دوره تثبیت

سلام بچه

امیدوارم خوب و خوش باشید؛ منم ای بدک نیستم

خدمت شما سرورانم عرض کنم که تا به حال مطالب زیادی راجع به تثبیت وزن و نگه داشتن بالانس رژیم گفتم ولی کوتاه و مختصر یک بار دیگه هم میگم واسه توپولای جدید

ببینید شما ۵ ساله میرید سر کار و مجبورید ساعت ۶ صبح بیدار بشید؛ تعطیلات نوروز که میشه بازم به طور اتوماتیک ساعت ۶ صبح بیدار میشید خو... بدن شما عادت کرده به اون وضعیت؛ و به صورت نا خودآگاه تمایل داره به اون سمت

وقتی یه آدم چاق که همیشه زیاد غذا می خوره و یه آدم لاغر که کم غذاست با هم میرن رستوران و هر دو یه جور غذا و به یه مقدار می خورن، معده و بدن اون لاغر چون عادت به اون مقدار غذا نداشته بیشترش و دفع می کنه؛ در صورتی که بدن چاق بیشترش رو جذب می کنه...

بدن انسان طبق عادت عمل میکنه و اگر بخواید رفتاری رو تغییر بدید باید با تکرار اون رفتار به بدنتون بفهمونید که عادت عوض شده! وقتی ۱۳ روز تعطیلات عید تموم میشه دیگه حالا بدن عادت کرده به بلند شدن ساعت ۱۰ و سخته ۶ پاشید برید سر کار تا دوباره چند روز بگذره و اون وضعیت تثبیت بشه

کم شدن وزن هم درست به همین شکله؛ شما رژیم میگیرید؛ تو هفته های اول به دلیل شوکی که به بدن وارد میشه وزن خوب میاد پایین؛ چون بدن خبر نداره که چی شده یهو روزی ۴۰۰۰ کالری شده ۱۲۰۰ تا و فعالیت بالا رفته! وقتی یک مدت می گذره و بدن میبینه نه مثل اینکه شوخی نیست! باید چربی هایی که چندین سال باهاش بودن رد کنه بره؛ شروع میکنه مقاومت و وزن ثابت می مونه؛ این همون مرحله است که باید به بدن شوک وارد بشه دوباره؛ یعنی رژیم و ورزش تغییر کنه؛ تا دوباره گیج بشه و چربی از دست بده؛ و همین طور تا آخر

حالا مسئله تثبیت چیه؟! کسی که زیر ۱۰ کیلو اضافه وزن داره این کار واسش خیلی راحت تره؛ تو رژیم میگیری؛ ورزش میکنی و زیاد با بدنت و این ادا اصولاش درگیر نمی شی؛ ولی وقتی اضافه وزن بالاست و مدت زیادی قرار با این مسائل دست و پنجه نرم کنی؛ مجبوری که یه کارایی بکنی خو! حالا چیکار؟

ببینید مثلا من ۱۲ سال چاق بودم؛ بدنم به اون سیستم؛ به اون مکانیزم بسیار عادت کرده؛ حالا میام تو ۱ سال رژیم و ورزش فراوون میکنم و ۳۰ کیلو وزن کم میکنم؛ بدش که می خوام به حالت عادی و زندگی روزانه برگردم بدنم دوباره به همون حالت قبلی که ۱۲ سال باهاش بوده تمایل داره و می خواد اون شکلی بشه! بدنه دیگه حالیش نیست؛ خره

خب حالا که ۳۰ کیلو کم کردم مسلما نگه داشتن وزن جدیدم خیلی مشکله؛ تا یه ذره یه زندگی عادی بر میگرم نتیجه اش این میشه که مقداری از کاهش وزنت بر میگرده! تقریبا این مساله واسه تمام آدمایی که کاهش وزن زیاد داشتن اتفاق میوفته، مقدار زیادی وزن از دست میدم ولی بعد از اتمام رژیم قسمت اعظمش برمی گرده

البته این همش به خاطر عادت بدن نیست؛ ول کردن یهو رژیم؛ پرخوری؛ ول کردن ورزش و غیره هم خیلی تاثیر داره؛ چون ما تا کم می کنیم و لاغر میشیم دوباره روز از نو روزی از نو میشیم مثل دیوانه ها!

به همین دلیل در میان طول کاهش وزن دوره به نام تثبیت میزاریم؛ یعنی زمانی که یه مقداری کم شدیم؛ وزنمون رو یه مدتی ثابت رو همون وزن نگه می داریم تا بدن کمی استراحت کنه و صد البته به وضعیت عادت کنه تا اگرم قرار بود برگردیم دیگه برنگردیم به وزن اولیه!

مثلا شما ۹۰ کیلو وزن دارید؛ و می خواد بشید ۵۰ کیلو؛ رژیمو شروع میکنید و بعد ۳ ماه می رسید به ۸۰ کیلو؛ یه مدت سعی میکنید وزنتون رو همون طوری نگه دارید؛ مثلا به مدت ۱ ماه از کم کردن کالری و افزایش دادن تحرک دست بر میدارید؛ می دونید که تو رژیم هر چی میرید جلو تر و وزنتون کم تر میشه بایستی کالری مصرفی تون هم کمتر بشه

پس اگه زمانی که رژیم رو آغاز کردید تو وزن ۹۰ کیلو با روزی ۱۵۰۰ کالری و به وزن ۸۰ رسیدید؛ برای اینکه بیاید رو ۷۰ باید روزی ۱۲۰۰ کالری مصرف کنید از این به بعد؛ ولی شما دست نگه میدارید و برای مدتی همون ۱۵۰۰ کالری رو مصرف میکنید؛ وزنتون پایین نمیاد ولی تثبیت میشه؛ بدن به جای ۹۰ کیلو به ۸۰ کیلو عادت میکنه؛ یادش میره که شما ۲۰۰۰ کالری در طول روز می خوردید!

حالا یه ماه که رو ۸۰ موندید دوباره رژیم رو با ۱۲۰۰ تا شروع می کنید تا به ۷۰ برسید و اون زمان دوباره مدتی برای تثبیت از کم کردن کالری مصرفی خودداری میکنید؛ بعد که بدن مدتی رو وزن ۷۰ ثابت موند دوباره با ۱۰۰۰ کالری واسه ۶۰ کیلو اقدام میکنید؛ این پروسه چند ماهی شما رو عقب نگه می داره اما برای دوام لاغری شما بسیار موثره؛ من خودم الان تو دوره تثبیتم  البته دیگه دوره تثبیتم خیلی طولانی شده احیانا ولی فعلا مجبورم خو

در ضمن هر چه جلوتر میرید دوره تثبیت طولانی تر میشه؛ مثلا برای وزن ۸۰ سه هفته تثبیت خوبه؛ برای ۷۰ یک ماه و برای ۶۰ ؛دو ماه؛ اگر وزن هدف شما ۵۰ باشه!

زمانی هم که به وزن دلخواه رسیدید کار اصلی شما آغاز میشه؛ اگه شما وزن هدفت ۵۰ بود و صبح پاشدی رفتی رو وزنه دیدی ۵۰ شدی؛ نخواب رو غذا، ورزشت رو ول نکن یهو؛ خب بر میگرده دوباره همش!

بلکه وقتی تازه به وزن ۵۰ رسیدی باید ۱ سال دوره تثبیت بزاری؛ تازه اون موقع کار تو شروع میشه؛ نگه داشتن وزن خیلی مهمه

برای اون زمان هم راه کاریه که من همیشه گفتم؛ تو یک سال زحمت کشیدی و به وزن ایده آل رسیدی؛ حالا اندام خوبی داره و تنها مشکلت اینه که مراعات نکنی سریع بر میگرده! پس مراعات کن

رفتارهای اجباری رژیمت رو کنار بذار اما مراعات و کنار نذار! مثلا تو ۱ سال گذشته خودتو از خوردن بستنی؛ چیپس و ... محروم کردی؛ اما حالا دیگه لاغر شدی و می خوای حال کنی؛ پس زمانی که با دوستات میری بیرون تو چله تابستون و همه بستنی قیفی میگیرید سق میزنید؛ ضد حال به خودت نزن که نه من نمی خورم؛ تو هم بگیر بخور؛ ولی اینو بدون شب که رسیدی خونه نباید لب به شام بزنی!

عروسی دعوت شدی؛ کلی غذاهای جور واجور و خوشمزه هست؛ بخور عزیزم؛ حالشو ببر؛ مگه سالی چند تا عروسی میری؛ اما! اما داره... تا ۳ شب بعدش شام بی شام!

این بالانس کالری رو همیشه نگه دار؛ هر زمان زیاد خوردی پشتش کم بخور یا نخور؛ نذار زیاد خوری روی هم تلمبار بشه.

امیدوارم فهمیده باشید چی میگم؛ چون خودم که انقدر از اتاق رفتم بیرون؛ اومدم و مدیرم صدام کرد نفهمیدم چی نوشتم!!!

گرفتارم...

 سلام بر دوستان عزیز و باوفا

امیدوارم همگی خوب و خوش و خوش هیکل باشید؛ من که نیستم! حجم اینترنتم تموم شده، پولم ندارم شارژش کنم  فقط از اداره می تونم بیام نت! اداره هم که پنج شنبه جمعه تعطیل بود، دیروزم که بلوگفا قطع بود! از این رو چند روز بهتون سر نزدم که ایشالله امروز برسم جواب همه رو در قسمت نظرات بدم.

از حال من اگه بخواید کم و بیش خوبم؛ فقط خیلی درگیرم، صبح تا بعد از ظهر اداره ام، خونه هم که می رسم میشینم پای پایان نامه، ۲۰ تیر باید تحویل بدم و هنوز هیچ کار قابل توجهی هم نکردم!

انقدر از سر کار رفتن و پایان نامه خسته می شم که توانایی ورزش کردن نمی مونه برام، اما رژیمم همچنان پا برجاست؛ کم می خورم و کم کالری؛ کمی میوه، خرما، سوپ، شیر، ماست، تخم مرغ و ... نون و برنجم تقریبا نمی خورم، حالا چی بشه یه کف دست بخورم، ولی یه کم کارای پایان نامم بیوفته رو قلطک ورزش و جدی شروع می کنم دوباره...

لطفا شما هم اگه مشکلی براتون پیش میاد، کاری، گرفتاری، و یه مدت رژیم یا ورزش رو قطع می کنید؛ دوباره با برنامه شروعش کنید و از هدفتون غافل نشید.

برای همتون آرزوی زیبایی دارم؛ بوس

بی انگیزه ی چاق!!!

وقت ناهار؛ میشینی سر میز یا پا سفره، یه کمی برنج میکشی و روش خورشت میریزی؛ با سالاد یا ماست؛ و مشغول خوردن میشی؛ تموم که میشه هنوز سیر نشدی؛ ولی با خودت میگی هنوز جا دارم واسه کشیدن و خوردن، این حالت دوباره و سه باره تکرار میشه، سنگین شدی و مقدار زیادی غذا خوردی؛ چرب و بی اندازه!

پا که میشی بساط و جمع کنی، چشمت از تو آینه می افته به خودت، رو در یخچال اتفاقی چهرتو میبینی؛ صورت پف کردت ، شکم ور قلمبیدت؛ باسن گندت، یه لحظه از خودت عقت میگیره، ناراحتیه شدیدی برت غلبه میکنه، دلت می خواد از دست خودت، از دست پر خوریت فریاد بزنی؛ زجه بزنی و دیگه هیچی نخوری تا لاغر بشی و از این شکل و شمایل احمقانه ای که واسه خودت ساختی در بیای. به نظر کاملا مصمم میای، طوری که انگار دیگه هیچی نمی تونه تورو از هدفت دور کنه، شدیدا دپرسی و دیگه شوخی نداری؛ خیلی جدی و با انگیزه.

چند ساعت بعد؛ وقت شام؛ میشینی سر میز یا پا سفره، یه کمی برنج میکشی و روش خورشت میریزی؛ با سالاد یا ماست؛ و مشغول خوردن میشی؛ تموم که میشه هنوز سیر نشدی؛ ولی با خودت میگی هنوز جا دارم واسه کشیدن و خوردن، این حالت دوباره و سه باره تکرار میشه، سنگین شدی و مقدار زیادی غذا خوردی؛ چرب و بی اندازه!

پا که میشی بساط و جمع کنی، چشمت از تو آینه می افته به خودت، رو در یخچال اتفاقی چهرتو میبینی؛ صورت پف کردت ، شکم ور قلمبیدت؛ باسن گندت، یه لحظه از خودت عقت میگیره، ناراحتیه شدیدی برت غلبه میکنه، دلت می خواد از دست خودت، از دست پر خوریت فریاد بزنی؛ زجه بزنی و دیگه هیچی نخوری تا لاغر بشی و از این شکل و شمایل احمقانه ای که واسه خودت ساختی در بیای. به نظر کاملا مصمم میای، طوری که انگار دیگه هیچی نمی تونه تورو از هدفت دور کنه، شدیدا دپرسی و دیگه شوخی نداری؛ خیلی جدی و با انگیزه.

این ماجرا هفته هاست؛ ماه هاست یا حتی سالهاست که داره واسه تو تکرار میشه، وقتی سیری با انگیزه ای ولی وقتی گرسنه میشی دیگه هیچی حالیت نیست! از خود بی خود! ولی عزیزم به خود آی...

تو در زمان بدی انگیزه میگیری؛ و در زمان بدی انگیزتو از دست میدی! واسه همین داشتن این انگیزه هیچ کمکی به تو نکرده جز اینکه اعصابتو بهم ریخته.

تو میری تو خیابون، یه دختری از جلوت رد میشه، بسی خوشگل و خوش اندام و خوش تیپه ، تو بهش نگاه میکنی و با خودت میگی منم باید این شکلی بشم؛ باید لاغر بشم، باید خوشتیپ بشم... کاملا جدی و استوار، کارت بیرون تموم میشه و میای خونه، رو گاز قابلمه برنج و قرمه سبزی رو میبینی، تو افکارت و انگیزتو و حسرتی که ۱ ساعت پیش تو خیابون داشتی فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

تو پای تی وی نشستی، داری شو میبینی، یه دفعه یه شو نشون میده از خواننده خزو خیل که داره خودشو جر میده واسه یه دختره!‌ دختره اندامش خوبه، به مایو پوشیده قر میده، یه لحظه احساس میکنی دختره داره این کارا رو میکنه که حرص تورو در بیاره! اصلا داره با اندامش به تو دهن کجی می کنه! تو با سوادی؛ با شعوری؛ پاکی؛ خانواده داری؛ اونوقت انگاری اون دختره با اون اندام و حرکاتش تو دوربین زول میزنه و با یه لبخنده چندش آوری بهت میگه تو هیچی نیستی! هیچکی تورو دوست نخواهد داشت؛ هیچ کس واسه تو با اون هیکله مسخره ات آواز نمی خونه، تحویلت نمی گیری؛ نمی بینتت! تو عصبی میشی، بهم میریزی، و انگیزت در بالاترین نقطه نمودارت قرار میگیره؛ اما ۲ ساعت بعد؛ سر شام، دیگه از اون دختره و انگیزه تو خبری نیست؛ فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

میری خرید لباس، هیچی سایزت نیست، اونایی هم که هست بد شکل و آشغاله؛ از فروشنده مخصوصا اگه پسر باشه و صد البته جوون بسی خجالت میکشی موقع گفتن سایزت! تو اتاق پررو جا تنگه، به شدت عرق کردی، و لباسا به زور تنت میره، انقدر تنگه که موقع در آوردنش می ترسی که هر لحظه جر بخوره و مجبور بشی پولشو بدی! تمام مدت به خودت فحش میدی، و قسم می خوری که این بار دیگه جدی و با انگیزه خواهی بود؛ اما درست زمانی که غذا رو میبینی  فراموش میکنی، میشینی و می کشی و می خوری.

این حالت واسه تو بارها تکرار میشه، تو هر مهمونی؛ موقع خرید هر نوع لباس؛ مقایسه خودت با دیگران، دیدن افراد دیگه؛ هر بار که میری جلو آینه و ....

اما تو آدم بشو نیستی! حالا باید چی کار کرد!؟؟؟

انگیزه شناسی! یعنی در زمان درست و به موقع موتور انگیزه خودتو روشن کن! دلایل انگیزه خودت رو پیدا کن، هر چی که هست، یه لباسی که خیلی خوشگله، خیلی هم رنگش بهت میاد ولی کوچیکته، فلان خواننده یا بازیگر یا ... که هر وقت شوهرت، نامزدت، یا دوست پسرت میبینتش چشماش زوم میشه روش و تو رو از ته دل می رنجونه و عذاب میده، هر چیزی، هر مساله ای، هر حرفی، یا هر شخصی که تورو در در بالاترین سطح انگیزت قرار میده؛ سریع پیداش کن، و ۱ دونه از عکساشو، حرفاشو  و .... بذار جلو نظرت، رو در یخچال؛ در کمد، یا هرجایی که باید ازش بگذری واسه رسیدن به غذا؛ اون چیزی رو انتخاب کن که بیشتر از همه زجرت میده، و بذارش جلو چشمت، جایی که وقتی که از خواب پا میشی ببینیش و یادت بیوفته گرفتاریت.

فلان خواننده رو هر وقت میبینی اعصابت از اندامش بهم میریزه، از اونکه تو چقدر چاقی و اون چقدر خوش هیکل! عکسشو پیرینت کن بزن رو یخچال! یه دفعه شوهرت بهت گفته هیکل گندت و بکش اونور و تو از صمیم قلبت آزرده شدی؟ یه کاغذ بردار و روش بنویس؛ هیکل گندت و بکش اونور و بزن رو در اتاقت! هیچ صحنه ای به اندازه دیدن اندام خودت آزارت نمی ده؛ خونتو پر کن آینه!

ببین؛ انگیزه شناسی کن، اول ببین چی بیشتر از همه بهت انگیزه میده واسه نخوردن، و وزن کم کردن؛ بعد اون و در جایی قرار بده که زمان درستی بیاد جلو نظرت؛ یعنی وقتی که گرسنه ای!

چند تا نکته هم تو یه سایتی دیدم ؛ همین حرفای من و فهرست وار گفته که ایناس:

آیا می خواهید انگیزه خود را در لاغر شدن افزایش دهید؟

- یکی از راههای حفظ اراده و انگیزه ، فکر کردن مداوم به هدف نهایی و فواید آن است یعنی رسیدن به سلامتی،شادابی ، جوانی و زیبایی در چند ماه آینده .

- سایزی که به آن خواهید رسید را جلوی چشم داشته باشید.

- انگیزه روز اول را به یاد داشته باشید .

- قبل از خواب و بلافاصله بعد از چشم باز کردن جملات تاکیدی را فراموش نکنید .
مانند : خدایا کمکم کن تا رسیدن به وزن مطلوب ، اراده قوی خود را حفظ کنم .

- هر لحظه به ضررهای چاقی فکر کنید .

- هر لحظه به فواید کاهش وزن فکر کنید .

- - در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت؛ پس از كاهش تدریجی وزن، در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت می‌تواند برای تغذیه صحیح شروعی تدریجی باشد مثل، كاهش وزن تدریجی یا انجام تغییرات كوچك در وعده‌های روزانه.

- یادداشت كردن تغییرات؛یادداشت كردن تغییرات مثبت و مرور آن‌ها به شخص انرژی مجدد می‌دهد و باعث تشویق او به ادامه راه می‌شود. این مسئله برای افرادی كه قصد كاهش وزن دارند كمك خوبی است.

- پیدا كردن رقیب و یا الگوی مقایسه در این راه؛تجربه نشان داده داشتن رقیب در ایجاد انگیزه برای شخص بسیار نتیجه بخش بوده است. به عنوان مثال زوج هایی که برای کاهش وزن با یکدیگر اقدام به رژیم گرفتن می کنند ، موفق تر از حالت انفرادی عمل می کنند .