بزنیم!؟ ما این مسیر و میریم که رشد کنیم؛ این مسیر و میریم که تجربه کسب کنیم؛ این مسیر و میریم که نگاه کنیم، یاد بگیریم و لذت ببریم

تا حالا یه مساله ریاضی رو حل کردید؟ دیدید وقتی مسائل ریاضی رو حل میکنیم چه حس خوب و دلچسبی بهتون دست میده! زندگی هم همینه؛ وقتی مسئله ای پیش میاد اگه بتونی حلش کنی لذت میبری و کیف میکنی.

خودتون رو ارتقا بدید، پرورش بدید، تقویت کنید؛ جلوی باورهای قدیمی وایسید، ایمان بیارید به اینکه قوی هستید؛ چیزی از باقی آدمها کم ندارید، شجاع باشید و برید رویاهاتون رو بسازید؛ اگه قرار به نشدن و نتونستن بود هیچ چاقی لاغر نمیشد؛ هیچ فقیری پولدار نمیشد, هیچ بی سوادی دانشمند نمیشد؛ همه از یه جایی شروع کردند به تغییر؛ به تلاش؛ به پس زدن باورهای غلط گذشته در مورد خودشون و تواناییهاشون و انسان جدیدی خلق کردند.

پیش از هرچیزی باور غلط من نمیتونم رو پاک کن و از بین ببر؛ اگه نمیتونستی از پسش بر بیایی اصلا برات اتفاق نمیوفتاد, برای تو اتفاق افتاده چون اتفاقا تو قوی هستی و میتونی و باید از این آزمون سر بلند بیرون بیای.

دلم میخواد لاغر بشم

امشب میخوام به یاد قدیما با لحن بیست سالگیم باهاتون صحبت کنم.

روزی هزارتا پیام میاد برام با اشک و آه و نا امیدی؛ هرکس که حتی تا حدودی هم با من آشنا باشه میدونه من همه ی آدمها رو دوست دارم و همیشه و همیشه غم بقیه غمم بوده و شادی بقیه خوشحالی من؛ پس لحن کوبنده منو در ادامه به بزرگی خودتون ببخشید و بدونید گاهی باید بعضی حرفها رو تلخ گفت و تیز!

پاشو، پاشو برو جلو آینه و به خودت نگاه کن؛ چی میبینی یه برنده یا یه بازنده؟ 

اگه مهربونی؛ باهوشی، شغل خوبی داری، افکار درستی داری، همیشه کار درست و انجام دادی و سعی کردی خوب و موجه زندگی کنی ولی فقط به خاطر اندامت تو آینه یه بازنده میبینی، بلند شو، از اون جای لعنتیت بلند شو، اضافه وزنت رو تقسیم بر 4 کن تا ماه های تغییرت در بیاد، اگه 20 کیلو اضافه وزن داری باید 5 ماه خودتو تکون بدی تا دیگه این بازنده آویزون رو تو آینه نبینی، زار و زرمه رو تموم کن ، اون ساعت کوفتیت رو یک ساعت زودتر از هر روزت کوک کن، هر روز صبح پاشو برو یک ساعت به این بدن تنبل کرختت یه حالی بده، اون آهنگ های چرند اشک و آهی رو از پلی لیست آشغالت پاک کن و چند تا ریمیکس سرحال بریز، روزی 8 تا لیوان آب بخور و مصرف قند و کربوهیدرات به درد نخور رو کم کن، غروبا به جای لم دادن رو کاناپه همیشگیت که انقدر روش نشستی جای باسنت روش جا مونده و چک کردن ویدیوهای چرند اینستاگرام یه ویدیوی ورزشی دانلود کن و غروبا یک ساعت باهاش ورزش کن، ترازو رو کنار بزار و هر روز خودتو پرت نکن روش که وقتی میبینی کم نشدی بهونه بدی دست خودت که من لاغر بشو نیستم، تو لاغر بشو هستی اگه جربزه به خرج بدی و از این بازنده احمق دست بکشی، فقط تلاش کن، نه به پشت سر نگاه کن که ناامید بشی؛ نه به اطراف نگاه کن که حواست پرت بشه ، فقط روبروتو ببین، جلو برو با دلو جرات جلو برو، با جنم جلو برو، گور بابای هرچی که بوده؛ الان وقتی برای تلف کردن نداری، مثل احمق ها برای شلی پوست و ترکهای بدنت غصه غوجی نخور، مثل ترسوها همش بهونه نیار که نمیشه و نمیتونم، مثل بازنده ها به عادت های مزخرف قدیمیت نچسب.

تو، توی لعنتی قدرتمند تر از این حرفهایی، تمام هم و غمت چند کیلو اضافه وزن که تو اون مغز کوچیکت فکر میکنی از پسش بر نمیای! اون سر دنیا دارن کره مریخ و پیش فروش میکنن؛ آدمهایی درست مثل من و تو با همین قابلیت ها، با همین توانایی ها؛ اون وقت تو از پس 30 کیلو چربی آشغال که بهت چسبیده بر نمیای!؟ 

بهونه های چرند و پرند و بریز دور؛ وای صورتم آب میشه, وای بیریخت میشم؛ وای... نترس هیچ اتفاقی برای اون صورت گوشتالوی پف کرده ات نمیوفته، فقط چربی های اضافیشون آب میشه و اون غبغب مسخره ات از بین میره.

مهمونی دعوت شدم؛ تولده؛ امشبو بخورم، اینو تست کنم؛ فقط همین یه باره؛ میلیون ها مهمونی و تولد و غذا رو دیدی و چشیدی؛ دنبال چی میگردی؟ یه قاچ کیک که بزاری دهنت و احساس خوشبختی کنی و خودتو گول بزنی که پرخوری عصبی میگیرم هر وقت با کسی دعوام میشه! 

چی میخوای ؟ آخر شب تازه میخوای شام بخوری اونم پلو و چلو بعدشم با شکم پر و نفسی که بالا نمیاد به خودت بگی وای زیادخوری کردم یه چایی نبات بخورم غذام هضم بشه!!! پشت سرشم بخزی تو تخت خوابت و تا پاسی از شب ویدیوها و عکسهای بازیگرها و خزوخیل های اینستاگرامو اینور اونور کنی!

تا کی میخوای عین دیوونه ها چند تا کیسه چربی رو هرجایی دنبال خودت بکشی؛ تو مهمونی؛ سر کار یا حتی وقتی تنهایی جلوی این آینه لعنتی، تا کی میخوای هرجا میری معذب باشی و هی خودت رو جمع و جور کنی تا جای کمتری بگیری؛ تا کی میخوای از بدنت خجالت بکشی از پرخوریت خجالت بکشی؛ از بی تحرکیت خجالت بکشی! تا کی میخوای ده سال بزرگتر از سن واقعیت به نظر بیای!؟ 

این کیسه های چرب و چیل و که تمام زندگیت رو لزج کرده دونه دونه بنداز پایین؛ از این نا امیدی کودکانه دست بکش و یه بارم شده مثل یک مبارز با این وضعیت منزجر کننده بجنگ و شکستش بشه.

شبیه بازنده ها رفتار نکن تا شبیه بازنده ها نشی 

بعد از گذروندن این چند ماه کشنده که هرچی بیشتر خورده باشی و تلمبار کرده باشی طولانی تره برات باز برو جلو آینه، ببین حالا چی میبینی؟

 

بهترین راه کاهش وزن

سلام به همه دوستان خوب و ماه خودم؛ بچه ها یه خبر خوب دارم 

من با یکی از شاگردهای خصوصیم به اسم کبری تازه شروع کردیم و تصمیم گرفتیم صفر تا صد و سیر تا پیاز کاهش وزنشو با شما به اشتراک بزاریم.

کبری 100 کیلو وزن داره و خیلی ناامید و خسته است، این جریان میتونه به خیلی از شماها که واقعا چاقی خستتون کرده و فکر میکنید هیچ چاره ای براش ندارید کمک کنه، اینکه از کجا باید شروع کنید، چطور در مسیر بمونید و انگیزتون رو از دست ندید تا به هدفتون برسید.

اگه شما هم میخواید شروع کنید و لاغر بشید داستان کبری رو در پیج اینستاگرام من دنبال کنید چون میخوام کلی مطالب مفید در مورد ورزش و تغذیه براتون بزارم و کلی هم انگیزه و اراده تون رو تقویت کنم. 

آدرس پیج اینستاگرام: _laghar_sho_@

یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "

 

 

کرونا و کاهش وزن

سلام به همه دوستان و عزیزان قرنطینه ای و غیر قرنطینه ای....

میخوام براتون یه خاطره تعریف کنم؛ چند سال پیش ما به همراه خانواده دعوت شدیم به عروسی یکی از بستگان؛ عروس به غیر از نسبت خانوادگی یکی از دوستان خوب و نزدیک من بود؛ اتفاقا چند ماه قبل عروسی به من زنگ زد و رژیم خواست و گفت تو دوران عقد خیلی تپل شده و ما چندین بار همو دیدیم و من براش رژیم نوشتم و حسابی وزن کم کرد و من خیلی دوست داشتم تو لباس عروس ببینمش و از نتیجه کار لذت ببرم, اما دقیقا چند روز مونده بود به عروسی برای من حادثه ای پیش اومد و مچ و ساق پام 30 تا بخیه خورد و من نمیتونستم روی پام وایسم, هیچ وقت یادم نمیره خیلی غصه خوردم از اینکه نمیتونم برم عروسی، روز عروسی کل خانواده آماده شدن و غروب بود که از خونه زدن بیرون و منم با چشم زلال نشستم خونه و بسی افسوس خوردم, خانواده که رفتن رو تختم دراز کشیدم و مشغول کتاب خوندن شدم هنوز یک ربع بیست دقیقه نگذشته بود که یهو یه صدایی شبیه بووووووووم از داخل آشپزخونه اومد بلند شدم و کشون کشون خودمو رسوندم به آشپزخونه و دیدم لوله زیر ظرف شویی ترکیده و فشار آب در کابینت رو باز کرده و کف آشپزخونه پر آب شده و همین طوری با فشار داره آب میاد, سریع رفتم شیر اصلی آب و بستم و تا جایی که میتونستم با پارچه جلوی آب و گرفتم که تمام خونه رو به خاک و خون نکشه

بعد از عملیات سخت و نفس گیر امداد و نجات با اون پای شنگون فقط خدا رو شکر میکردم که من نتوستم برم عروسی وگرنه کل زندگیمون رو آب برمیداشت و معلوم نبود تا چه مدت ما باید از کف خونه آب جمع میکردیم و همه فرشها رو میشستیم و کلی مکافات میکشیدیم.

اگه در زندگی فقط یک مقدار دقیق باشیم و به پیرامونمون دقت بیشتری بکنیم متوجه میشیم هیچ چیز در این جهان بی علت اتفاق نمیوفته و همه پدیده ها و اتفاقات حتی بدترین و سخت ترینشون هم معلول یک علتی هستش.

حالا این کرونا پیش اومده، خیلی ها بیمار شدن، خیلی ها فوت شدن و خانواده ها عزادار شدن، بسیاری بیکار شدن و برای مردم دردها و مشکلات ریز و درشتی اتفاق افتاده ولی در پس این همه گرفتاری و مشکل درس ها و پندها و فرصت های زیادی هم نهفته است.

درسته که کرونا باعث شد خیلی ها دو شماره بزارن رو نمره چشاشون از بس با گوشی بازی کردن و اینستاگردی و دنبال کردن لایوهای بی محتوای عره و اوره و شمسی غوره، ولی از اون طرف چشم بعضی هارم گشود و زاویه ی جدیدی از دنیا رو بهشون نشون داد، امیدوارم همه ما در دسته دوم باشیم یا اگرم نیستیم وارد دسته دوم بشیم.

فرصت کمه و زمان در حال گذر و ما تازه متوجه شدیم چقدر کار نکرده داریم و اونقدرها هم که فکر میکنیم فرصت نیست

از همه مهم تر دوران قرنطینه به ما این فرصت رو داد که بیشتر تنها باشیم و در این تنهایی بتونیم به خودمون دوباره نگاه کنیم.

ما کی هستیم؟ چی هستیم؟ به دنبال چی هستیم؟

اگه حتی تا همین الان به این سوالات فکر نکردیم، الان وقتشه که بهشون فکر کنیم و براشون جواب پیدا کنیم.

بعضی امور این دنیا قابلیت تغییر پذیری ندارن باید پذیرفته بشن، این پذیرش یعنی ایمان یعنی آرامش یعنی توکل

مثلا وقتی یکی از عزیزانمون رو از دست میدیم نمیتونیم ماهیت مرگ رو تغییر بدیم و باید این حقیقت رو بپذریم که صلاح جهان و خلق جهان بوده و خدا بهتر میدونه و من ایمان دارم به خدا و با توکل به خودش میپذیرم و به آرامش میرسم.

بعضی امور دنیا قابلیت تغییر پذیری دارن و باید تغییر کنن، این تغییر یعنی اراده، یعنی عقل، یعنی تلاش

مثلا وقتی یکی اضافه وزن داره باید بدونه که میتونه این واقعیت رو تغییر بده و به صلاح خودشه که در اون رنج و سختی زندگی نکنه و عقل میگه که این تغییر امکان پذیره و اراده استارت این حرکت میشه و تلاش ما رو به نتیجه میرسونه.

دست از غر زدن و نالیدن و زانوی غم بغل کردن بردارید، حقیقت ها رو با ایمان و توکل بپذیرید و واقعیت ها رو با اراده و تلاش تغییر بدید.

خدا با ماست.

 

پروانه شو...

پستی برای موفقیت تو...

امروز میخوام یه نصیحتی بهت بکنم که نه فقط برای کاهش وزن بلکه برای تمام کارهای زندگیت بهت انگیزه و نقشه راه میده، گاهی وقتها تو یه سری از مسیرها قدم میزاریم که نمیدونیم راهمون درسته یا نه و گاهی وقتها میدونیم راهمون درسته ولی خسته میشم از تلاش زیاد و شک میکنیم به اینکه مقصدی که داریم به سمتش میریم ارزش اینهمه تلاش و زحمت رو داره یا نه!!!

برای فهمیدن اینکه تو راه درستی هستی یا حتی اگه هستی مشکلاتی که داری باهاشون دست و پنجه نرم میکنی ارزش نتیجه رو داره فقط کافیه یکم با خودت خلوت کنی و یک کاغذ و قلم بزاری کنار دستت و چند دقیقه تو سکوت محض بری به ده سال آینده ی زندگیت.

ده سال دیگه تو کجایی؟ چه کار میکنی؟ چطوری زندگی میکنی؟ این سوالاتیه که باید دقیق بهشون فکر کنی و ببینی تو این مسیری که الان هستی تورو به اون مقصد نهایی میرسونه یا نه !؟ مقصد ده سال دیگه تو کجاست؟

تا حالا چند بار با خودت نشستی و فکر کردی اگه برگردم عقب چنین میکنم؛ چنان میکنم ؛ اینطوری کار میکنم اون طوری درس میخونم؛ یه مدل دیگه زندگی میکنم ولی امان از دل غافل چون زمانی که گذشت دیگه برنمیگرده ولی میتونی با اندیشه و تلاش امروزت واسه ده سال آینده ات فرد ایده آلی باشی و با خودت بگی خدا رو شکر که انتخاب درستی کردم.

تو کی هستی؟ چی میخوای از خودت؟ چی میخوای از دنیا؟ سهم تو از این زندگی چیه؟ خودت رو بپذیر ولی در بهترین حالت خودت

بهترین حالت تو چیه؟

چه اندامی؟ چه لباسی؟ چه شخصیتی؟ چه وضعیت مالی؟ چه خانواده ای؟ چه جایگاه اجتماعی ای؟! شاید تا حالا بهش فکر نکرده باشی ولی همه اینا بهم دیگه مثل یک زنجیر وصل شدن؛ هر کدومو که بالا ببری باقی هم بالا میره و پیشرفت میکنه.

یه سوالی ازت میکنم یک مهندس خوشتیپ موفق تره یا یک مهندس با 50 کیلو اضافه وزن؟ یک همسر رو فرم و ورزشکار موفق تره یا یک همسر پرخور و چاق؟

اگه میخوای با دنیا بجنگی و پیروز بشی اول از همه باید با خودت وارد نبرد بشی و پیروز بشی  اون کسی که با دنیا جنگیده و شده یکی از خواننده های مشهور و پولدار دنیا اگه با خودش نجنگه و پیروز نشه رو مواد اوور دوز میکنه و تو سن کم با همه ی ثروت و شهرت و استعدادش از دست میره.

روند کاهش وزن یک روند عذاب آوره مهنت بار نیست! یک نبرد سازنده است؛ مثل جنگی که کرم میکنه تا پیله های خودشو بکنه و پروانه بشه؛ سخته ولی نهایت زیباییه

شل نشو تو مسیرت ؛ تصمیم بگیر و قدمهات رو محکم بردار؛ پیله تو بشکن، نذار زمانی که داری نزدیک میشی به پروانه شدن دوباره پیله ببنده دورت و زندانیت کنه تو همون دنیای سیاه و تاریک.

پروانه شو...

چرا هرچی رژیم میگیرم لاغر نمیشم؟

چطوری لاغر بشم؟

این سوالیه که احتمالا همه آدمهای روی کره زمین حداقل یکبار باهاش مواجه میشن؛ حالا یه سری از آدمها که مدت طولانی اضافه وزن دارن یا چاق هستند یا همش وزنشون در نوسان خیلی بیشتر باهاش درگیرن

همه دوست دارن یه قرص جادویی پیدا کنن و روزی یدونه بندازن بالا و لاغر بشن ولی خب هنوز به لحاظ علمی همچین معجزه ای امکان پذیر نیست و تنها راه رسیدن به وزن ایده آل رعایت یک رژیم غذایی و برنامه ورزشی مستمر هستش. راه سختیه و احتیاج به اراده و پشتکار داره ولی امروزه همه میدونیم اگه بتونیم طبق میزان و اصولی غذا بخوریم و ورزش کنیم حتما وزن کم خواهیم کرد.

امروز میخوام برای اونایی که سالهاست رژیم میگیرن و سعی میکنن برای لاغر شدن ولی نتیجه نمیگیرن چند تا نکته بگم،‌ چیزهایی که شاید همه بدونید ولی بهش توجه نکنید

در راه رسیدن به وزن ایده آل جدای از داشتن یک برنامه غذایی و ورزشی درست توجه به این سه تا نکته بسیار موثره " استمرار" ؛‌ "کلی نگری" ؛‌ " هدف گذاری"

حالا براتون یه داستان میگم و هر سه تا رو تو دل این قصه توضیح میدم

یه آدمی بوده هی پرخوری میکرده،‌ به تغذیه اش توجه نداشته، صبحانه نون و پنیر و چایی شیرین میخورده در مقیاس زیاد، بعد صبحونه یه پفک میخورده،‌ ناهار یه دیس ماکارانی چرب با سالاد و مایونز فراوون،‌غروبا که دلش میگرفته با یک لیوان چای و یه بسته بیسکوییت دلشو وا میکرده ولی طفلک شبا رعایت میکرده ها شام نمیخورده به جاش چهار پنج تا میوه ناقابل میزاشته تو سینه و جای شام میخورده ولی از اونجایی که 11 شب گرسنه اش میشده و شامم نخورده بوده دلش برای اینهمه غریبی خودش میسوخته و یک کاسه بستنی میخورده.... حالا چند سالی اینطوری گذشته و این آدم قصه ما 30 کیلو چاق شده،‌ شکمش آویزون شده،‌ بازوهاو کپلاش گنده شده،‌ روناش بیریخت شده و ....

میخواد شروع کنه و لاغر بشه به همون دلایلی که میدونید ولی یک مساله ای خیلی آزارش میده! چطور 30 کیلو لاغر بشم خدایا!؟ 30 کیلو مگه شوخیه! چقدر باید تلاش کنم،‌ نه شدنی نیست،‌ من نمیتونم

اینجاست که من پای هدف گذاری رو وسط میکشم،‌ نه توی لاغری توی هر مساله و تصمیمی که میخواید برای زندگیتون بگیرید و عملیش کنید جزئی نگر باشید. ببینید ما همیشه یک سری آرزو و رویا داریم گاهی این آرزوها انقدر بزرگه که برای خود ما هم میشه سنگ بزرگ علامت نزدنه

شما اگه یک آرزویی رو تو ذهنتون داشته باشید ممکنه عملی کردنش انقدر بزرگ به نظرتون بیاد که کلا بیخیالش بشید، برای جامع عمل پوشوندن به آرزوهامون اول باید خردشون کنیم و برای هر قسمتش هدف گذاری کنیم و دونه دونه به اهدافمون برسیم تا در نتیجه به یک دستاورد بزرگ برسیم

مثلا کسی که شاگرد آخر کلاسه و دوست داره رتبه یک کنکور بشه اگه مدام تو رویاش غرق بشه و به رتبه یک شدن فکر کنه به هیچ جا نمیرسه،‌ باید برای رسیدن به موفقیت مسیرمون رو خرد کنیم و هدف گذاری کنیم و ریز ریز جلو بریم، حالا اگه این دانش آموز تصمیم بگیره به جای تمرکز رو نفر اول کنکور شدن فقط تمرکز کنه که نمره اش و از 9 به 13 برسونه و بعد وقتی خوب درس خوند و به نمره 13 رسید بگه حالا نوبت 16،‌بعدش 18 ،‌بعدش 20، بعدش فوق برنامه،‌ مطالعه بیشتر و حالا شاید بتونه نفر اول کنکور بشه یا حداقل یه رتبه خوب بیاره و دانشگاه سراسری قبول بشه،‌ اینجاست که میبینیم کسی که شاید نمیتونسته دیپلم بگیره تونسته دانشگاه سراسری قبول بشه!

دقیقا تو مسیر کاهش وزنم همینه،‌ اگه آدم قصه ما لم بده رو مبل و چیپس بخوره و تو رویاهاش فکر کنه اندامش شبیه جنیفر لوپز شده مسلما به آرزوش نمیرسه و انقدر رویاشو دور از انتظار میبینه که خودشم بیخیالش میشه و بسته بعدی چیپس و باز میکنه و ...

اول از همه آرزوهاتون رو خرد کنید و هدف گذاری کنید و روی هدفاتون تمرکز کنید نه رویاتون

آدم قصه ما که 30 کیلو اضافه وزن داره اول از همه باید اضافه وزنش رو به 3 تا ده کیلو تقسیم کنه و با خودش بگه من به هیچی فکر نمیکنم جز کاهش 10 کیلو،‌ زمین بیاد به آسمون من باید ده کیلو کم کنم

اونوقت دیگه با غول بزرگ 30 کیلویی روبرو نیست و صد در صد کاهش ده کیلو خیلی آسون تر و شدنی تر 30 کیلویه...

پس سعی کنید به جای رویاهاتون به اهدافتون بچسبید،‌ مساله بعدی استمرار در رسیدن به هدف

استمرار در مسیر کاهش وزن شما رو به هدفتون میرسونه،‌ احتمالا خیلی از توپولوها از این مساله غافل میشن و باعث میشن تمام تلاشهاشون همیشه نصفه نیمه بمونه و نتیجه نگیرن

بزارید قشنگ براتون بشکافم ماجرارو،‌ یه آدمی با 30 کیلو اضافه وزن برای بار هزارم تصمیم میگیره لاغر بشه،‌ شروع میکنه به رعایت یک رژیم و روزی یک ساعت ورزش، هفته اول میره رو ترازو میبینه 3 کیلو و دویست گرم لاغر شده به شدت امیدوار میشه و بشکن میزنه،‌ هفته دوم همون برنامه رو ادامه میده میره رو ترازو میبینه 1 کیلو و سیصد گرم لاغر شده یکم میخوره تو ذوقش آخه انتطار داشته هفته دومم 3 کیلو و خورده ای کم کنه (زهی خیال باطل)،‌ بازم نا امید نمیشه و میره تو کار هفته سوم و رژیم و ورزش. در آخر هفته سوم که خودش و وزن میکنه میبینه ای بابا فقط 500 گرم وزنش کم شده!!! به بدنش میگه تو هم مارو مسخره کردیا؛‌ یک هفته سرویس مدرسه شدم اونوقت 500 گرم کم کردی،‌ این رژیم و ورزش و اگه یک هفته کدو تنبل میکرد موز میشد اونوقت تو 500 گرم اومدی پایین ! حالا اینحا یا انقدر نا امید و عصبی میشه آدم داستان تخیلی ما که میره درِ رژیم و ورزش و میزاره و شام یک پیتزا و یک سیب زمینی سرخ کرده و یک نوشابه خانواده سفارش میده و دهن بدنشو سرویس دانشگاه آزاد میکنه یا...

یا نا امید نمیشه و میگه حالا که تا اینجای مسیر سینه خیز اومدم جهنم الضرر بازم میرم جلو و هفته چهارمم رژیم و ورزش و ادامه میده تا به رکورد یک ماه برسم و برم برای جام جهانی...

القصه در پایان هفته چهارم به روی وزنه رفته و با وقار تمام و خالصیت جهان میبینه که ای دل غافل هیچی وزن کم نکرده! اونجاست که قاطی میکنه و به بدنش میگه حیف من که بهت اجازه دادم از دهانم به عنوان اتوبان همت استفاده کنی برو بمیر بی لیاقت،‌ حقته که مسخره ات کنن،‌ حقته که هیچ لباسی نتونی بپوشی؛‌ حقته که همش عرق کنی،‌ عرق سوز بشی،‌ نفس تنگی بگیری،‌ پادرد و زانو درد و فشار خون نوش جونت،‌ خودمو کشتم تو هفته گذشته اون وقت هیچی کم نکردی نمک نشناس!

حیف که بدن ما اون موقع نمیتونه صحبت کنه و جوابشو بده و زبون بسته هاج و واج نگاه ما میکنه و تو دلش میگه قورومساق چته! چشمتو بستی دهنتو وا کردی هرچی لیچار بلدی بارم میکنی!؟ بی سواد بی اصول یه ذره کمتر خوردی یکم ورزش کردی فکر کردی فترات کردی ؟! چشمای کورت رو وا کن ببین تو 30 روز 5 کیلو برات لاغر شدم؛‌ کلی نگر باش نادان!

اینجاست که پای کلی نگری پیش میاد،‌ کاهش وزن روند پیچیده و نامنظمی داره و نمیشه خیلی پیش بینیش کرد با ادامه مسیر به نتیجه خواهید رسید ولی نباید توقع داشته باشید منظم وزن کم کنید و باید با توجه به میزان تلاشتون،‌ مدت تلاشتون و نتیجه ای که میگیرید با یک دید کلی نگاه کنید

هدف های کوچیک و منطقی برای خودتون مشخض کنید، در راه رسیدن به اهدافتون استمرار و پشتکار به خرج بدید ،‌ کلی نگر باشید و با تحلیل های درست و اصولی پیشرفتتون رو ارزیابی کنید.

با این فرمول نه تنها به وزن ایده آل بلکه به هر هدفی تو زندگی داشته باشید میرسید.

 آرزوی غلط: من دوست دارم شب بخوابم و صبح که پا میشم هیکلم شبیه فلان بازیگر بشه

هدف منطقی: من میخوام این ماه 5 کیلو وزن کم کنم و در طول دو ماه و نیم آینده در مجموع 10 کیلو وزن کم کنم

تصور غلط: چون هفته اول خوب وزن کم کردم ولی هفته آخر هیچی وزن کم نکردم یعنی دیگه لاغر نمیشم و تلاش کردم و دیدم که نشد

نتیجه گیری درست: من تو ماه اول تونستم 5 کیلو در مجموع وزن کم کنم،‌ میدونم که هرچی جلو برم میزان کاهش وزنم کمتر میشه ولی انقدر ادامه میدم تا به هدفم برسم

اینم از این...

 

 

برای لاغر شدن شروع کنید

سلام به همه دوستای گلم

ممنونم از این همه لطف و محبت شما

بچه ها سه نفر اول هدیه شون رو گرفتن و الان حدود یک هفته است برنامه گرفتن و عالی دارن وزن کم میکنن

دوستای گل دیگه هم برنامه گرفتن و عالی دارن پیش میرن

اگر میخواید نتایج کاهش وزن بچه ها رو ببینید و باهاشون همراه بشید و از کلی مطلب موثر در مورد کاهش وزن مطلع بشید به پیج سر بزنید و با ما همراه بشید

 _laghar_sho_@

یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "

هدیه آوردم براتون،‌ اونم چه هدیه ای...

سلام دوستان عزیزم

حال و احوالتون چطوره؟ امیدوارم هرجا هستید خوب و خوش و سلامت باشید

دوستای گلم یه هدیه ویژه دارم برای عزیزانی که من و این همه سال داخل وبلاگ حمایت کردن و بهم محبت داشتن...

پیج اینستا راه اندازه شده و منتطر شما دوستای عزیزم هستم تا انرژی بهم بدید و هر چه قوی تر جلو بریم.

برای همراهی کردن من و بچه ها به پیج زیر برید و ما رو فالو کنید

_laghar_sho_@

یا میتونید در سرچ اینستا عبارت " من این طوری لاغر میشم " رو تایپ کنید و ما رو پیدا کنید

و اما هدیه ای که در نظر گرفتم برای سه نفر اولی که از بچه های وبلاگ در داخل اینستا درخواست برنامه خصوصی کنه و حتما بگه از بچه های وبلاگه

برنامه خصوصی شامل یک دوره تخصصی رژیم و ورزش به همراه پشتیبانی کامل تا پایان دوره هستش

دوره های که برای کاهش وزن در نظر گرفتم شامل 3 برنامه عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی هستش،‌ که دوره خصوصی از همه جامع تره و مهم ترین نکته اش اینه که پشتیبانی داره،‌ در پشتیبانی دوره من هر روز به شما زنگ میزنم و این خیلی موثر خواهد بود که بدونید مربی همش شما رو کنترل میکنه و همین مساله باعث میشه هرچه مستعدتر و جدی تر از برنامه رژیمی و ورزشیتون پیروی کنید،‌ در ضمن هر سوال و مشکل و درددل و غری هم که داشته باشید گوش میدم و راهنماییتون میکنم

نکته مهم تر از همه اینه که انقدر بهتون انرژی میدم و براتون سخنرانی انگیزشی میکنم که با انگیزه و روحیه بالا تو این راه قدم بردارید.

خب دیگه چی از این بهتر ! در حین این دوره تخصصی که یکماهه هستش به صورت تضمینی بین 8 تا 10 کیلو کاهش خواهید داشت،‌ بدون هیچ قرص و شربت و چایی و ....

این هدیه فقط برای سه نفر اولی هستش که تو دایرکت اینستا پیام بدن و خواهشی که دارم اینه که حتما کسانی درخواست میدن از صمیم قلب دلشون بخواد لاغر بشن و بسیار این مساله براشون جدی باشه چون ما میخوایم با شما به نتیجه برسیم نه اینکه وسط راه ول کنید و کم بیارید.

قربون همتون

کاهش وزن یک کار تمام وقت شد!

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستای عزیزم

حال و احوالتون چطوره! خوبید خدا رو شکر؟

من که خیلی خوب و سرحالم و بسیار با انگیزه و شاد اومدم خدمتتون با کلی خبر دست اول

عید امسال برای من شروع دوران جدیدی در زندگی بود؛ ما به صرف عید دیدنی به یک مهمانی از طرف فامیل همسر دعوت شدیم و من اونجا با زن و شوهری آشنا شدم که دو سه سالی درگیر کاهش وزنشون بودن و نتونسته بودن موفق بشن، القصه اینا همش میگفتن باشگاه میریم؛ رژیمی غذا میخوریم اینکارو میکنیم اون کارو میکنیم ولی کو نتیجه! منم هی خودخوری میکردم که هیچی نگو و لطفا اظهار فضل نکن در حضور جمع و نمیخواد لایف استایلتو زورچپون به همه توضیح بدی،‌ آرام باش مهسا...

ولی انقدر این صحبت ها ادامه پیدا کرد که دیگه ملای درونم نتونست آروم بگیره و ناگهان پرید بالای منبر! خلاصه ما شروع کردیم به سخنرانی و چه و چه... بعد از اینکه کلی در مورد کاهش وزن و اینکه اگه با برنامه و هدفمند باشه حتما نتیجه بخشه یک سخنرانی انگیزشی پرو پیمون انجام دادیم و از اونجایی که جو بسیار مارو گرفت پرده از اسرار خویش برداشته و گفتیم که عاقا ما خودمون هم روزگاری از اضافه وزن شدید رنج میکشیدیم و با چیزی حدود سی و چند کیلو کاهش وزن الان در خدمت شما هستیم! اونجا بود که تشتک خیلی ها پرید و اصلا باورشون نمیشد من قبلا خیلی چاق بودم و خدا رو شکر چند سالیه که پاکم

حکایت ما به اونجا رسید که این زوج توپولی از ما خواهش کردن براشون برنامه رژیمی و ورزشی تهیه و تدارک ببینیم و ما هم جان بر کف از اونها بیشتر مشتاق بودیم که این کوه تجربه مون رو در اختیارشون بزاریم،‌ چند روز بعد به اتفاق همسری دوباره رفتیم منزلشون و وزن و سایزشون رو گرفتیم و چیزی حدود یک ساعت در مورد عادت های غذایی و زمان های خالیشون برای ورزش و تحرک بیشتر صحبت کردیم و براشون برنامه غذایی و ورزشی نوشتم و قرار شد یک ماه بعدش بهشون سر بزنم و تو این مدت هم تلفنی احوالاتشون رو در مورد برنامه جویا بشم،‌ سرتون رو درد نیارم در این یک ماه خانوم تونست هفت کیلو و نیم و آقا سیزده کیلو از وزنش رو کم کنه که برای خودشون هم غیر قابل باور بود که انقدر عالی وزن و البته سایز کم کردن، تا الان که به طور مستمر با هم در ارتباط هستیم خانوم تونسته بیست و یک کیلو و آقا بیست و هفت کیلو وزن کم کردن و ما تبدیل به دوستان صمیمی و خانوادگی شدیم، بعد از این جریان دوست خانوم اینها رو میبینه و شگفت زده میشه و گیر میده که آدرس دکترتو به منم بده،‌ خانوم هم قسم و آیه میخوره که دکتر نرفتیم و فلانی به ما کمک کرد و راهنماییمون کرد، خلاصه ما وظیفه مشاوره این دوست عزیز رو به عهده گرفتیم و اون هم تونست در چهل و پنج روز ده کیلو وزن کم کنه و از سایز 44 به سایز 40 رسید! خلاصه که آوازه ما پیچید و من رسما شدم مشاور کاهش وزن اقوام و دوستان و آشنایان همسر

راستشو بخواید این پروسه کاهش وزن برای این چند نفر همون اندازه که برای خودشون لذت بخش و زندگی بخش بود برای منم بود، یه جورایی منو از لاک تنهایی خودم بیرون کشید و شادی و انگیزه رو به زندگی من آورد، احساس مفید بودن و موثر بودن بهم دست داده و انقدر این حس برام خوشاینده که باعث شده بار دیگه نگاهی زیباتر و لطیف تر به زندگی و آینده داشته باشم. 

انگار با هر یک کیلو کاهش وزن اونها یک کیلو از استرس ها و دلزدگی های منم ریخت و احساس کردم با سبک شدن جسم اونها روح منم هر بار سبک تر و آرام تر شد و این حس بهم دست داد که شاید راه و هدفم از ابتدا همین بوده و من الکی دارم خودم رو به اینور و اونور میکوبم.

مدت ها بود در بطن وجودم این اندازه با انگیزه نبودم و یکباره تمام لکه های سیاه و خاکستری ذهنم به سفیدی و پاکی تبدیل شد.

از اونجایی که من استاد حرکت های انتحاری هستم و به شدت معتقدم آدم یکبار زندگی میکنه و در این فرصت کوتاه جایی برای تردید و نگرانی وجود نداره به این فکر افتادم که از کارم بیام بیرون و تمام وقت تمرکزمو تو زمینه مشاوره کاهش وزن بزارم.

با صحبت هایی که کردم با همکارام و نزدیکانم که از اداره میخوام در بیام و در دنیای جدیدی پا بزارم که البته همه مخالف بودن و میگفتن کار اشتباهی هستش و تو این اوضاع اقتصادی همچین ریسکی نکن اما بعضی تصمیمات به دل آدم میوفته و لازمه که آدم به حرف دلش گوش بده

اینها همه یه طرف تا اینکه دیشب تماسی داشتم که تمام تردیدهای منو به یکباره از بین برد. زهرا دختر دوست مادرم هستش یک دختر 25 ساله که از بچگی چاق بوده؛ دیشب با من تماس گرفت و کلی حرف زد و میون صحبت هاش بغضش شکست،‌ زهرا خانوم به تاریخ 31 مرداد مراسم خواستگاریشه، دقیقا یک ماه دیگه و دلش میخواد بار اول که پدر و مادر و خواهر آقا داماد میبیننش زیبا به نظر برسه.

خواستگار زهرا هم کلاسیشه که از بعد از تموم شدن درسشون میخواسته بیاد خواستگاری ولی زهرا هی مراسم رو عقب مینداخته تا لاغر بشه ولی هی سه چهار کیلو کم کرده و دوباره ول کرده و وزنش برگشته ... 

دیشب که با من تماس گرفت و احوالاتشو گفت و کلی با هم صحبت کردیم و ازم خواست تو این مسیر همراهش باشم من تا صبح خوابم نبرد، انگار این یه تیر خلاص بود برای من که بفهمم این واقعا همون چیزیه که من میخوام... 

امروز صبح رفتم سرکار و با دو ساعت جلسه و جنجال و من بمیرم تو بمیری استعفا دادم و تسویه کردم و اومدم خونه تا فصل جدیدی از زندگیم رو شروع کنم،‌ با اینکه اصلا اهل فضای مجازی نیستم تصمیم گرفتم یه پیچ اینستا بزنم و مشغول به فعالیت بشم (باشد که فضای مجازی مفید واقع شود).

ظهری که رسیدم خونه گفتم اول این مطلب رو با دوستان صمیمی و قدیمی خودم به اشتراک بزارم و امیدوارم شما مثل همیشه درکنارم باشید و ازم حمایت کنید تا با کمک هم همگی به وزن و زندگی ایده آلمون برسیم،‌ اولین نفری که باهاش کاهش وزن رو در پیچ آغاز میکنم زهرا هستش،‌ زهرا حدودا 100 کیلو و ما میخوایم با یک برنامه غذایی و ورزشی در مدت یکماه بهش کمک کنیم ده کیلو از وزنش رو کم کنه و همچنین کاهش سایز داشته باشه و برای روز خواستگاری که دقیقا ماه دیگه 31 مرداد هست آماده بشه. الان هم منتظرم تا بیاد خونه ما تا وزن و سایزش رو بگیریم و به امید خدا کاهش وزن رو شروع کنیم.

سعی میکنم در طی این چند روز پیج رو خیلی سریع پرو پیمون کنم و منتظر حمایت شما هم هستم

_laghar_sho_

یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "

قربون صفا و محبت همتون

دلم گرفته

امروز خیلی دلم گرفته, نمیدونم به خاطر تغییرات آب و هواست یا شرایط هورمونی بدنم یا مسائل تخیلی این روزهای مملکت!

صبح که از خواب پاشدم رفتم تو اتاق که لباسامو بردارم خودمو یهو تو آینه دیدم و یه حال بدی شدم انگار خودمو نمیشناختم و یه دختر غریبه تو آینه بود! حرصم گرفت از این احساس و با دلزدگی هر چه تمام آماده شدم و زدم بیرون... تو تاکسی یهو زدم زیر گریه!!! خودمم متعجب بودم چرا حالم انقدر خرابه! بالاخره پرسون پرسون خودمو رسوندم به اداره و با بی حوصلگی مختص صبح روز شنبه مشغول کار شدم تا الان که وقت ناهاره و همه رفتن غذاشونو داغ کنن و من تو اتاق تنها شدم دوباره یهو گریه ام در اومد! زنگ زدم خونه مامانم اینا تا شاید با صحبت کردن با مامانم حالم بهتر بشه که از شانسم خونه نبود بعدش زنگ زدم به شوشو که اونم صداش انقدر قطع و وصل میشد نشد صحبت کنیم و من بیشتر حرصی شدم....

بلند شدم یه چایی برای خودم ریختم و گذاشتم سرد بشه تا بتونم تلخ بخورمش و به این فکر افتادم که با شما صحبت کنم تا حالم بهتر بشه و از اینجا سر درآوردم.

سه چهار سالی هست که بین یه دنیای مادی و معنوی در نوسانم و انقدر هر جفتشون گیج کننده است که به هیچ جایی نرسیدم در هیچ کدوم... دلم میخواد فکر و خیالامو بزارم کنار و بچسبم به زندگی و کار و روزمرگی و سفر و برنامه ریزی برای زندگی بهتر و این دنیای مادی اطرافمو دریابم ولی وول وولکی میوفته به جونم که نمیزاره... تمام مدت این سوالات که من کیم! از کجا اومدم و به کجا میرم تو سرم میچرخه و تمرکزم و از بین میبره و تا الان هم به هیچ نتیجه و نظریه ای هم نرسیدم.

وقتی 13 سالم بود شاگرد اول شدم و برامون یه اردوی تشویقی گذاشتن برای تابستون تو یه اردوگاه تو کرج که ما تصور میکردیم قرار شادی و تفریح باشه که نبود! از تمام مدارس تهران و حومه سه شاگرد برتر هر کلاس و آورده بودن که یه اردوی کاملا عقیدتی بود و ما رو برای نماز صبح بیدار میکردن و بعد پشت سر هم کلاس های قرآن و دین شناسی و ... یادمه اونجا بهمون گفتن با چه پایی بریم دست شویی و یا بعضی از مراجع دیدن تلویزیون رو حرام اعلام کردن و فوت کردن به غذای داغ قبل خوردنش مکروهه و غیره از این دست! جدای از اینکه این اردو بیشتر برام شبیه به یه تنبیه بود تا تشویق ولی بعد از برگشتن این سوال که بالاخره چی درسته و چی غلط دست از سرم بر نمیذاشت, اونجا بود که شروع کردم کتاب خوندن از قرآن شروع کردم و یه دور معنی قرآن و که کتابی دو جلدی متعلق به پدرم بود خوندم و تحقیق و جستجو راجع به انواع احادیث و تفاسیر! فهمیدم که این کتاب جواب سوال من نیست یا اونقدر بی تعلق نگاشته شده که حد و حساب نداره یا اونقدر وزین که از قدرت فهم من خارجه! رفتم سراغ آورنده قرآن که حضرت محمد باشه! از معلم دینی خواستم تا بهم چند تا کتاب خوب در مورد حضرت محمد معرفی کنه تا بتونم بشناسمش و اون هم چند تا کتاب معرفی کرد سرتون رو درد نیارم کتابها رو جوریدم و خوندم و هرگز یادم نمیره تمام کتابها به دست علمای عظمای دین اسلام نوشته شده بود و چاپ جمهوری اسلامی بود ولی اواسط کتاب سوم که بودم دست از تحقیقاتم برداشتم و بیخیالش شدم چون میدونستم اگه ادامه بدم تمام اعتقادم و از دست میدم و تنها چیزی که دستمو گرفت از محتوای اون کتابها زبونی و ناتوانی محمد بود و بس و بیشتر ترجیح میدم بازش نکنم؛ تمام اندیشه های من در پی کتاب و پرسش و تحقیق در مورد ادیان رو هوا میموند و هیچ سرانجامی پیدا نمیکرد از تحقیق میدانی در مورد زرتشت گرفته تا رفتن به کلیسا و کنیسا و ظهور موعود... بیست سالم که شد باز رفتم سراغ قرآن و تفسیر دیگه ای رو خوندم ولی همچنان ناکام

همیشه ماهیت خودمو زیر سوال میبردم که من کیم! چیم! اینجا چیکار میکنم! از کجا اومدم! به کجا میرم و برای این سوالات هیچ جوابی نداشتم؛ نمیخوام بگم برای پیدا کردن جواب سوالهام تا کجاها رفتم و با چه کسایی ساعت ها بحث کردم و چه و چه ولی میخوام بدونید تمام مدت در تلاش بودم

مادر من عاشق کتاب شعر بود و چون پدرش کتاب فروش بود ما تو خونمون از همه شعرا کتاب داشتیم و منم که فضول و کرم کتاب هیچی نمیفهمیدن ولی مدام حافظ و سعدی و مولوی ... میخوندم.

سه چهار سال پیش اسم کسی به گوش خورد به نام محمد علی طاهری؛رفتم سراغش و تمام ویدئوهای کلاساشو دانلود کردم و دیدم و دری به روم باز شد به اسم عرفان! 

دیدن فیلم های کریستوفر نولان

بعد برنامه ای به اسم ری استارت! بعد سریال وست ورلد 

خوندن کتابهای کارلوس کاستاندا؛ دیدن خوابهای عجیب و شنیدن صداهای غریب و ....

این داستان هر روز داره من و ضعیف و ضعیف و تر میکنه ولی نمیتونم رهاش کنم

نمیدونم چیکار کنم ولی میدونم حتما باید یه کاری بکنم 

با یه پست غیر لاغری سرتون رو درد آوردم؛ ببخشید

رژیم کتوژنیک

میدونم با معرفی این رژیم ها تو دردسر بزرگی میوفتم و هزارتا سوال بابت هرکدوم باید پاسخ بدم ولی چیکار کنم که رشته ای بر گردنم افکنده دوست....

ما هر رژیم رو توضیح میدیم و هر سوالی داشتید زیر پست همون رژیم پاسخ میدم

نکته: تمامی این اطلاعات تجربیات و اطلاعات به دست اومده خودم هست و چیزی که مطالعه کردم و تجربه کردم و بنده متخصص تغذیه نیستم

رژیم کتوژنیک 

توضیحات رژیم: در رژیم کتوژنیک ما کلیه مواد قندی و کربوهیدرات ها رو حذف میکنیم و فقط از پروتئین و چربی و فیبر استفاده میکنیم, کاملا واضحه که با این رژیم هیچ گونه کربوهیدرات مانند برنج و نان و سیب زمینی و پاستا و حبوبات و .... نمیتونیم استفاده کنیم و هیچ گونه مواد قندی مانند میوه و بستنی و شیرینی و کیک و بیسکوئیت و .... 

تمام مواد مورد نیاز بدن از چربی ها و پروتئین ها و فیبرها تامین میشه

این رژیم با چربی بالا؛ پروتئین متوسط و فیبر کم باعث کاهش وزن خواهد شد، حالا چطوری؟ در زمان کاهش وزن که با کم کردن کالری ورودی و بالابردن سوخت و ساز بدن از طریق ورزش انجام میشه, بدن شروع به سوزاندن قند میکند و به این طریق کاهش وزن اتفاق میوفته اما در رژیم کتوژنیک ما ورود مواد قندی و همچنین کربوهیدرات ها که در بدن به صورت قند ذخیره میشن کاملا قطع میکنیم و این موجب میشه بدن به صورت اتومات برای سوخت و ساز به سراغ چربی ها بره و در نتیجه اتفاقی که میوفته کاهش سریع وزن و سایز هستش

در پایین این هرم ما انواع گوشت قرمز و گوشت سفید رو داریم و همچین تخم مرغ سنتی و انواع روغن های طبیعی مانند کره و روغن زیتون و روغن نارگیل و ....

در پله دوم ما سبزیجات سبز رو داریم مانند اسفناج، کاهی, خیار؛ پیازچه و ... همچنین آواکادو و ادویه جات

در پله سوم ما دیگر سبزیجات رنگی رو داریم مانند گوجه, کلم سفید, پیاز، فلفل دلمه، بادمجون و ...

در پله چهارم ما لبنیات رو داریم که شامل خامه, پنیر, شیر و ... که البته همگی باید پرچرب باشه

و در پله پنجم ما آجیل ها رو داریم که باید به صورت خام باشه و توت فرنگی و شاه توت و بلوبری

الویت انتخاب غذا در این رژیم از پایین هرم و پله ی اول آغاز میشه

در این رژیم ما نیازی به کالری شماری نداریم و هر زمان گرسنه شدیم میتونیم غذا مصرف کنیم

غذاهایی که مصرف میکنیم شامل انواع گوشت ها و تخم مرغ به صورت کبابی؛ سرخ شده و آب پز هستید؛ برای سرخ کردن غذاها بدون محدودیت میتونید از انواع روغن های طبیعی و غیر صنعتی استفاده کنید(روغن نارگیل، روغن زیتون؛ کره و ...)

سبزیجات رو میتونید در کنار غذاتون مصرف کنید ولی توصیه میشه بیش از روزی سه لیوان نباشه

دیگه باید حواستون باشه چون مثلا هویج هم جز سبزیجات محسوب میشه ولی نمیشه مصرفش کرد چون حاوی قند

در مورد لبنیات باید بگم بهتره که مصرف نکنید ولی در صورتی که میخواید مصرف کنید حتما محصولات لبنی پرچرب باشه؛ برای مثال یک دوم استکان ماست پرچرب در روز یا یک قاشق غذاخوری خامه در روز؛ همچنین میتونید از پنیر پیتزا و پنیر ورقه ای هم استفاده کنید ( هر چه میزان چربی لبنیات بیشتر باشه میزان قندشون کمتره)

در مورد آجیل های خام باید بگم اگر قصدتون از این رژیم کاهش وزن هستش بهتره اصلا نرید سراغش و مثلا در مورد توت فرنگی دو تا دونه در روز مصرف کنید؛ در بین آجیل ها فندق گزینه خوبیه چون چربی بالایی داره

بلوت پروف چیست؟ بلوت پروف نوشیدنی متداول و انرژی زای این رژیم هستش که شامل یک لیوان قهوه (ترک یا فوری فرقی نمیکنه) میشه که درونش یک قاشق غذاخوری کره میندازید یا یک قاشق غذا خوری روغن نارگیل یا یک قاشق غذاخوری خامه یا اگه دلتون خواست هر سه رو باهم

معمولا از بولت پروف برای صبحانه استفاده میشه و باعث بالارفتن سطح انرژی و کاهش اشتهاتون میشه؛ البته میتونید هر زمان که خواستید در روز ازش استفاده کنید

تو این رژیم تا زمانی که گرسنه نشدید چیزی نمیخورید و اصلا به ساعت غذایی و نهار و شام کاری نداشته باشید که مثلا الان وقت ناهاره بلند شم برم غذامو بخورم! تا زمانی که گرسنه نشدید غذا نمیخورید و در مقابل هیچ وقت خودتون رو گرسنه نگه نمیدارید و هر زمان احساس گرسنگی کردید میتونید غذا بخورید

در این رژیم کالری شماری نداریم و میزان غذاخوردن شما در روز بستگی به اشتهاتون داره

با این رژیم سطح سدیم, منیزیم و پتاسیم بدن بسیار کاهش پیدا میکنه و برای جبران کمبود سدیم میتونید از نمک دریا استفاده کنید، برای جبران منیزیم قرص مکمل منیزیم مصرف کنید و چون پتاسیم به صورت مکمل تنها ارائه نمیشه چون مقادیر زیادش تو بدن سمی هستش باید آواکادو مصرف کنید

امگا 3 و روغن ام سی تی در این رژیم بسیار مهم و ضروری هستش و میتونید قرص و کپسولش رو مصرف کنید البته دانه چیا سرشار امگا 3 هستش و میتونید دانه چیا مصرف کنید

دانه چیا: از لحاظ ظاهری دقیقا شبیه تخم شربتی هستش و میتونید داخل آب مصرف کنید که مثل تخم شربتی لعاب میندازه و هیچ طعم خاصی نداره و یا همین طوری روی سالاد یا غذاتون بریزید و نوش جان کنید

این رژیم اگر درست رعایت بشه هیچ نکته منفی و مضری به خاطر مصرف بالای چربی و پروتئین نخواهد داشت پس نگرانی بی مورد هستش

با شروع این رژیم به سرعت کاهش وزن آغاز میشه و ممکنه در هفته اول بین 1 تا 7 کیلو (بسته به میزان اضافه وزن و رعایت کردن دقیق خوراکی ها) داشته باشه

در هفته های بعد این روند کمی آهسته تر پیش میره ولی گاهی با اینکه وزن زیادی کم نمیکنید شاهد تغییر سایز خواهید بود

در ابتدای این رژیم برای کاهش وزن نیازی به ورزش کردن نیست و من توصیه میکنم تا زمانی که وزنتون حداقل برای دو هفته ثابت نشده ورزش نکنید و اجازه بدید هر زمان که کاهش وزنتون متوقف شد سراغ ورزش برید و همچنین میتونید در صورت ثابت شدن وزنتون در کنار رژیم کتوژنیک از رژیم فستینگ هم استفاده کنید

فستینگ چیست:

فستینگ خودش یک مدل رژیم هستش که در طولانی مدت سبب کاهش وزن و کاهش مواد سمی و مضر بدن میشه؛ این رژیم که به رژیم دو به پنج هم معروفه از این قراره که شما میزان کالری مورد نیاز روزانه بدنتون رو محاسبه میکنید و پنج روز در هفته از این میزان کالری استفاده میکنید مثلا فردا 80 کیلو هستش که میزان کالری روزانه اش برای اینکه کاهش و یا افزایش وزن نداشته باشه این عدد ضرب در 20 است که میشه 1600 یعنی اگر فرد 80 کیلویی روزی 1600 کالری مصرف کنه تغییری در وزنش به وجود نمیاد, در رژیم فستینگ ما پنج روز در هفته از کالری مورد نیاز بدن رو مصرف می کنیم و در دو روز باقی مانده مقدار کالری مصرفی رو بین 400 تا 500 نگه میداریم که به اصطلاح بهش روزه داری هم میگن, مثلا در رژیم فستینگ روزهای دوشنبه و پنج شنبه 500 کالری مصرف میشه و باقی روزها 1600

حالا ببینیم رژیم کتوژنیک چطوری با رژیم فستینگ مخلوط میشه برای زمانی که کاهش وزن متوقف میشه

در رژیم کتو هر زمان دیدید وزنتون پایین نمیاد از رژیم فستینگ کمک میگیریم به این صورت که دو روز در هفته میزان کالری ورودی رو صفر میکنیم و فقط از آب و چای و قهوه خالی استفاده میکنیم

البته میتونید روش فستینگ رو در روز به صورت 16 به 8 هم بگیرید یعنی 16 ساعت چیزی که حاوی کالری باشه نخورید و 8 ساعت به رژیم کتوژنیک برگردید 

کتوزیست های حرفه ای گاهی حتی یک شبانه روز یا سه شبانه روز هم وارد فستینگ میشن که مطمئنا برای کسایی که اول راه هستن اصلا نیاز نیست

نمونه ای از رژیم کتوژنیک که در سایت های خارجی آورده شده

شنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: املت گوشت با پنیر و سبزیجات؛
  • ناهار: همبرگر بدون نان با برش‌هایی از پنیر و مغزها؛
  • شام: ماهی سفید، تخم‌مرغ و اسفناج تفت‌داده‌شده در روغن نارگیل.

 

یکشنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: تخم‌مرغ به‌همراه گوشت و قارچ؛
  • ناهار: همبرگر با سُس سالسا، پنیر و آووکادو؛
  • شام: استیک به همراه تخم‌مرغ و سالاد دورچین.

رژیم کتوژنیک چیست؟ نمونه برنامه رژیم کتو به صورت رایگان

دوشنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: گوشت، تخم‌مرغ و گوجه‌فرنگی؛
  • ناهار: سالاد مرغ با روغن زیتون و پنیر فتا؛
  • شام: ماهی سالمون با مارچوبه که در کره درست شده است.

 

سه شنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: تخم‌مرغ، گوجه‌فرنگی، املت پنیر بُز با ریحان؛
  • ناهار: شیر بادام، کره‌ی بادام‌زمینی، میلک‌شیک پودر کاکائو با شکر برگ؛
  • شام: کوفته قلقلی، پنیر چدار و سبزیجات.

رژیم کتوژنیک چیست؟ نمونه برنامه رژیم کتو به صورت رایگان

چهارشنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: میلک‌شیک کتوژنیک مانند میلک‌شیک بادام‌زمینی و میلک‌شیک توت‌فرنگی؛
  • ناهار: سالاد میگو با روغن زیتون و آووکادو؛
  • شام: گوشت گوساله با پنیر پارمزان، کلم بروکلی و سالاد.

 

پنج شنبه چی بخورم؟

  • صبحانه: املت با آووکادو، سالسا، فلفل، پیاز و ادویه‌جات؛
  • ناهار: یک مشت آجیل به‌همراه کرفس، آووکادو و سالسا؛
  • شام: مرغ با سُس پستو، پنیر خامه‌ای و سبزیجات.

رژیم کتوژنیک چیست؟ نمونه برنامه رژیم کتو به صورت رایگان

جمعه چی بخورم؟

  • صبحانه: ماست با کره‌ی بادام‌زمینی، پودر کاکائو و شکر برگ؛
  • ناهار: گوشت گوساله‌ی سرخ‌شده در روغن نارگیل همراه با سبزیجات؛
  • شام: همبرگر یا کباب کوبیده بدون نان و برنج همراه با تخم‌مرغ و پنیر.

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

سلام به دوستان خوبم

بعضی از دوستان پرسیده بودن پیجی صفحه ای چیزی نداری!؟ باید بگم نه متاسفانه, راستشو بخواید یک بار یه گروه تلگرامی راه انداختیم که جواب نداد, حجم پرسشها زیاد بود و بعضا خیلی مطالب تکراری مورد سوال دوستان بود منم وقت کافی برای این کار نداشتم, ترجیحم اینه که از طریق وبلاگ با هم در ارتباط باشیم

دوستی در مورد تثبیت سوال کرده بود, من نمیدونم دقیقا چی مد نظرت بوده ولی در پست دوره تثبیت تقریبا جامع توضیح دادم حالا اگه سوال خاصی داری بپرسی جواب میدم.

دوستی پرسیده بود که بعد از ورزش خیلی گرسنه میشه و فقط با نون و برنج سیر میشه باید چه کار کنه؟ این سوالیه که ممکن هممون داشته باشه ولی خب جواب واحدی نداره و برای هر شخص بسته به عادت ها و ذائقه اش متغیر هستش؛ مثلا من نمیدونم شما چه مدت داری ورزش میکنی! چقدر تا الان کاهش وزن داشتی و ....

به طور کلی من خیلی زمان ها برای رفع گرسنگیم آب میخورم, یک یا دو لیوان آب بخورید ؛ یا خیلی وقتها برای فروکش کردن اشتها رو شکمم دراز میکشم و یه چرت نیم ساعته میزنم, یا به پشت میخوابم و یه چیز نسبتا سنگین میزارم رو شکم و معده ام و چشمامو میبندم تا یه کم آروم بگیرم

زمانی که موقع غذا خوردنم نیست ولی گرسنم میشه و معده ام ضعف میره تو یه لیوان کوچیک چند تا تیکه یخ میندازم و به اندازه یک استکان عرق کاسنی روش میریزم و کم کم مینوشم

من بعد از ورزش که خیلی گرسنم میشد یک دونه به (میوه به) رو مثل سیب برش میدادم و با یک لیوان بزرگ آب برای خودم سرو میکردم, میوه به خیلی به کاهش اشتها کمک میکنه

باید حواس خودتو پرت کنی و سعی کنی تا وقت وعده غذایی بعدیت نشده سمت خوراکی نری؛ در رابطه با اون نون و برنجی هم که گفتی یه پست میزارم در این مقال نمیگنجه

دوست دیگری پرسیده بود که عایا از اول رژیم پروتئین داشتم و این رژیمامو از کجام در آوردم و .... من هر رژیمی رو که بگید در مسیر کاهش وزنم امتحان کردم, ولی بعضی ها و کوتاه مدت و بعضی بلند مدت بوده, حالا میخوام اگه بشه شروع کنم تمام رژیمها رو با میزان اثرگذاری و سختی و راحتی و ... به تفکیک داخل وبلاگ قرار بدم

من بیشتر رژیمهایی که گرفتم بسیار خودتجویز بوده ولی سعی میکنم این لیستی که از رژیم های موجود تنظیم و تهیه میکنم علمی تر باشه

همگی تو مسیر لاغری موفق باشید

گریز از مرکز

واقعیت اینه که ما آدمها با تمام ضعف و ناتواناییهامون این قدرت رو داریم که حداقل از هرچیز و هر کسی که آزارمون میده فرار کنیم, مشکل از اونجایی شروع میشه که این مساله در درون خودمون باشه! ما نمیتونیم از خودمون فرار کنیم و همیشه این من رو به دنبال خودمون میکشیم, وقتی بحث فرار منتفی میشه دو راه داریم در برابر مسائل این من، یا باید مقابل این ضعف کمر خم کنیم و تا آخر عمر با تمام آزارها و خجالت ها کج کج زندگی رو سپری کنیم یا وارد این نبرد من با من بشیم و با تمام انرژی خودمون رو خراب کنیم و ذوب کنیم و از نو بسازیم و قالب جدیدی بگیریم، خیلی سخته؛ خیلییییییییی ولی ناگزیر به انتخابیم.

این روند نفس گیر و خسته کننده میتونه موجب یک تغییر شگفت انگیز در این من کج و کوله ی ما بشه و ما در این مسیر شاهد رشد لحظه به لحظه ی روح و روان و جسم خودمون باشیم.

طعم شیرین تغییر انقدر دلچسب و خواستنیه که با اولین قدم در این مسیر شیفته ی این من قوی و رو به رشد خواهید شد، کسایی که با خودشون وارد این نبرد سازنده میشن در انتها مثل یک قهرمان کاپ قدرت وجود خودشون رو بالای سرشون میبرن ؛ کسایی که چاق هستن و وزنشون رو کاهش میدن با روحیه و اقتداری عجیب بزرگ و با ابهت میشن.

نرو، وایسا، برگرد به خودت یه نگاه بنداز, فقط یه جواب میخواد این مسیر

میخوای یا نمیخوای!؟

 

 

اگه جوابت میخوای هست از همین الان شروع کن (از همین الان یعنی از همین لحظه, نه از فردا نه از شنبه, از همین لحظه) ( پرخوری و کنار بذار و امروز یک ساعت پیاده روی کن) و تا بهش نرسیدی دست از سر خودت بر ندار

اگه جوابت نمیخوای هست, ول کن پس؛ برای همیشه فراموشش کن و تا آخرش کج کج راه برو.

 

چون عاقبت ِکار جهان نيستي است/ انگار که نيستی، چو هستی خوش باش

وقتی اومدم توضیحات کنار وبلاگ و تغییر بدم یه لحظه بدجوری حالم گرفته شد! اومدم تغییر سن بدم دیدم یهو از 24 باید بنویسم 30! اولین پستم برای سال 89 بوده و تا الان که 8 سال میگذره خام بودم, پخته شدم, سوختم

خلاصه که زمان زیادی گذشته و زمانه ی بدی شده, دغدغه های گرونی و بیکاری و بی فرهنگی از همه طرف سایه انداختن رو زندگیهامون و اون یه ذره طعم ملس ته مونده رو هم تلخ و نابود کردن.

در کنار تمام این احوالات بد بیرون؛ اشخاصی که اضافه وزن هم دارن باید از داخل هم ضربه بخورن و آزار ببینن. در کنار اپلیکیشن های بی سرو تهی که قرار بوده آدمها رو بهم نزدیک کنه و داره دقیقا در جهت معکوس عمل میکنه, شاهد یه جور پورنوگرافی همه گیر هم شدیم که افراد و ترغیب به لخت و عور شدن میکنه و نمایش خصوصی ترین لحظات زندگی برای گروهی به هر دلیل عادت شده و برای بقیه تماشا و پیگیری این افراد تبدیل به یک سرگرمی.

من سی ساله ای که خیلی بیشتر از سن کمم سرد و گرم روزگار رو کشیدم از این فضاها گریزان و بیزارم ولی چه بخوایم چه نخوایم تاثیرات بد و منفی این اپلیکیشن ها (تاکیدم بیشتر رو اینستاگرام)  رو زندگیمون سنگینی میکنه.

از کلمات قلنبه و سلنبه که بگذرم میخوام بگم این اپلیکیشن ها و گروه ها گند زده به زندگی هامون, به سادگی هامون و برای اشخاصی مثل من که از این حال و هواها متنفره نفس کشیدن سخته. 

نصف دختر و پسرها مدل شدن و باقی بانو الکسیس, ارزش کتاب خوندن و فیلم دیدن و فکر کردن رفته تو توالت جا خوش کرده و همه میخوام به نمایش بزارن چی میخورن؛ چقدر پارتی میرن؛ چی میپوشن و چقدر لاکچری هستن و بدتر از همه ی اینا یه سری هستن که میخوام به هر زار و زرمه ای شده نشون بدن سینه دارن (وای آخه هیچ کس نداره جز شما)! باسن دارن ( گلاب به روتون آخه ما از نافمون ایرینیم)، پا دارن؛ دست دارن, خالکوبی دارن و بلا بلا بلا بلا

زندگی تو همچین فضایی برای من مثل نفس کشیدن تو قبر شده. حالا این صحبت ها چه ربطی به ما داره و هدف ما و وبلاگ ما و لاغری! 

مثلا شخصی زیبایی معمولی با اندامی چاق داره یه چرخ تو اینستاگرام بزنه حالش بدجوری گرفته میشه میبینه وااااای همه خوشگلن؛ خوشتیپن؛ خوش هیکلن و خودشو بکشه هم مثل اونا نمیشه!

حالا فرض کنید با یه روحیه داغون مشغول ادامه کار خونه اش میشه تا شوهرش بیاد, برای ورود شوی یه نیمچه آرایشی میکنه و لباس مرتب میپوشه ولی همسرش وقتی وارد خونه میشه اصلا نگاهش هم نمیکنه, یه نوشیدنی میبره برای شوشو که درازیده رو مبل و داره تو اینستا میچرخه! قدیما این کلیپها و بولوتوس هایی که بود همه خارجی بود و میگفتیم اونا خارجی عن  الان ماشالا تا دلت بخواد وطنی, دختره از حموم در میاد لخت میشینه رو مبل لایو میزاره و سیب و گلابیشو میکنه تو دهن ملت! 

بی ربط 1 ( یادم میاد در گذشته ای نه چندان دور تو یه خوابگاه دانشجویی چند تا دختر ساده و معصوم با بلوز و شلوار تو اتاق خوابگاه رقصیده بودن و با بی کیفیت ترین حالت با دوربین یه گوشی داغون یکیشون فیلم گرفته بود و این فیلم نمیدونم چطوری ولی پخش شد و سه تا از اون دخترها که لباساشون پوشیده بود و کار بدی هم نمیکردن و صورت هاشونم به درستی مشخص نبود حتی از خجالت خانواده هاشون خودکشی کردن)

بعد تو اینستا دیدم دختره از سکسش با دوزپسرش لایو گذاشته یه دفعه یاد این دخترها افتادم! گوشی از دستم افتاد و حدود یک ساعت بی وقفه اشکام بند نیومد به یاد مظلومیت و معصومیت این دخترها... 

انسان به صورت انفرادی زندگی نمیکنه, تصمیم نمیگیره و قضاوت نمیکنه, احوالت و آدمها دور و بر ما تاثیر زیادی بر تصمیمات و مقیاس های ما برای سنجش خودمون و زندگیمون دارن و این اوضاع قمر در عقرب دوران ما مسلما لطمات زیادی به روح و روان ما میزنه و شرط اول برای کاهش وزن و تصمیم برای یک زندگی بهتر ابتدا بر دوش درک و روان ماست. حالا وقتی انقدر از جامعه روی ما خانومها فشار هستش و هر ثانیه درگیر مقایسه و قضاوت دیگران و نفس خودمون هستیم چطور میتونیم متمرکز بشیم و به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خودمون در زمینه کاهش وزن برسیم!؟

نکته 1:  برای اینکه کمترین آسیب و از این شرایط و مقایسه ی خودمون با دیگران بخوریم در وهله اول باید دست از مقایسه خودتون با دیگران بکشید؛ هرگز خودت رو با کسی مقایسه نکن جز با خودت؛ 

بهترین خودت باش و بهترین رو از وجود خودت بخواه, به اطرافت بی توجه باش و حسرت نداشته هاتو نخور از داشته هات استفاده کن و قسمت های مختلف وجود و شخصیت و فیزیک خودت رو ارتقا بده

بی ربط 2: به جرات میتونم بگم حداقل 75 درصد زیبایی و اندام و ... که از افراد در فضاهای مجازی میبینیم فیک هستش و از صد تا فیلتر نرم افزار و فتوشاپ و ادیتور رد شده و گاها این افراد بسیار عادی هستند و هیچ برتری زیبایی شناسی نسبت به بقیه ندارن, پس غصه الکی نخورید و هرگز باطن زندگی خودتون رو با ظاهر زندگی بقیه مقایسه نکنید چون کاملا اشتباهه؛ درسته که دغدغه ی عشق همواره در زندگی هر فردی اولین یا حداقل دومین دغدغه است و ما همواره سعی میکنیم زیبا و مورد پسند باشیم تا بهمون عشق بورزن ولی حرص خوردن و گریه کردن و افسرده شدن هیچ کمکی به ارتقا شما نمیکنه و همه امیدها و انگیزه هاتون رو برای گذروندن زندگی از بین میبره, پس به جای تمام افسوس هاتون تلاش کنید, خدا از روح خودش در ما دمیده و هر کدوم از ما ذره ای از وجود خدا رو در خودمون داریم؛ حالا فکر کنید خدای درون خودمون رو بی ارزش ببینیم و هی افسوس خدای درون دیگران رو بخوریم ! این بزرگترین حماقت زندگی میتونه باشه.

اضافه وزن تمام انرژی آدم رو میگیره؛ مثل یه اندوه سایه میندازه رو شادترین لحظات زندگی و نمیزاره چیزی برای آدم در حد کمال اتفاق بیوفته این یه واقعیته ولی حقیقت اینه که ما قدرتمند تر از اونی هستیم که خیال میکنیم, قفل های ذهنی خودتون رو بشکنید و به همه ی نمیشه ها و نمیتونم ها نه بگید و جنگنده باشید.

از میون هزاران راه موجود برای داشتن یک اندام ایده آل یکی رو انتخاب کنید و در کنار تمام دغدغه ها و شلوغی های زندگیتون بهش بچسبید و تا به نتیجه نرسیدید ازش دست نکشید.

خودتون رو از جمع بلاتکلیف اطراف بیرون بکشید و برای خودتون زندگی کنید, غذای سالم بخورید؛ ورزش کنید؛ برقصید, بخندید؛ آسون بگیرید، کتاب بخونید, فیلم ببینید, موسیقی خوب گوش بدید؛ سبک زندگی خودتون رو بسازید, از تجربیات گذشتتون درس بگیرید, افکار منفی رو دور بریزید؛ برای زندگیتون برنامه داشته باشید, آروم باشید, بر خودتون مسلط بشید.

نکته 2: من به هیچ عنوان آدم کامل و بی مشکلی نیستم و این حرفهام اصلا و ابدا جنبه نصیحت نداره انگار برای خودم دارم میگم و یادآوری میکنم برای درون خودم 

نکته 3: سعی میکنم اینجا فیلم خوب؛ موسیقی خوب و کتاب خوب معرفی کنم و از شما هم میخوایم اینکارو بکنید 

نکته 4: برای دوستانی که سالهاست من و میشناسن و دنبالم میکنن میگم که 6 ماهه ازدواج کردم و با مردی ساده و مهربون زندگی خوبی دارم

نکته 5: نوشتن برای انسجام فکر و تصمیمات شما خیلی جواب میده, یه دفتر بردارید و همه چی رو توش بنویسید, دردهاتون رو, شادی هاتون رو, برنامه هاتون رو , احساساتتون رو, این کمک میکنه بهتر خودتون رو بشناسید و هدف دار بشید و همچنین سبک بشید.

نکته 6: از رویاهاتون دست نکشید.

 

بازگشت دوباره

سلام خدمت همه دوستان عزیز و گلم

آخرین پست من برای تیر ماه سال 94 و الان حدود سه سال که پست جدیدی نزاشتم و اون هم به هزار دلیل و گرفتاری ولی الان برگشتم و میخوام دوباره وبلاگمو راه بندازم و بنویسم.

تو این سه سال اتفاقات ریز و درشت زیادی برام افتاده که همه رو سر فرصت براتون تعریف میکنم خیالتون راحت.

الان دوباره اومدم تا دوستهای جدید پیدا کنم و تجربیات خودمون رو با هم در میون بزاریم و وزن کم کنیم و در کنار تمام مشکلات و گرفتاری های ریز و درشت این روزهامون با کاهش وزن حداقل کمی از دغدغه های شخصیمون بکاهیم.

به زودی منتظر یک پست جنجالی باشید...

نمک در نمکدان شوری ندارد، دل من طاقت دوری ندارد.

رژیم یکماهه افشین( از یک مرکز تغذیه هلندی)

رژیم یکماهه افشین( از یک مرکز تغذیه هلندی)


صبحانه ساعت 8 صبح: نصف آب لیمو تازه(لیمویی که پوستش زرد هست و بزرگ هست)را داخل یک لیوان آب ولرم ریخته و میل کنید. لیوان دوم آب به همراه قرص مولتی ویتامین+ یک واحد میوه

ساعت 10 صبح:یک لیوان آب سوپ مرغ یا گوشت و یا سبزیجات..دقت کنید فقط آب سوپ..می تونید از فشرده سوپ کم کالری هم استفاده کنید. و دو عدد نون سوخاری رژیمی کوچک


نهار ساعت 12 ظهر: 100 گرم گوشت کم چرب یا مرغ یا ماهی+ یک بشقاب سبزیجات از رنگهای مختلف(آب پز یا داخل تابه مخصوص بدون روغن و یا داخل فر)+ سالاد فصل شامل کاهو خیار گوجه هویج کلم مقدار سبزیجات و سالاد به دلخواه و دو بار در هفته به جای ۱۰۰ گرم گوشت می توانید از یک عدد تخم مرغ کامل و دو عدد سفیده تخم مرغ استفاده کنید


ساعت 3 عصر: یک لیوان آب سوپ(تکرار 10 صبح)+ دو عدد نون سوخاری رژیمی کوچک


شام ساعت 6 غروب: 100 گرم گوشت کم چرب یا مرغ یا ماهی+ یک بشقاب سبزیجات از رنگهای مختلف (آب پز یا داخل تابه مخصوص بدون روغن و یا داخل فر)+ سالاد فصل شامل کاهو خیار گوجه هویج کلم مقدار سبزیجات و سالاد به دلخواه و دو بار در هفته به جای ۱۰۰ گرم گوشت می توانید از یک عدد تخم مرغ کامل و دو عدد سفیده تخم مرغ استفاده کنید


ساعت 8 شب : یک واحد میوه


یک واحد میوه شامل یکی از میوه های نامبرده: یک عدد سیب (ترجیحا کمی ترش مزه)،100 گرم توت فرنگی, یک عدد گلابی، 120 گرم آلبالو یا گیلاس تازه، 100 گرم تمشک, نصف گریپ فروت و یا یک عدد پرتقال کل روز تا ساعت 8 شب خوردن خیار آزاد است


نمک دریا و فلفل و زعفران و دارچین و پودر کاری و زردجوبه و ادویه جات بدون نمک و فلفل آزاد است آب لیمو ترش تازه برای سالاد و غذاها آزاد هست


لیست سبزیجات مجاز در رژیم یکماهه: تره، فلفل دلمه ای، تربچه، کلم قرمز، لوبیا سبز، کاسنی فرنگی، سیر، خیاراسفناج، انواع کاهو، لوبیا سبز، بادمجان، مارچوبه، کرفس، گل کلم، کلم قرمز، کلم سفید، کلم پیچ، جوانه گندم، گیاه رازیانه، پیاز
گوجه، بروکلی، کدو خورشتی، قارچ، هویج
هر نوع دیگری که نام برده نشده است ممنوع است.

به جای دو عدد نان سوخاری رژیمی می توان یک ورق نان تست سبوس دار و یا کف دست نان سنگک یا جو استفاده کرد . ولی ترجیحا نان سوخاری رژیمی مصرف شود.

روغن وسیب زمینی و نان سفید و برنج و ماست و شیر و حبوبات و شکر کلا حذف


مصرف مقدار کمی خیار شور در یک وعده غذایی هفته ای دوبار مجاز هست.

سعی کنید بجای گوشت و مرغ بسته بندی شده و مدت دار سوپر مارکتها، که مواد نگاهدارنده دارند٬ از قصابی گوشت تازه خریداری کنید.


از گوشت بی چربی و ترجیحا گوشت گاو استفاده کنید و گوشت را خودتون چرخ کنید تا از بی چربی بودنش مطمین شوید.


از مصرف انواع کنسرو در هنگام رژیم خودداری کنید و محصولات تازه مصرف کنید. این توصیه شامل تن ماهی هم میشود.

در دوران رژیم از گرم و پخت غذا با مایکروفر اکیدا خودداری کنید تا ویتامینهای غذایتان از بین نرود. استفاده از قسمت فر مایکروفر برای گریل مجاز است.


در صورت افت فشار٬ یک قاشق چایخوری نمک دریایی را در دو لیتر آب حل کرده و در طول روز بنوشید. یا قدری خیارشور تناول کنید.


یک ترازو آشپزخانه تهیه کرده و گوشت را خام وزن نمایید. در این رژیم در هر وعده صد گرم گوشت مجاز می باشد


از تابه های سرامیکی پخت استفاده کنید. در این تابه ها بدون نیاز به روغن ٬ میشودغذا را آماده کرد.

از هفته دوم رژیم در صورتی که دو روز متوالی وزن تغییر نکند و یا بیشتر شود رژیم یکروزه سیب سبز ترش پیشنهاد می شود.رژیم یکروزه سیب نباید بیشتر از دو بار در یک هفته انجام شود و نباید دو روز پشت سر هم از این رژیم استفاده کرد. روز با آبلیمو و آب ولرم شروع می شود و لیوان آب و قرص ویتامین روزانه و کل روز چای گیاهی آزاد است و دو تا سه لیتر آب میل شود و پنج عدد سیب پوست سبز درشت در پنج وعده غذایی

چای گیاهی در رژیم یکماهه کل روز آزاد است.در صورت مصرف قهوه تلخ بدون شیر و چای یک لیوان اب اضافه بلافاصله نوشیده شود. دولیتر آب کل روز. روزی 30 دقیقه فعالیت بدنی سبک مثل پیاده روی و تمیز کردن خونه و دوچرخه سواری و یا رقص . این رژیم یکماه هست.

برای آب سوپ در میان وعده صبح و میان وعده عصر از قرص فشرده سوپ کم کالری و یا آب سوپ خانگی استفاده کنید.
سوپ خانگی: گوشت کم چرب و یا سینه مرغ را با سبزیجات(به دلخواه) بپزید و از صافی رد کنید. آب سوپ رو در میان وعده میل کرده و مواد رو در وعده نهار و یا شام استفاده کنید. به آب سوپ می توانید جعفری خرد شده تازه و آبلیمو اضافه کنید.

شما از ماهی یا مرغ و یا گوشت و انواع سبزیحات نامبرده می توانید هرروز غذاهای متنوع و لذیذ به سلیقه و خلاقیت خودتان درست کنید، به طور مثال : خوراک گوشت و قارچ، دلمه ، خورشت کرفس، انواع خوراک ، ماهی شکم پر رژیمی داخل فر، کباب و غیره

اگر دچار بیماریهایی مثل فشار خون و یا ناراحتی قلبی و غیره هستید. حتما از قبل با پزشک خود مشورت کنید.

ماه های دور از وبلاگ

سرور بلاگفا از سیستم خارج شد؛‌ درست زمانی که میخواستم گروه تلگرامی یا وایبری تشکیل بدم! یعنی...

دوستان برای تشکیل گروه تلگرامی لطفا فقط و فقط در قسمت نظرات این پست شماره تلفنتو بزارید

لطفا از توضیح و باقی مسائل بپرهیزید و فقط نام و شماره تلفن بزارید. جمعه گروه رو تشکیل میدم و تمام شماره ها رو اد میکنم . شبتون طلایی

ماه های دور از وبلاگ

سرور بلاگفا از سیستم خارج شد؛‌ درست زمانی که میخواستم گروه تلگرامی یا وایبری تشکیل بدم! یعنی...

دوستان برای تشکیل گروه تلگرامی لطفا فقط و فقط در قسمت نظرات این پست شماره تلفنتو بزارید

لطفا از توضیح و باقی مسائل بپرهیزید و فقط نام و شماره تلفن بزارید. جمعه گروه رو تشکیل میدم و تمام شماره ها رو اد میکنم . شبتون طلایی

ماه های دور از وبلاگ

سرور بلاگفا از سیستم خارج شد؛‌ درست زمانی که میخواستم گروه تلگرامی یا وایبری تشکیل بدم!  یعنی... 

دوستان برای تشکیل گروه تلگرامی لطفا فقط و فقط در قسمت نظرات این پست شماره تلفنتو بزارید 

لطفا از توضیح و باقی مسائل بپرهیزید و فقط نام و شماره تلفن بزارید. جمعه گروه رو تشکیل میدم و تمام شماره ها رو اد میکنم . شبتون طلایی

خاطره بازی

سلام به دوستای ماهم... 

ببخشید که من کم سر میزنم و دیر دیر پست میزارم, بچه ها سرم خیلی شلوغه , نمایشگاه کتاب نزدیکه منم کلی کار باید تحویل بدم و خیلی جریانات دیگه... اول از همه یه راهنمایی میخواستم, میخوام برم گوشی بخرم نمیدونم چی بخرم! اولش فقط تو ذهنم آیفون بود اونم 6+ ولی جدای از قیمت بالاش میترسم بخرم اسیرم کنه! نتونم زیاد باهاش راحت باشم, دیدم بعضیا چه ستمی میکشن با آیفون, مثلا یکی از دوستام داره وایبرش پریده دیگه نصب نمیشه کاریشم نمیشه کرد! یا از خیلی لحاظا اذیت میکنه! کلا گوشی جهان سومی نیست فقط الکی کلاس داره, بعد از اونور چون میخوام ماشینمم عوض کنم دیگه کمرم میشکنه زیر بار هزینه ها! تازه تابستونم تو راهه و سولار و شنا و کتونی و باشگاه و ... دیگه له میشم آقا, له    

اون گوشیم که به رحمت خدا رفت galaxy s3 بود, خدایی خیلی باهاش راحت بودم و خیلی راضی بودم ازش؛ ولی الان نمیدونم چی بخرم! میخوای بین 1 تا 1:500 هزینه کنم و خودم یه سری گزینه تو ذهنم هست ولی بازم نمیدونم! بین galaxy alpha, galaxy s5, z3 موندم! البته از باقی گوشی های تو بازار همچین اطلاعی ندارم! حالا هرکس با اینا کار کرده و میدونه چطوریه بیاد یه راهنمایی بکنه منو لطفا! برم یه گوشی بخرم محض رضای گروه وایبری اینجا هم که شده! خودم احساس میکنم با سامسونگ بیشتر حال میکنم, سونی همکارام دارن زیاد به دلم نمیشینه ولی خیلی تعریف میکنن ازش! حالا بیاید یه نظری بدید واسه پنج شنبه میخوام برم بازار موبایل. 


یکی از مسائلی که تو بین افرادی که لاغر شدن خیلی مرسوم و گاهی دلیل اصلی کاهش وزن برای افراد میشه خاطره است! گاهی یه خاطره بد میتونه طوری در ذهن فرد نفوذ کنه که مسبب لاغریش باشه! مثلا من چندسال پیش که باشگاه میرفتم یه خانوم مسنی بود که میگفت نزدیک به 70 کیلو لاغر کرده, وقتی باهاش حرف زدم و گفتم چطور شد که تصمیم گرفتی و تونستی؛ گفت خیلی از چاقی اذیت میشده ولی هیچ وقت جدی بهش فکر نکرده بوده تا اینکه یه روز گلاب به روتون از دست شویی میاد بیرون و شوهرش بهش میگه عزیزم تو هر وقت میری دست شویی برای من این سوال پیش میاد که چطوری خودتو میشوری! اصلا میتونی خودتو بشوری با این وضعیت!!! و این حرف واسه اون خانوم انقدر سنگین تموم میشه که به خاطرش 70 کیلو وزن کم میکنه! 

برای خود منم دقیقا چیزی شبیه به این؛ انگیزه اصلی لاغری شد؛ منم مثلا اون موقع ها خیلی تلاش میکردم که لاغر بشم! ولی نتیجه نمیگرفتم تا اینکه یه روز مامانم بهم گفت مهسا من میترسم بمیرم و لاغری تورو نبینم! من اون روز واقعا قلبم شکست و روحم جریحه دار شد و تونستم تو 1 سال 30 کیلو وزن کم کنم و زندگیم زیر و رو شد. البته اکثرا یکی از خاطره ها دلیل اصلی تصمیم به لاغریه ولی من خودم به شخص هزار تا خاطره دارم که هر کدوم یه زمانی و در یه شرایط خاصی برام انگیزه شده واسه ادامه... یکی از این خاطره ها  که الان میخوام  میخوام براتون تعریف کنم؛ تا الان خیلی تو روند لاغری من تاثیر گذاشته! به شدتتتتتتت, اسم خاطره هست پراید هاچ بک

دیشب مامانم قورمه سبزی گذاشته بود دلتون نخواد! منم رفتم واسه خودم چند قاشق برنج و خورشت کشیدم با ماست خوردم, شاید 4 قاشق برنج بود با 2 قاشق خورشت؛ خیلی خوشمزه شده بود و چسبید, بعد که تموم شد دلم میخواست دوباره برم بکشم که این خاطره ی زیبا یادم اومد و پشیمون شدمو بشقابمو شستم رفتم تو اتاقم یکم رقصیدم!   

ماجرا از این قرار بود که چند سال پیش که شروع به رژیم و ورزش کردم و تونسته بودم ده کیلو وزن کم کنم و حدود 82 83 کیلو شده بودم با یکی از دوستام رفتیم پیاده روی! این دوست من دختر زیبایی بود و حدود 65 کیلو! من خیلی باهاش ندار نبودم و یکم رودربایسی داشتم! هیچ وقت یادم نمیره یه بعداز ظهر دلگیر بود, یادم نیست چه ماهی ولی هوا خیلی ملس بود, من تازه ده کیلو کم کرده بود و خیلی خوشحال بودم, باهم گپ میزدیم و میرفتیم, تا اینکه یه پراید هاچ بک اومد بغل ما, هی بوقو بیاید سوار شید و ... ما اصلا نگاش نمیکردیم و به حرفامون ادامه میدادیم انگار نه انگار که وجود داره! ولی اون دست بردار نبود و ول نمیکرد, هی زر زر میکرد و میومد, منکه دیگه حوصلم نمیکشید گفتم برو آقا, چی میگه ول کن دیگه اههههههههه, اونم نگذاشت نه برداشت یه کاره برگشت گفت, کی با تو بود بیریخت چاق!!! آقا منو میگی دیگه قاطیییی پاطی کردم... فحشش دادم اونم رفت ولی آبرو واسه ما نذاشت جلو این دختر! حالا خداییش من چاق بودم ولی بیریخت نبودم که! پسره ی عوضی! ولی اون روز که برگشتم خونه دوباره یه انگیزه ی جدید گرفتم! دوباره به خودم اومدم و طعم همه ی تحقیرا و مشکلات چاقی برام زنده شد! با این که از این ماجرا خیلی میگذره ولی هنوزم وقتی یادش میوفتم بازم انگیزه میگیرم و نیرویی تو بدنم زنده میشه که بتونم جلوی پرخوری رو بگیرم! و همین خاطره باعث میشه بعد از گذشت سالها من بتونم به قورمه سبزی نه بگم و به جاش برم برقصم!  

شما هم از نوستالژی هاتون مخصوصا از نوع متلک به خوبی استفاده کنید و از بیشعوری آدمها پل بسازید برای رسیدن به خواسته هاتون...  

راستی یک یاز دوستان پیشنهاد داده بود واسه اینکه هر کس بیاد تجربه ی خیلی خاصش از لاغری یا خاطره ی خیلی بدش از چاقی یا مشکلاتش در مورد چاقی و کلا هر مطلبی که فکر میکنید برای بقیه مفیده رو مطرح کنه تا من بزارم واسه همه ببینن... منم فکر میکنم پیشنهاد خوبیه! هرکس مطلبی داره بنویسه منم هر چند تا مطلب و با اسم خودتون یه پست میکنم و میزارم, اینجوری هم تنوع مطالب بالا میره و هم تجربه ها منتقل میشه.

و مامان یلدا گفته: مجدد یه چیزی پیدا کردم حیفم اومد به شماها نگم تا الان ١٧ کیلو کاهش داشتم پوستم بخاطر رژیم وزایمان افتضاح شده یه چی میگم یه چی میشنوین بعد از جستجوهای زیاد تو اینترنت برای کرم به یه قرص به اسم ایمدین که با تحقیقات زیاد تو اینترنت و پرسیدن از چند دکتر مطمئن این قرص برای بازسازی پوست از یه ماهی مخصوص دانه انگور گوجه و سویا ساخته شده که برای پوستای مختلف از یک ماهو نیم تا سه ماه به نتیجه کامل میرسه و پوست سفت و بدون چروک وروشن و بدون لک میشه فقط خیلی گرونه شصت تاش ١٧٨ هزار تومان ٢ تا در روز اما میگن یکی هم کافیه الان دوهفتس میخورم روزی یکی واقعا پوستم داره خوب میشه بنظرم واقعا میصرفه برید خودتون تحقیق کنید عالیه امیدوارم کمکتون کرده باشم من خیلی ناراحت پوستم بودم الان از خوشحالی بال در اوردم دوستون دارم.

راهنمایی گوشی یادتون نرههه, یکی بیاد یه گوشی خوب معرفی کنه برم بگیرم ... 

لحظه ی وسوسه

چرا با وجود تصمیم و انگیزه شدید نمیتونید وزنتون رو کم کنید؟!

برای کاهش وزن نکته ی مهم و اساسی تصمیم گیری, انگیزه و اراده است! داشتن برنامه مدون و اهداف کوتاه و بلند مدت روند لاغری رو به ما نشون میده و ما رو تو مسیر رژیم و ورزش و کالری سوزی جلو میبره اما اون چیزی که حقیقتا موجب کاهش وزن میشه تصمیمات در لحظه ی وسوسه است...

من برنامه میریزم، تقویم بر میدارم، وزن و سایز یادداشت میکنه و طبق رژیم و ورزش خاصی در افکارم به کاهش وزن فکر میکنم و خوشحال از شروع تصمیمم پیش میرم ولی ناگهان یه قرمه سبزی؛ یه بستنی، یه خوراکی خوشمزه منو به قدری وسوسه میکنه که اصلا رژیم یادم میره و نمیتونم از اون خوراکی بگذرم!!! این مشکل اصلی تمام اشخاصیه که تصمیم به کاهش وزن دارن و اون لحظه ی وسوسه است که  همه چیز رو خراب میکنه!

در طول روز ما چندین بار این حالت رو تجربه میکنیم, مهم اینه که بتونی تو اون لحظه جلوی خودت رو بگیری! خیلی وقتا با اشخاصی روبرو میشی که میگن من هیچ رژیمی نگرفتم و طبق هیچ اصولی قدم بر نداشتم ولی فقط با کم خوری 10 کیلو کاهش وزن داشتم!!! این دقیقا همونجاست! این آدما نقطه ی وسوسه رو پیدا کردن و تونستن کنترلش کنن.

حالا مثال واقعی میزنم...

من دیروز با چندتا از دوستام رفتم کوه... وقتی حدود 10 صبح به بالای کوه رسیدیم بساط املت اومد وسط... روغن، رب، تخم مرغ، نمک و نون به مقدار نا معلوم! همه گرسنه بودن و به شدت میخوردن, حالا من یه لقمه زدم! ( لحظه ی وسوسه: 1. بقیه زیاد میخورن پس اشکال نداره تو هم بخوری 2. کلی کوهنوردی کردی و کالری سوزوندی 3. املتش واقعا خوشمزه است و تو خیلی وقته املتی به این چربی اونم رو آتیش نخوردی) همین 3 تا دلیل باعث میشه من مطمئن بشم میتونم از اون املت بخورم, دلایل دیگه ای مثل اینکه یه باره همیشه که نیست و ... هم البته این وسط خیلی وسوسه کننده است البته! اما من میدونم نباید اسیر این وسوسه بشم و کناری میشینم و چاییمو با یه حبه قند میخورم... بچه ها ببینید اینکه شب میخواید بخوابید تصمیم بگیرید که از فردا رژیمی باشید خیلی مهمه؛ اما اینکه تو لحظه ی وسوسه بتونید رژیمی باشید کلید اصلی کاهش وزن... مشکل تمام کسایی که نمی تونم رژیم و رعایت بکنن اینه که تو لحظه ی وسوسه عنان از کف میدن و بعدش هی افسوس و ناراحتی...

حالا وقت ناهار شده و جوجه کباب داریم, همه دارن جوجه کبابشون رو با نون سنگک و گوجه کبابی و پیاز میخورن! منم جوجه رو با گوجه کبابی خالی میخورم... ( وسوسه نون سنگک و رد میکنم).

من اون بالا میوه و شیرینی نخوردم و از بین آجیل ها فقط چندتا دونه مغز خوردم چون میخواستم اینارو نگه دارم واسه بعد از ظهر که میریم خونه مامان بزرگم...

حالا ما کوه و اومدیم پایین و برگشتیم خونه! به طبع از زمان ناهار که حدود ساعت 1 خوردیم تا 4 و نیم بعد از ظهر که رسیدم خونه گرسنم شده! یه گوجه+ یه خیار+ یه لیوان آب به همراه تخم شربتی ریحون...

میریم خونه مامان بزرگم و ساعت 6 غروب؛ چایی با یه کیک یزدی به همراه یه تیکه کاکائو قهوه و نصف سیب متوسط به همراه نصف پرتقال متوسط خوردم, حالا مامانی میره برای همه یه کاسه بستنی میاره؛ من وسوسه میشم, و افکاری مثل اینکه اولین بستی امساله بخور, یه ذره است چیزی که نیست, امروز خیلی به خودت سخت گرفتی میاد سراغم ولی من اصلا بهشون توجه نمیکنم و لحظه ی وسوسه رو با موفقیت پشت سر میزارم...

و بعدش که برگشتیم خونه تا لحظه ی خواب 2 تا چایی با سه تا خرما خوردم...

تو لحظه ی وسوسه به یاد همه برنامه ها, امیدها و تصمیماتی که داشتید بیوفتید، خیلی وقتا یه چیز پر کالری میخورم و دقیقا وسط خوردنش یادم میوفته که این خوراکی هیچ سودی واسه بدنم نداره و سراسر کالریه گلاب بروتون سریع میرم از دهنم درش میارم و میندازمش تو سطل آشغال! اگه زمان خوردن یه دفعه به خودتون اومدید به هوای اینکه دیگه کار از کار گذشت به خوردن ادامه ندید؛ ازش دست بکشید و ولش کنید...

چاقی خیلی بده, خیلییییییییی.... خودتون رو از شرش خلاص کنید ...

در اسرع وقت گوشی تهیه میکنم و یک گروه وایبری راه میندازم...

سال 1394 مبارک

سلام دوستان عزیزم

سال نو مبارکککک, امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید...

برای منکه خیلی جالب نبود راستشو بخواید, شدم مثه این آقای همسایه تو کلاه قرمزی هی واسم اتفاقات ناجور میوفته منم هی میخندم و به روم نمیارم! قبل سال خیلی درگیر کار و اداره شده بودم, به شدت خودم و هلاک کردم سر کار, صبح زود تا دیروقت! سه شنبه بعد از ظهر تعطیل کردم دیگه برم از عید لذت ببرم که اینبار دست تقدیر گوشی مارو انداخت تو آب!!! یعنی رفتیم خونه ی یکی از اقوام مهمونی, گوشی ما رو اپن بود نمی دونم کی آب ریخته روش, منم اصلا به گوشیم سر نزدم این آب نیم ساعت قشنگ مونده بود توش و گوشی به باد فنا رفت!!! خلاصه چهارشنبه و پنج شنبه که از صبح علاالدین بودن درست نشد که نشد! کلا این دو روز میخواستم برم خرید که رفت پای اعصاب خوردی موبایل, انقدرم قیمتا واسه شب عید کذایی شده بود که دیگه گوشی نخریدم! تازه میخواستم یه گروه لاغری تو وایبر راه اندازی کنم مثلا! که حالا باید تا خرید گوشی صبر پیشه کنم! خلاصه این از این...

عیدم که مثه برق اومد مثه باد رفت! مسافرتم نرفتم همش خونه مشغول خاله بازی با فامیل, هی این میرفت اون میومد ما میرفتیم ما میرفتم ... اصلا یه وضع مسخره ای! چشم رو هم گذاشتم دیدم 15 فروردین! الانم اداره ام با کلی کار بیخود و بی جهت! از همه بدتر اینکه هم نیم کیلو چاق شدم؛ هم سنم یه سال رفت بالا! . تو مهمونیای عید اصلا شام و ناهار لب نزدم, زیادم شیرینی شکلات نخوردم, فقط هر جا رفتم خودم و بستم به آجیل! اونم فقط مغز, تازه با اولویت مغز خام... چندتا پیشنهاد وسوسه انگیزه بستنی خوری رو با اقتدار رد کردم و خدا رو شکر هرجا رفتیم غذا یا مرغ بود یا فسنجون یا آلو! که من این دو تا خورشت و اصلا دوست ندارم مرغم که انقدر میخورم دیگه شغال شدم اصلا دیگه میلی بهش ندارم! ولی تو خونه واسه خودم خوب ماهی کبابی درست کردم و زدم به بدن... سر کار که میام نمی تونم اونطوری که دلم میخواد سبزیجات بخورم ولی تو این تعطیلات تا تونستم کلم و کاهو و هویج و گوجه و بروکلی و اسفناج و سبزی و ... خوردم, خیلی حس خوبی بود, انگار روده و معدم حسابی صفا کردن, یه چند روزی هم سوپ مشتی پختم و حالشو بردم... و نکته اساسی خواب! آی خوابیدم؛ آی خوابیدم، آی خوابیدم... کلا کمبود خواب کل سال 93 جبران شد! فکر کنم اون نیم کیلو اضافه وزنم واس خاطر این خوابها باشه! ولی خداییش می ارزید

و حالا تحرک؛ خیلی دلم هوس پیاده روی کرده بود, هوای خوب و روزهای طولانی و هندزفری! دو سه روزی رفتم ولی به دلیل مهمون بازی های مدارم نشد دیگه عوضش روزی یک ساعت میرقصیدم بیا و ببین! چه رقصی... همچین کالری میسوخت اساسی... کلا اگه عادت کنید همه کاراتون با قر باشه خیلی خوبه, من ظرف میشورم قر میدم, پیاز سرخ می کنم قر میدم, تا یه آهنگ پخش میشه مثل فنر می پرم قر میدم, کلاه قرمزی میبینم لم نمی دم هولاهوپ میزنم... کلا سعی کنید همیشه تو تحرک و جنب و جوش باشید باعث میشه الکی الکی روزی 200, 300 کالری بیشتر بسوزونید.

اگه قبل عید رژیم نگرفتید؛ اگه تو عید حسابی پرخوری کردید, اگه اصلا تحرک و ورزش نداشتید اشکال نداره, افسوس خوردن فقط باعث میشه زمان حال و از دست بدید و گذشته هرگز و هرگز بر نمیگرده! عید گذشت, تابستون که تو راهه! واسه تابستون خودتون رو آماده کنید, 20 کیلو اضافه وزن داری!؟ 15 فروردین میتونی تا 15 تیر, در حین 4 ماه تمومش کنی بره! خیلی راحت, کم تر بخور, سالم بخور و حسابی تحرک داشته باش.

سراغ غذاهای چرب و خوراکی های شیرین نرو, گوشت سفید, لبنیات و سبزیجات رو در برنامه غذاییت قرار بده, ته دیگ نخور, چیپس نخور, شیرینی خامه ای نده بالا, از بستنی و بیسکوییت دوری کن, از برنج و نون سفید فرار کن, به جای سرخ کردنی آب پز بخور؛ به جای نیمرو تخم مرغ و بپز, ظرف غذات پر باشه از کاهو و گوجه و خیار و بروکلی و لوبیا سبز, یاد بگیر غذاهارو کبابی کنی به جای سخاری, چای سبز بنوش, از نوشابه و دلستر و آب میوه به شدت بپرهیز, آب زیاد بنوش, تخم شربتی ریحون قاطی آب کن و بخور, ماست کم چرب جای سون, میوه های آنتی اکسیدان دار بخور مثل توت فرنگی, تمشک؛ رو همه غذاهات و سالادات آب لیمو تازه بریز, سعی کن به دور از بقیه غذا بخوری, خوابتو تنظیم کن, حتما برو پیاده روی یا باشگاه, به چیزهای خوب فکر کن, آهنگ شاد گوش بده, کاهش وزنت رو تو تقویم یادداشت کن, هدفای کوچیک واسه خودت بزار, هر 3 کیلو که کم شدی واسه خودت یه هدیه بخر, هر وقت گرسنگی خیلی بهت فشار آورد یه کاسه کوچیک ماست کم چرب+1 ق غ شوید خشک+ 1 ق غ سماق قاطی کن با یه کف دست نون جو بخور... سعی کن تا میتونی از کنسرو و کمپوت دوری کنی, به جای روغن مایع روغن زیتون مصرف کن, لباسهای سایز کوچیک بخر, با بدنت حرف بزن و ازش بخواه تو راه لاغری همراهیت کنه, هر وقت فشارت افتاد جای شیرینی یه دونه خیار شور بخور, به جای قند خرما بخور, حواست و از خوراکی ها پرت کن, سایزاتو حتما یادداشت کن و در آخر همیشه لبخند بزن.

خبر خاصی نی...

سلام به همگی  

قبول دارم خیلی کم پیدا شدم! ولی خب چه کنم دیگه!!! 

شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد؛ خیالش گنج قارون زیر سر دارم! واله 

کارم خیلی زیاد شده.. صبحا 8 میام غروبا 6 میرم! البته خوبه, خدا رو شکر  

یه خبرایی هم شاید بشه که البت الان فقط در حد حرف واسه همین نمیگمش

این ماهم که همش خرید و اینور و اونور و خونه تکونیو... اه... 

خونه تکونی خوبه ها, اونم از دید من که یکم وسواسم ولی مامانم شور ماجرا رو در میاره, کلا استاد سخت کردن مسائل راحت و استاد مسلم راحت دیدن مسائل مشکل! انقدر تو خونه تکونی شلوغ کاری میکنه و از صد روز جلوتر استرسشو به آدم میده که نگو... خود من به تنهایی عرض 3 روز کل خونه رو میتکونم! حالا مامانم از اوایل بهمن شروع میکنه تا اواخر اسفند, تازه هنو میگه خوب تمیز نشده وای ووی؛ فلان بهمان... هرچی هم بهش میگم مادر من 2 تا کارگر بگیر 2 روز بیان تمیز کنن بره مگه گوشش بدهکاره! حتما باید واسه اول عید دست درد و کمر درد و زانو درد بگیره که خیالش راحت بشه! چرا مامانا اینطورین!؟ چه میدونم واله! مردا چه خوشحالن این جور وقتا به خدا! خوش به حاشون هرکدوم یه کار چرت و پرت دارن که چه بازاری باشن چه کارمند و کارگر و ... از صبح تا عصر میرن سر اون کار و با چند تا مرد دیگه میگن و میخندنو جوکای +18 تعریف میکنن بعدشم از هفت دولت آزاد... نه کار دارن برنج شفته شده, ظرفا نشسته است, لباسا اتو نشده, یه من گرد رو میز و صندلی نشسته, تولد دختر پری خانوم, ختم انعام منظر خانوم! میزان آبلیمو به سس سالاد چقدر باید باشه, بچه آب دماغمش آویزون شده! اصلا هیچی... آزاد و رها... تازه کلی غرم میزنن بابت همه ی اینا! حالا از رسیدگی به سر و وضع که بگذریم... لامصب من هر روز ابرو بر میدارم فرداش در میاد! نمی دونم چه صیغه ایه کثافت! زن بودن واقعا مشکل! خدایی... مجبوری عین یه بانو رفتار کنی, مثل یه مرد کار کنی, شبیه یه دختر جوون به نظر برسی و مثل یه خانوم مسن فکر کنی! 

بگذریم... روز شمار لاغری به کجاها رسیده دوستان! کمتر از یک ماه فرصت دارید؛ استفاده کنید ازش...  

ببینم چه میکنید دیگه... منتظر خبرهای خوبم.

این بار آخر

فکر کن زندگیت یه کتاب و تو نویسندشی! حالا اگه قرار نقش اول خودت باشی؛ دوست داری زندگیت چطوری پیش بره!؟

حقیقت اینه که اصلا موضوع چاقی یا لاغری نیست, زشتی یا زیبایی نیست؛ کوتاهی یا بلندی نیست! موضوع خوشبختیه

چه بسیار آدما که چاقن ولی خوشبختن و هیچ مشکلی ندارن و صدسال عمرا تو نت دنبال مطالب لاغری نمیگردن که مارو ببینن و بخونن! اینجا هستیم چون چاقی باعث شده ما ناراحت بشیم, باعث شده ما زخم بخوریم, برنجیم, سرخورده بشیم, چاقی روحیه ما رو از بین برده و آزارمون میده!

حالا قهرمان قصه تو چیکار میکنه! میشینه و فقط غصه میخوره و گریه میکنه و به زندگی ناخوشایندش ادامه میده! اگه اینطوری عمل کنه که دیگه قهرمان نیست!!! یه آدم بی هدف و بی اداره است! و کتابی که نقش اولش انقدر شل و وارفته باشه به چه دردی میخوره! این آدم برای کسی مهمم نمیشه چه برسه به قهرمان...

خیلی از آدما هم که میتونن و بهش میرسن و قهرمان میشن شاید برای بقیه مهم نباشن ولی برای یه نفر تا ابد قهرمانن و اون شخص نویسنده کتاب!

یه بار دیگه جمله رو تکرار میکنم و اینبار بهش عمیق تر فکر کن و به خودت جواب بده...

فکر کن زندگیت یه کتاب و تو نویسندشی! حالا اگه قرار نقش اول خودت باشی؛ دوست داری زندگیت چطوری پیش بره!؟

یک ماه و نیم تا عید مونده شاید بین 6 تا 8 کیلو بتونی کم کنی و با ورزش حتی تا 2 سایز بیای پایین! امیدت رو از دست نده, فرصتاتو از دست نده و یه کاری بکن که آخر قصه قهرمان زندگی خودت باشی...

قسمت آخر ( دکتر سبحانی)

در این جلسه در مورد بک دایت و روشهای کنترل ذهن و وزن و روش صحیح رژیم و تغذیه صحبت می کنیم

یک دفتر صد برگ بردارید و روی صفحه اول آن بنویسید : دفتر لاغری من

صفحه دوم : عکس از لاغری در گوشه سمت راست بچسبانید اگر از خودتان ندارید از کسی که دوست دارید شکل او بشوید

-         توجـــــــــــــــــه : خیلی از تمرینها قانون است و باید بپذیریم و محکم پای قانونها بایستیم و انجام دهیم

اولین قدم در انجام هرکاری انگیزه و دلیل انجام آن کار است

تمرین شب اول :

ابتدا یک ورق بردارید و دلایل لاغر شدن ( مثلا تیپ قیافه شخصیت موقعیت اجتماعی شغل روابط سلامت آینده ) بنویسید طی 6 ساعت و از میان آنها 15 تای اصلی را( با توجه به شخصیت و علایق )  انتخاب کنید و در کاغذ دوم بنویسید و تعهـــــــــــــــــــد : تا دوهفته آینده  هر روز مطالعه کنید اخر شب و اول صبح بعد از بیداری در رختخواب ( بهترین زمان برای پردازش ذهن) با چشم ببینید با زمان بخوانید و با گوش یشنوید تا تمام حواس درگیر تلقین شود فقط در ذهن گفتن کافی نیست

و برابر انجام اینکار در دفتر گزارش روزانه به خود امتیاز 1+ یا 1- برای عدم انجام بدهید

اگر فکر مخرب هم به ذهنمان آمد می نویسیم و جوابی هم که بهش دادیم را مینویسیم

تلقین تلقین تلقین تلقین تلقین   تکرار تکرار  به مغز برنامه درست ذهنی بدهید تا درست پردازش و عمل کند زیرا باید به لایه های پایین تر مغز که ضمیر ناخود آگاه است برسد

-همیشه جمله مثبت و درست و زمان حال  مشخص و کوتاه و واضح بگوییم من لاغر هستم و لاغرترررررررررررررررررررر میشوم در ورق 15تای دوم

از چاقی نترس چون مار از پونه بدش میاد در خونه اش سبز میشه از خودتان و زیبایی تان تعریف کنید

-10 مرتبه صبح موقع بیداری و 10 مرتبه شب موقع خواب : خدایا کمکم کن فقط برای امروز رژیمم را درست انجام بدهم .

فکر مخرب چیست : هر فکری که ما را از انجام تمرینات وابدارد

پاسخش : همانطور که به عزیزترین فرد زندگیتان که برای سلامتی و طول عمرش نگران هستید پاسخ میدهید جواب بدهید

تمرین شب دوم

تعهد دادن نسبت به رژیم غذایی :

 از نظر روحی و روانی وقتی چیزی را مینویسیم و امضا می کنیم پای آن می ایستیم .

تعهد در 5/1 خط باشد ، مثلا : من .............تعهد می نمایم تا انتهای برنامه نسبت به انجام رژیم نه افزوده و نه کاسته و نسبت به اجرای تمرینها پایبند باشم

امضا

15 دلیل و عهد نامه باید هر روز باهم خوانده شود

شب دوم میخواهیم کارت شماره 1و2 را درست کنیم

روی کارت 1 : به هر ترتیبی شده این کار را انجام میدهم

ومتن سه خطی برای این می نویسیم

روی کارت شماره 2: به خود امتیاز میدهم

ومتن سه خطی برای این می نویسیم ، مثلا من ااستحقاق این را دارم که وقتی ورزش میکنم و یا مهارتهای رژیم را بهتر یاد میگیرم و یا از برنامه پیروی میکنم و ......................... به خودم امتیاز بدهم

برای اینکه :  اگر شل و بی اراده بودم چند روز همش کارت شماره 1 همراهم باشد اگر عالی بودم چند روز کارت شماره 2 را باخودم داشته با شم

تمرین شب سوم :

حداقل 3 روز وقت بگذارید برای نهادینه شدن این تمرین مهم و هیچ چیزی را مخصوصا آب خوردن را ایستاده نخورید و ترجیحا صندلی مخصوص بردارید  و هر چیزی از گلو پایین میرود باید نشسته  باشد.

چون اکثر پرخوری و ریزه خواری ما زمانی است که ایستاده روبروی یخچال یا کابینت هستیم و به چشم ماهم نمی آید ولی کالری اینها از غذا خوردن بیشتر است .

تمرین شب چهارم :

با توجه کامل غذا بخورید و تمرکز واقعی داشته باشید

طریقه غذا خوردن و استفاده از قاشق (کوچک ) و چنگال مهم است .

در طریقه و مدل غذا خوردن باید مغز ارضا شود وپیش از قورت دادن آن طعم را بفهمد ، در 2-3 قاشق ابتدایی مزه غذاهارا تفکیک کنید مثلا این مزه گوشت است این مزه پیاز است ....

 حس چشایی خوردن را در مغز ارضا می کند زمانی که تفکیک می کنیم مغز را راه می اندازیم و اگر توجه کنیم سریعتر مغز را راه می اندازیم و رشد میکند در این زمینه

و هر گز هنگام غذا خوردن تلویزیون روشن نباشد یا با موبایل و.....سرگرم نباشیم

تمرین شب پنجم :

1-لباسهای چاقی را دور بیندازید : در غیر اینصورت شکست را در ذهن مجسم کرده اید و در فکر بازگشت چاقی هستیم

2-دسترسی به مود غذایی را کم کنید

3-اگر مجبورید غذایی را نگه دارید حتما فریز کنید تا در دسترس نباشد

4-میوه را شسته در یخچال نگذارید

5-کابینت ها را پاکسازی کنید و در محل ظروفی که زیاد استفاده میکنیم خوراکی نباشد

نیم ساعت قبل از خواب تمرینات را انجام دهید و هر روز وقت بگذارید

حتما سریع دفتر را درست کنید هر تمرین را روی یک برگه بنویسید پشتش خالی باش

قسمت چهارم ( دکتر سبحانی)

محصولات رژیمی

هر محصول رژیمی بازار به معنی صفر انرژی نیست و مخصوص رژیم چاقی لاغری نیست .

نمک رژیمی : برای بیماری های خاص است و ربطی به چاقی لاغری ندارد لیبل خوانی روی محصولات را یادبگیریم به میزان کالری و قند ( گلوکز ساکاروز-شربت اینورت شیره افرا و خرما و توت و شیره نشاسته-همگی همان قند توی قندان هستند مراقــــــــــــــــــب باشید ! ) توجه کنید.

قند رژیمی :

1-آسپارتام :

 در نوشابه های رژیمی استفاده می شود و از جنس پروتیین است و نباید حرارت ببیند مثلا به درد چایی نمیخورد و صفرمطلق نیست ولی صفر در نظر می گیرند .

مشکل سندرم متابولیک را افزایش می دهد در دراز مدت موجب دیابت می شود .

دلیل اصلی منع نوشابه رژیمی :

1-قند اسپارتام

2-گاز موجود در آن از نوشابه معمولی بیشتر است و این گاز به  معده و روده فشار میآورد و حجم بیشتری در معده ایجاد می کند و از فرم اصلی خارج میکند باعث بزرگی شکم می شود .از روده جذب شده و وارد ریه می شود .

باعث حواسپرتی می شود

 2-سوکرالوز :

قندش صفر واقعی است و عوارض آن صفر و حتی در بارداری و شیردهی هم منعی ندارد در مقدار هم محدودیت نداریم به ازای هر کیلو از وزن یک عدد میتوانیم استفاده کنیم .

در حرارت هم مشکل ندارد مناسب چایی شیرین و شیر داغ و قهوه است .هرگز از کافی میت حتی بدون شکر استفاده نکنید چون پودر کافی میت معادل 7 حبه قند در ساختش استفاده شده است .( من خریدم لذتشو بردم :)

2 شرکت تولید می کنند : کامور و ماردین حتما قرص شیرین کننده بخرید نه شکر ریخته

حتما حل کنید و مستقیم روی زبان نگذارید

 3-قند مالتو دکسترین :

از نظر انرژی مثل قند موجود در قند و شکر است و در رژیم ممنوع است بعد از رژیم بلامانع می باشد

 

محصولات رژیمی قلابی :

1- ساقه طلایی سرشار از شکر

2-جمانه می نویسد تهیه شده از شهد توت و خرما و....، شهد تفاوتی با قند و شکر ندارد در برخی کشورها که از قند و شکر استفاده نمی شود از این شهد ها علل خصوص افرا در کانادا استفاده میشود چون اینها هم همانطور که قبلا گفتیم گلوکز و فروکتوز هستند همان قند قندان !!

3-شکر قهوه ای و یا قرمز : اینها همان شکر هستند که مرحله اخر رنگ بری رویشان انجام نشده است ، خاصیت دارند و دارای آنتی اکسیدان هستند ولی همان قند قندان هستند !!!

افرادی که کم خونی دارند و یا مشکل کمبود کلسیم حتما قبل از 35 تا40 سالگی باید پیگیری کنند و بعد از آن در بدن جذب نمیشود و الان باید درمان شود این دو قرص با هم تداخل دارد و کلسیم مانع جذب آهن می شود

هرگز قرص اهن را با چای و شیر نخورید و بعد از قرص هم اینها را نخورید مانع جذب میشوند

ترشی از سبزیجات باشد آزاد است ولی مراقب گرسنگی بعدش باشید !

باقالی و نخود سبز نشاسته دارد و ممنوع است مگر طبق رژیم که برایتان نوشته شده است .

گروه مواد غذایی :

چربی هر گرم = 9کیلو کالری

پروتیین هر گرم : 4کیلو کالری

نشاسته هر گرم : 4 کیلو کالری

فیبر: 0

در افرادی که اضافه وزن دارند اول نشاسته چاق می کند بعد چربی ها

در مورد نشاسته قبلا توضیح نوشتم 

سیب زمینی و هویج و ترب سبریجات نشاسته ای هستند

سرعت جذب و هضم غذا را لوید گلاسمیک می گویند که هرچه پایین تر باشد آن ماده غذایی چاق کنندگی کمتر دارد

که روش طبخ نشاسته مواد غذایی در میزان چاق کنندگی آن موثر است مثلا برنج کته کمتر چاق میکند چون لوید گلاسمیک پایین است و در آبکش این گونه نیست

برنج که هر بار گرم میکنیم قدرت چاق کنندگی بالا میرود و ترجیحا برنج تازه و مخلوط پلو بهتر است

نان تازه قدرت چاق کنندگی بالایی دارد زیرا نوعی قند در آن وجود دارد که در حالت تازگی نان سریع جذب میشود ولی پس از بیات شدن این ختصیت را تا 20درصد از دست میدهد.

-درغذایی در وزن مساوی هر کدام حجم گنده تری داشته باشند یعنی هوای بیشتری داشته باشند کمتر چاق میکند هوا هم در سرعت جزب تاثیر دارد و مانند عایق عمل می کند و نمیگذارد آنزیمها به غذا سریع بسد و سرعت هضم پایین می آید مثل وزن مساوی از ذرت بوداده و آب پز شده

تفاوت خودمان را هر چند وقت یکبار یادآوری بکنیم و حتما عکس لاغری را داشته باشیم و قیاس کنیم و انگیزه بگیریم

نه گفتن را  به بقیه و غذا یاد بگیریم /

کارت درست کنید و رویش بنویسید » برای لاغری مهمترین فرد خودم هستم (ناراحت شدن دیگران مهم نیست )

برخی از عوارض رژیم

یبوست : علت اصلی کم آبی است که یا آب کم میخورند یا چایی زیاد یا فیبر  کم ( سالاد و سبزی و گوجه خیار زیاد بخورید و قاطی پلو بجای پلوی ساده ) ورزش نکردن و عدم وجود روغن کافی در غذا

حتما باید درمان شود زیرا باعث بزرگی شکم و سردرد  دفع دردناک میشود

شربت خاک شیر آلو بخارا (3تا عدد داخل لیوان + 5/1 لیتر آب+ 2قاشق خوری آبلیمو+یک استکان گلاب (چربی سوز) + خاک شیر فراوان+ اگردوست دارید قند سوکرالوز هم اضافه کنید ) اگر این را خوردید یک واحد از میوه صبح حذف میشود

اسهال :در رژیم ریشه در عفونی و سم موجود در سبزیجات ایران است

بادیان +نعناع +جدوا+شاه تره + شیرین بیان +زنیان ( هرکدام مثلا 50 گرم پودر کنید و 2 قاشق چای خوری بعد از ناهار و شام بخورید و این ترکیب نفخ و مشکلات گوترشی خفیف را درست میکند و کوچکتر شدن روده ها و جذب کمتر غذا و کمتر گرسنه شدن کمک میکند

درد عضلانی و درد استخوان و گرفتگی عضله در پایین تنه : دارچین + زنجبیل +سیاه دانه را به نسبت مساوی از هر کدام اسیاب میکنیم و 1 تا 5 قاشق چای خوری بعد از غذا با معده پر میخوریم

برای زیبایی و خراب نشدن پوست صورت : قند حذف کرده و آب فراوان بخورید +ماساژ بهید تا گردش خون بالا برود در صورت و جوان بماند و مکمل امگا 3 یا ویتامین ای   هفته ای 2 تا 3 عدد

قسمت سوم ( دکتر سبحانی)

 
انگیزه سازی برای لاغری بهترین روش است و بهترین زمان موقع خواب برای طبقه بندی و صبح زود بعد از بیداری  موارد صفحه اول نوشتم دوباره تکرار شد و تاکید فراوان بر اجرا داشت

کش پول نازک در دست مان بندازیم که اگر هوس چیزی کردیم یکبار بکشیم و رها کنیم تا کم کم با اینکار مغز از اشفتگی خارج شود و اتوماتیک شود

جایگزین ها :

در مسافرتها که به مواد غذایی رژیم دسترسی ندارید لقمه کوچک و با چنگال بردارید و خووووووووووووووووووب بجویید و شکر و قند و ...را حذف کنید و هنگام خوردن هیجان زده نباشید و ترجیحا موقع غذا حرف نزنید و تمرکز داشته باشید

ترجیحا دعای سفره داشته باشید تا تمرکزتان بیشتر شود .

راه حل اخر در صورت غذای چرب خوردن قرص ونوستات است تا روغن غذا دفع شود

ضد اشتهای معجزه گر اسفناج است

رژیم ما روش آلمانیست که مدل زیگزاگی است یک روز نشاسته و کالری کلا بالا یک روز کلا پایین برای تحریک معده و مغز و سلولها برای چربی سوزی

زمانی که بی حال هستید غذا را حذف نکنید و مقدار گوشتها علل خصوص مقدار مرغ و ماهی را هرگز از مقدار غذا کم نکنید

و همیشه ورزش در برنامه خود داشته باشید .

-کمبود ویتامین ب1 و ب6 و ث در رژیم بسیار پیش می آید که باعث سردرد و سرگیجه می شود که آمپول نوروبیون آلمانی راهکار این است ایرانی بسیار ضعیف است یک دهم آلمانی است .

در رژیم وقتی نشاسته اضافه ( برنج گندم جو ذرت باقالی نخود فرنگی چقندر ) می خوریم تا نیم ساعت حالمان بهتر است ولی بعد از آن به دلیل بالارفتن قند خون ، بیش از عرف بازه رژیم ، حالمان را بیشتر بد می کند .

-ورزش را کنار نگذارید .

-آب به میزان کافی بنوشید : کم آبی در شرایطی ایجاد می شود که چایی زیاد می نوشیم و چون ادرار اور است آب بدن را کم می کند و برای متابولیسم سلول آب کافی نداریم و یا نمک بدن کم است ( تعادل سر سفره نیاورید ) که آب در بدن بند نمیشود .

خیار شور نمکی و نه سرکه ای به این موضوع کمک میکند

طبق موارد هر جلسه : هر گاه از نظر اراده شل شدید دوباره انگیزه را بازسازی کنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

-مهــــــــــــــم :

ابتدا یک ورق بردارید و دلایل لاغر شدن را  بنویسید طی 6 ساعت و از میان آنها 15 تای اصلی را انتخاب کنید هر روز مطالعه کنید اخر شب و اول صبح بعد از بیداری در رختخواب ( بهترین زمان برای پردازش ذهن) با چشم ببینید با زمان بخوانید و با گوش یشنوید تا تمام حواس درگیر تلقین شود فقط در ذهن گفتن کافی نیست

تلقین تلقین تلقین تلقین تلقین   تکرار تکرار  به مغز برنامه درست ذهنی بدهید تا درست پردازش و عمل کند زیرا باید به لایه های پایین تر مغز که ضمیر ناخود آگاه است برسد

3-همیشه جمله مثبت و درست و زمان حال  مشخص و کوتاه و واضح بگوییم من لاغر هستم و لاغرترررررررررررررررررررر میشوم

از چاقی نترس چون مار از پونه بدش میاد در خونه اش سبز میشه از خودتان و زیبایی تان تعریف کنید

4-10 مرتبه صبح موقع بیداری و 10 مرتبه شب موقع خواب : خدایا کمکم کن فقط برای امروز رژیمم را درست انجام بدهم .

قول بدهید این کاغذ 2 هفته جدا نشود : خودم میدونم توش چیه و بلدم و توی دلم میخونم نداریییییییییییییم از روی نوشته برای حافظه بصری بخونید .

مدل مغز ما اینطوری است اگر این کار را نکنی شل میشوی بعد از 2 ماه و به قانون جذب اجازه می دهی تو را چاق تر کند چون وسواس فکری برای چاقی داری و همان را جذب می کنی

هر 7000 کالری = 1 کیلو گرم

ولی آب / سبزیجات / صیفی جات آزاد است و چاق نمی کند  

عوامل چاقی

-ورزش نکردن :که باعث افت  متابولیسم می شود و باعث سوختن پروتیین و عضله  به جای بافت چربی ها در بدن می شود .

-حذف وعده غذایی :( خصوصا صبحانه و شام )

-نامرتب بودن زمان نهار: ( یک ساعت جابجایی مجاز است و قبل از ساعت 3 باید میل شود بین ساعت  5/1تا 5/2

-دیر خوردن صبحانه : از لحظه بیداری با 5/1 لیوان آب ولرم و چند قطره آبلیمو روزخود را شروع کنید ونهایتا نیم ساعت وقت دارید چیزی میل کنید برای استارت معده تا اسید معده متابولیسم را آغاز کند و هرچه زودتر شروع شود کالری بیشتری از دست می دهیم .

- از لحظه بداری تا نیم ساعت صبحانه

-4تا 6 ساعت بعد نهار

-6تا 8 ساعت بعد شام

درصد قند و چربی نباید در رژیم از مقدار ذکر شده بیشتر باشد : مثلا یک تافی کوچک بین 300تا 800 گرم در رژیم چاق میکند ولی 80 کف دست نان اضافه تر یک کیلو چاق می کند .در 6 ماهه اول رژیم روال بدن این است برای همین باید بسیار مراقب باشیم

اگر تا 6 ماه وزن را ثابت نگه داریم مغز این را به عنوان وزن واقعی ثبت میکند و اجازه نمیدهد که بیشتر چاق شویم مگراینکه معده و ذهن را تحت فشار بگذاریم که این باعث چاقــــــــــــــــــــــــــتر شدنمان می شود .

-اگر احساس می کنید نمیتوانید جلوی خودتان را بگیرید یک هفته هر چیزی از گلویتان پایین میرود را هر 2 ساعت دوساعت بنویسید و مجددا رویش فکر کنید که کدام براساس رژیم بود کدام اضافه تا جلوی پرخوری الکی گرفته شود  

قسمت دوم ( دکتر سبحانی)

عیب روی خودتان نگذارید همیشه بگویید به به من قدر خوب و خوش تیپم خوش تیپتر هم میشم

در رابطه با مقاوم شدن بدن ( افت متابولیسم بدن )

بدن در شروع لاغری روزی 2000 کالری نیاز دارد طبق رزیم ما 1300 کالری وارد می کنیم تا بقیه را از چربی های بدن برداشت کند

-هیچ ماده غذایی بدون کالری نیست ولی آب ، سبزیجات و صیفی جات چاق نمی کنند

-افت متابولیسم نشانه های خود را دارد مثل حواسپرتی و پرخوابی و از دلایل اصلی ان ورزش نکردن است

-حذف وعده غذایی و یا کمتر از مقدار تعیین شده خوردن و نامرتب بودن زمان خوردن غذا با عث چاقی بیشتر میشود . بدن بیشتر از 6 ساعت نباید گرسنه باشد

-همیشه سالاد و سبزی فراوان بخورید و نشسته پشت میز باشید با تمرکز بر خوردن

-برای ناهارفقط یک ساعت جابجایی مجاز است و باید قبل از ساعت 3 باشد چون باعث چاقی میشود

-صبحانه را با چایی و شیر میتوان خورد و شام را هم با آب

-از هیچکدام از قسمتهای غذا کم نکنید اگر نمیتوتنید در چند مرحله بخورید نباید مغز بفهمد غذای کمی عمدا میرسد چون سریع به ذخیره چربی و تبدیل قند به چربی روئ می آورد .

پیغام سیری :

-15 تا 20 دقیقه بعد از غذا خوردن به مغز میرسد پس 15 دقیقه قبل از غذا سالاد بخورید نشسته پشت میز( میز برای معده سالمتر است ) باشید با تمرکز بر خوردن با قاشق شربت خوری باید تعداد بارهایی که دست به سمت دهان می آید بالا باشد تا مغز گول بخورد و خودمان هم خسته شویم و ولع خودمان کم شود

-حجم غذا بایدزیاد و گنده  باشد و کم کالری اینکار با سبزی و کاهو و کلم انجام دهید

ورزش

-ایروبیک و پیلاتس و زومبا

بدون ورزش سردرد- سرگیجه- بوی بد دهان- ریزش مو - فراموشی - تاری دید و پرخوابی  ایجاد می شود .

قانون ورزش :

-همه ورزشها کالری می سوزانند وقتی ورزش میکنیم زیر یک ساعت باید چربی بسوزانند نه قند !

پیاده روی بیشتر قند می سوزاند تا چربی ، 3 ساعت پیاده روی = 40 دقیقه ایروبیک

ورزش 5 بار در هفته حداقل 40 دقیقه پیوسته و همه بدن باید همزمان کار کنند .

بعد از ورزش که احساس خستگی و نفس نفس زدن رفت میتوانیم آب یا غذا بخوریم ، سر وقت ورزش کردن در ساعت مشخص بیشتر باعث لاغری میشود

مکمل ها

کپسول مولتی ویتامین well woman

قرص آهن ایزن پلاس

شربت  ال کارنتین فوق العاده است و طبیعی است و دارو محسوب نمیشود

هر چیزی در سلول جابجا شود باید کریر خودش را داشته باشد کریر ( حمل کننده ) چربی ال کارنتین است این شربت باعث می شود که پروتین و قند خون مصرف و افت نشود و به جایش فقط چربی مصرف شود

-زل لاغری برای ناحیه که بیشتر تمایل به حذف چربی به آن را دارید استفاده کنید تا از منطقه مقدار برداشت بیشتری داشته باشیم .

-خیار شور جلوی سردرد و سرگیجه و افت فشار را میگیرد در این مواقع به جای آب قند استفاده شود

- آمپول  نوروبیون انرژی زا است حاوی ویتامین ب که جلوی ضعف و افت فشار و سردرد و... را می گیرد هر 6 ماه عالیست تزریق شود .

 در این مواقع کراتین هم عالیست و فقط 70 گرم چاق میکنددر شیر صبح میتوانید حل کرده بخورید

قسمت اول ( دکتر سبحانی)

یکی از دوستان رفته پیش دکتر سبحانی و این فایلو در اختیار ما گذاشته تا ازش استفاده کنیم... 

ممنون از اون دوست و ممنون از دکتر سبحانی،کسایی که دنبال دکتر خوب تغذیه میگردن دکتر سبحانی پیشنهاد این دوست ماست... 

متن طولانیه تو چند تا پست براتون میزارم... 

به نام خداوند مهـــــــــــــــــربان ، خداوند گل و زیبایی

علامت ضربدر روی شصت دست فرامــــــــــــــــــــــــــــــــوش نشود( نشانه برای جویدن زیاد لقمه ها )        

تایم غذا خوردن :

بلافاصله بعد از بیداری  و نهایتا نیم ساعت بعد صبحانه تا از همان لحظه بیداری متابولیسم آغاز شود .

4 تا نهایت 6 ساعت بعد ناهار

6تا 8 ساعت بعد شام

بیش از 6 ساعت نباید گرسنه بمانیم .

1- دسترسی به مواد غذایی را کم کنید .

2-مهــــــــــــــم :

ابتدا یک ورق بردارید و دلایل لاغر شدن را  بنویسید طی 6 ساعت و از میان آنها 15 تای اصلی را انتخاب کنید هر روز مطالعه کنید اخر شب و اول صبح بعد از بیداری در رختخواب ( بهترین زمان برای پردازش ذهن) با چشم ببینید با زمان بخوانید و با گوش یشنوید تا تمام حواس درگیر تلقین شود فقط در ذهن گفتن کافی نیست

تلقین تلقین تلقین تلقین تلقین   تکرار تکرار  به مغز برنامه درست ذهنی بدهید تا درست پردازش و عمل کند زیرا باید به لایه های پایین تر مغز که ضمیر ناخود آگاه است برسد

3-همیشه جمله مثبت و درست و زمان حال  مشخص و کوتاه و واضح بگوییم من لاغر هستم و لاغرترررررررررررررررررررر میشوم

از چاقی نترس چون مار از پونه بدش میاد در خونه اش سبز میشه از خودتان و زیبایی تان تعریف کنید

4-10 مرتبه صبح موقع بیداری و 10 مرتبه شب موقع خواب : خدایا کمکم کن فقط برای امروز رژیمم را درست انجام بدهم .

یشترین مقدار انرژی را چربی ها دارند و باعث چاقی میشوند و پس از ان وقتی چاق میشویم در این مرحله  قندها و کربو هیدرات  چاقتر می کنند

در واقع قند ساده علت اصلی چاقی هستند  مانند قند شکر عسل آبمیوه های طبیعی و صنعتی

قند پیچیده در این مرحله بهتر است :مثل  گندم و سیب زمینی و غلات و نخود فرنگی

قند ساده سریعتر جذب می شوند  و  چاقـــــــــــــــــتر میکنند مانند برنج آبکش

قند پیچیده به دلیل ساختمانش دیرتر جذب می کند و کمتر چاق می کند : برنج کته و ماکارونی دم نشده

برای اینکه خوش تیپ لاغر شویم نباید حجم قند در خون  بالا باشد

برای جلوگیری از این امر باید مصرف سیزیجات و فیبرها را افزایش دهیم  ، فیبر در روده به نشاسته ها و قندها و مقداری از چربی ها میچسبد و اجازه جذب نمیدهد

فیبرها

 1-مثل سبوس گندم و سبوس برنج گوجه خیار  کلم قارچ ریواس بامیه گیاهی و سبزی خوردن و کاهو و هویج

سبوس گندم یا برنج 20 دقیقه قبل از غذا یا همراه غذا یا بلافاصله بعد از غذا بخورید .

2-میوه ها قند ساده دارند ولی وقتی با پوست باشد و هرچه سفت تر باشد و زیر دندان بیاید بهتر است مثلا سیب و گلابی بهتر از هندوا نه و  خربزه است چون قندش کمتر جذب میشود و به واسطه فیبرش دفع می شود

3-غلات کامل : برنج قهوه ای جوبا سبوس ( جو پرک که کامل است )  و گندم با سبوس  اینها بدون سبوس ساده هستند

نان

به ترتیب الویت :

1-نان چاودار بدون شکر بهترین نان دنیاست

2-نان جو

3-نان سبوس دار

4-سنگک

و در نانها آخرین الویت با نان لواش است

حبوبات

به ترتیب الویت :

لوبیا چشم بلبلی از همه بهتر چون قند اضافی را جذب و دفع میکند و فیبر بالایی دارد و برای دیابتی ها عالیست روزی 2 قاشق غذا خوری با نهار و شام میل کنند برای تنظیم قند

عدس و ماش

این 3 انرژی کمتر از برنج ندارند ولی سرعت جذب پایین دارند به دلیل فیبر و دیرتر هضم میشوند

تخم کتان : منبع عای فیبر (معروف به هورمون زنانه گیاهی فتو استروژن  ) حاوی امگا 3 و 6 است برای تقویت سیستم ایمنی بدن و جلوگیری از چین و چروک بدن و صورت و روشنی پوست  ،و جلوگیری از پوکی استخوان و جلوگیری از سرطان -  10 تا 15 دقیقه ، 2 تا 3 ق چای خوری ، خیس کنید بعد بخوریدحتما جویده شود ، یک لیوان آب از رویش بخورید و20 دقیقه قبل از نهار ضد اشتهای خوبی است

زیره سبز : نسبت به زیره سیاه در چربی سوزی قدرتمند تر است

گیاه خار مریم : داروی گیاهی برای کبد است در واقع قوی ترین تقویت کننده و پاکسازی کننده کبد می باشد

2 ق غذاخوری را در یک لیوان آب در حال قل قل اضافه می کنیم و زیرش را کم میکنیم تا ملایم بجوشد و سرد شد صاف کرده بخوریم هفته ای یک بار

مخصوصا موقع رژیم و دارو خوردن تا کبد مسیولیت جذب و دفع چربی را درست انجام دهد